.
مطالب سايت

 

هديه به منتظران گل نرگس

نقدی بر تفسیر و مفسران

هجوم آرام و خواب غفلت
نگرشي بر غوغاي انفجار جمعيت

سقیقه، تبلور وحدت یا تفرقه؟

نقدهايی بر کتب درسي دبستان

مشهورهاي بي اصل

برخي خيانت‌هاي منافقانه‌در كتاب:
«بيست و پنج سال سكوت علي»

گزارشي از تهاجم بر عزاداري و عاشوراي حسيني

نقدي بر مجله‌ي خانواده

 

 

 

جستجو


جستجو در وب
جستجوی سايت
تالار گفتمان
کل موضوعات 16
کل ارسال ها 71
کل بازديد ها 21111
کل پاسخ ها 55
کل اعضا 87
آخرين 20 ارسال انجمن

بدترين خلق خدا در آخر الزمان!!
ارسال شده توسط sarbaz در مورخه : جمعه، 14 بهمن ماه ، 1390

داستان تير و پاي امير
ارسال شده توسط hedayati در مورخه : يكشنبه، 2 آبان ماه ، 1389

داغ فراق
ارسال شده توسط andalib در مورخه : شنبه، 11 ارديبهشت ماه ، 1389

فراخوان شعارهاي فاطميه
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

سخن از فاطمه گفتن!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

در سوگ همتاي علي عليه السّلام
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 1 ارديبهشت ماه ، 1389

امام فدايي دين است، يا اصل دين؟
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388

آسيبها و راهكارها در عزاداري
ارسال شده توسط andalib در مورخه : جمعه، 27 آذر ماه ، 1388

بر كرانه‌ي غدير
ارسال شده توسط andalib در مورخه : سه شنبه، 10 آذر ماه ، 1388

مگر غدير را فراموش كرده‌ايم؟!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 27 آبان ماه ، 1388

طرح جدید سایت
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

چت آنلاین
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

اصلاحيه
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

ان الحيوة عقيدة و جهاد!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : يكشنبه، 10 آبان ماه ، 1388

انهدام عمود دين براي بقاي دين!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : يكشنبه، 12 مهر ماه ، 1388

تقیه
ارسال شده توسط admin در مورخه : چهارشنبه، 4 دي ماه ، 1387

تالار گفتمان جستجو
تغییر اندازه سایت

100%
125%
150%
200%
250%
300%

 
  
نقدی بر تفسیر و مفسران 4- آموخته های من (ادامه)
 
  

 

سخني با خوانندگان
سرآغاز

بي‌مجوز چرا؟
عصر بازگشت از عترت

آموخته‌هاي من:
الف: دلالت حديث ثقلين
ب: باورم با استعانت از حديث ثقلين
ج: شواهدي بر اين باور
د: هلاكتم در صورت رجوع به قرآن صامت
هـ: نجاتم در صورت رجوع به قرآن ناطق
و: دو مثال براي روشن شدن آموخته‌هايم

علت پژوهش

مسير مجاز در كسب دانش‌هاي الهي :
الف: تأملي در حديث "انا مدينة العلم"
ب: رواياتي در انحصار مسير دانش‌هاي ديني
ج: روايات اختصاصي در انحصار مسير دانش‌هاي قرآني

شماي كلي مباحث آتي

بخش اول:

هويت قرآن در باور غير معصومان

ارائة تعريفي جامع از قرآن (حقيقت قرآن چيست؟)
مصداق حقيقي قرآن در باور من
شاهدي از كلام خدا با بيان معصومين
حقيقت ساير كتب

ضرورت تعريف و ويژگيهاي معرف

تعريف قران را از كجا بايد گرفت؟
1- تعريف قرآن از درون
2- تعريف قرآن از برون

بياني ديگر در ويژگيهاي معرف قرآن
طرح و بررسي برخي ديدگاهها
شناخت و تعريف قران انحصاري‌است
مروري بر آموخته‌ها

* بررسي آرا در تعريف و شناخت قرآن
الف: منبع، مقصد، و هدف از نزول قرآن
كلام خدا و نزولش بر پيامبر اكرم

اصل تخاطب در قرآن
مقتضاي كلام خدا و نزولش بر پيامبر
چكيدة تحليل اين تعريف در چند جمله

معجزه بودن قرآن
اعجاز قرآن در آراي قرآن پژوهان
معجزات اختصاصي و عمومي
ويژگي‌هاي معجزة اختصاصي
شرط اعجاز معجزات
شرط اعجاز قرآن و وجه آن

هدايت و نور
شرط هادي و نور
ابهام هادي و تاريكي نور

شرايط تفسير از ديدگاه مفسران و قرآن پژوهان
علوم و شرايط مفسر
آداب و شرايط تفسير

بررسي ين ديدگاه با طرح چند پرسش
علم قرآن، اعطايي‌است نه اكتسابي
امانت پيامبر نزد صحابه
الف: امانت سپردن قرآن نزد صحابه
دست‌آويز مدعيان
وارثان قرآن در كلام معصومان
ب: مهمترين و ارزنده‌ترين يادگار
جايگاه قرآن و عترت

پناهگاه پناهجويان

منشأ پيدايش اين تفكر

ب: معرفي قرآن از بعد فهم تفسيرآن
سهولت فهم قرآن

دلالت واژه‌هاي قرآن بر آنچه افراد مي‌فهمند

به سخن درآوردن قرآن

ج: معرفي قرآن از بعد جامعيت آن
نشأت عقايد و آرا از قرآن

د: معرفي قرآن از بعد وحدت موضوع در آيات و سور

هـ: معرفي قرآن از بعد فصاحت و بلاغت آن
الف: فصاحت و بلاغت يعني چه؟
ب: معيار در سنجش فصاحت و بلاغت قرآن
ج: آيا قرآن فصيح و بليغ است؟

و: معرفي قرآن از بعد قدرت و كارايي
1 - محوريت قرآن در ارزيابي روايات
رابط بين خدا و خلق كيست؟

عرضه در كجا متصور است؟
تاريخ و نحوة پيدايش عرضة روايت به كتاب

علت پرسش اصحاب از روايات مشكوك چيست؟
امكان و عدم امكان و حد و مرز عرضة روايت به كتاب
خلاصة صور عرضة روايت به كتاب

تنها مصداق صحت عرضه
چه كساني صلاحيت عرضه دارند؟
انگيزه و نتيجة عرضة روايات مشكوك به آموخته‌هاي قرآن

عرضة روايات با وجود سريان زماني قرآن

مروري اجمالي بر مفاد روايات عرضه
آخرين نتيجه از بحث عرضه

2- حكومت قرآن بر احاديث
3- حكومت عقل بر ظاهر قرآن، و برتري قرآن در تعارض با ظاهر شرع
امكان تعارض عقل با قرآن و شرع
الف: عقل

ب: قرآن و شرع
حكومت عقل بر قرآن و شرع در صورت تعارض

ز: معرفي قرآن از بعد تأثير آن در فرهنگ و جامعه

ح: معرفي قرآن از نظر مستشرقين

نتيجة آنچه تا كنون خوانديد

بخش دوم:

نزاع مهتديان در كتاب هدايت!

پيشگفتار

مخاطب خدا و قيم قرآن

يك پرسش
پاسخ

ظواهرقرآن
1- منظور از ظواهر، و شرط حجيّت ظهور
2- منظور از حجت و حجيّت
3- دليل حجيّت ظواهر قرآن
مقام تخاطب و حجيّت ظواهر قرآن
مقدّمة اول: مفهوم ظهور، انتزاعي و نسبي‌است
مقدمة دوم: نقش تخاطب در انعقاد ظهور

نتيجه: لزوم مقام تخاطب در حجيّت ظواهر قرآن

مطلوب خدا و حجيّت ظواهر

در حاشية حجيّت ظواهر قرآن
1- حربة بناي عقلا
2- تفاوت حجيّت پيامبر و امام با حجيّت قرآن

شما هم تجربه كنيد

يك نمونة عملي و كاربردي
چند پرسش
چند نكته پيرامون اين بخش

تفسير سورة حمد

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله رب العالمين

الرحمن الرحيم
مالك يوم الدين
اياك نعبد و اياك نستعين

اهدناالصّراط المستقيم
صراط الذين انعمت عليهم
غيرالمغضوب عليهم و لاالضّالّين

آخرين سخن
فرضيّة اتفاق آرا

 

 

و: دو مثال براي روشن شدن آموخته‌هايم:

مثال اول: اگر ما باشيم و آيه‌اي مانند: «السّارِقُ و السّارِقَةُ فَاقطَعُوا اَيْديَهُما ـ دستهاي مرد و زن دزد را ببريد1 » ، با يك دزد چه رفتاري خواهيم داشت؟!
بي‌ترديد، اينگونه استنباط خواهيم كرد كه:
الف: دو كلمة "السّارِقُ و السّارِقَةُ" كه يكي براي مرد دزد و ديگري براي زن دزد است، مطلق بوده، و هيچ قيدي ندارند. و شامل ديوانه و عاقل، كوچك و بزرگ، پير و جوان، مجبور و مختار، گرفتار و بيچاره و غير آن، مي‌شوند.
ب: كلمة "فَاقْطَعُوا ـ ببريد" لفظِ جمع مذكّر حاضر از فعل امر است و دلالت بر وجوب بريدن، بر همة مردان دارد.
ج:اندازة مال ربوده شده نيز قيدي ندارد و مطلق است، و شامل هر نوع سرقتي مي‌شود، كم باشد يا زياد.
د: زمان دزدي هم در آيه قيد نشده است. پس در هر زماني اتفاق بيفتد فرق نمي‌كند.
هـ: واژة "ايديهما ـ دو دست دزد زن و مرد" نيز مطلق بوده، و شامل هر دو دست تا كتف مي‌شود.
و: مكان دزدي هم قيدي ندارد، و شامل همة مكانهاي بسته و باز، و خصوصي و عمومي مي‌شود.
و...
و سپس، با توجّه به اين برداشتها، و با استناد به «حجّيّت ظواهر قرآن»، بر همة مردان واجب مي‌دانيم كه به حكم اين آيه كه دلالتش هم بسيار واضح به نظر مي‌رسد، به عنوان مجازات سرقت، هر دو دست هر دزدي را، در هر شرايطي، با هر اندازه مالي كه دزديده، و از هر مكاني و با هر نيّتي كه سرقت كرده، قطع كنند.
دلالت ظاهر اين آيه بر چنين مجازاتي روشن تر از آن است كه نياز به توضيح ديگري داشته باشد. و فهميدن اين دلالت، هيچ نيازي به فقه و فقاهت ندارد. و به قول برخي مفسّران و قرآن‌پژوهان كه مي‌گويند: «هر كس مي‌تواند به فراخور فهم خويش از قرآن چيزي بفهمد و با آن هدايت شود» ظهور آية مذكور در چنين مجازاتي براي هر كس كه كمي از زبان عربي اطّلاع داشته باشد، و يا به ترجمة قرآن مراجعه كند، بسيار آشكار است.
حال اگرسرپرست خانواده‌اي، تكّه‌ناني را در سال قحطي، از محيطي باز، به‌خاطر تنگدستي و گرسنگي خود و خانواده‌اش دزديده و قصد جبران هم داشته باشد، به ناچار، به حكم همين آيه، بر همة مردان لازم است، كه دست اين دزد را قطع كنند، تا امر خدا را اطاعت كرده باشند! زيرا از نگاه ما، استثنايي براي آية فوق در قرآن به چشم نمي‌خورد. در حالي‌كه علماي فقه، استثناءاتي را براي كيفر دزدي، برشمرده‌اند.
اين مجازات نادرست، حاصل فهم ناقص و نارساي ما، از ظاهر يك آية قرآن است.
آيا تا كنون آزموده‌ايد كه دانسته‌هاي ما از اين آيه، با فرمايشات خاندان رسالت عليهم السلام كه مفسّران واقعي كلام الله‌اند، چقدر تفاوت دارد؟!
براي توجّه بيشتر، به چند مسألة برگزيده از احكام حدّ سرقت در فقه توجه كنيد:

1 ـ سارق بايد بالغ و عاقل باشد. نه كودك و يا ديوانه.
2 ـ سارق، پدر صاحب مال نباشد.
3 ـ سارق، بردة صاحب مال نباشد.
4 ـ مال در جاي امني نگهداري شود.
5 ـ سرقت، مخفيانه انجام شود، نه به شكل علني و آشكار.
6 ـ آنچه بريده مي‌شود، چهار انگشت دست راست سارق است2

مثال دوم: شما كه با ترجمه و تفسير قرآن ارتباط داريد، شايد تا كنون ترجمه و تفسير آية شريفة: «فَبشِّرْ عبادِي الّذينَ يَستمِعونَ القولَ فيَتِّبِعُونَ اَحسَنَه3» را خوانده يا شنيده باشيد. بيشتر مترجمان و مفسّران قرآن، بر آنند كه همة افراد بشر، بايد گفتار و انديشه‌هاي پايه‌گذاران هر مكتب و مذهبي را مورد مطالعه و دقّت قرار داده و پس از تجزيه و تحليل، آنها را با يكديگر مقايسه كرده، از ميان آراء و انديشه‌هاي خوب، پسنديده تر را برگزينند، كه بر چنين بندگاني بشارت باد4 !!
در آنچه مترجمان و مفسّران، از اين آيه برداشت كرده‌اند، كمي درنگ كنيد؛ آيا «تكليف بمالايطاق
5 » نيست؟ نوجواني كه تازه به بلوغ شرعي رسيده، و يا يك فرد متفكّر در جامعة امروز چگونه مي‌تواند همة اديان و مكاتب بشري را مرور كند، و با چه معيار و ميزاني مي‌تواند خوبها و سپس بهترينها را انتخاب نمايد؟ آيا ارائة چنين مفهوم نادرستي، با جايزة ويژه‌اي كه بشارت خداوند است، سبب هدايت مردم شده، يا گمراهي‌هايي را دامن زده‌است.
اكنون، مضمون كلام عترت را در اين باره مرور مي‌كنيم، تا تفاوتهاي اساسي و ريشه‌اي، آشكار گردد:
ابوبصير مي‌گويد: «از امام صادق عليه‌السلام در بارة فرمايش خداوند كه مي‌فرمايد: "الّذين يستمعون القول فيتّبعون احسنه" پرسيدم. امام فرمود: آن، مردي است كه حديث مي‌شنود و آن گونه‌كه شنيده، بازگو مي‌كند. نه بر آن مي‌افزايد و نه از آن مي‌كاهد
6 ».
تبعيت نيكو در شنيدن، نقل بدون كم و زياد گفتار است، نه بررسي مكاتب و آراي بشري و انتخاب بهترين‌ها!!
بلايي كه جامعه اسلامي هميشه با آن روبرو بوده و هست، تحريف كلام پيشوايان ديني است. اين كار، توسّط سودجوياني انجام مي‌گرفته و مي‌گيرد كه گفتار حق را مي‌شنوند و در بازگو كردنش، تبعيّت احسن نمي‌كنند، و به تحريف كلام حق مي‌پردازند. و متأسّفانه بايد اعتراف كرد كه تحريفات فراواني از اين دست، در نوشته‌ها و گفتارهاي علوم قرآني به چشم مي‌خورد!.

 پي‌نوشت:

1 ـ قرآن مجيد، سورة مائده، آية38.

2 ـ براي بررسي و مقايسه، به بحث "كيفر سارق" در كتب فقهي شيعه، مراجعه فرماييد.

3 ـ قرآن مجيد، سورة زمر، آيه18.

4 ـ مفهوم فوق، در بيشتر تفسيرهاي قرآن ذكر شده است.

5 ـ اصلاحي اصولي است، براي موردي كه تكليفي بيش از حد توان بر دوش مكلف گذاشته شود.

6 ـ تفسير نورالثقلين، ج4، ص482: «... عن ابي‌بصير قال: قلت لأبي‌عبدالله عليه‌السلام: قول الله جلّ ثناؤه: "الّذين يستمعون القول فيتّبعون احسنه"؟ قال: هو الرّجل يسمع الحديث، فيحدّث به كما سمعه، لايزيد فيه و لا ينقص منه».

 

ادامة مطلب





بازديد : 215 بار