.
مطالب سايت

 

هديه به منتظران گل نرگس

نقدی بر تفسیر و مفسران

هجوم آرام و خواب غفلت
نگرشي بر غوغاي انفجار جمعيت

سقیقه، تبلور وحدت یا تفرقه؟

نقدهايی بر کتب درسي دبستان

مشهورهاي بي اصل

برخي خيانت‌هاي منافقانه‌در كتاب:
«بيست و پنج سال سكوت علي»

گزارشي از تهاجم بر عزاداري و عاشوراي حسيني

نقدي بر مجله‌ي خانواده

 

 

 

جستجو


جستجو در وب
جستجوی سايت
تالار گفتمان
کل موضوعات 16
کل ارسال ها 71
کل بازديد ها 21111
کل پاسخ ها 55
کل اعضا 87
آخرين 20 ارسال انجمن

بدترين خلق خدا در آخر الزمان!!
ارسال شده توسط sarbaz در مورخه : جمعه، 14 بهمن ماه ، 1390

داستان تير و پاي امير
ارسال شده توسط hedayati در مورخه : يكشنبه، 2 آبان ماه ، 1389

داغ فراق
ارسال شده توسط andalib در مورخه : شنبه، 11 ارديبهشت ماه ، 1389

فراخوان شعارهاي فاطميه
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

سخن از فاطمه گفتن!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

در سوگ همتاي علي عليه السّلام
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 1 ارديبهشت ماه ، 1389

امام فدايي دين است، يا اصل دين؟
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388

آسيبها و راهكارها در عزاداري
ارسال شده توسط andalib در مورخه : جمعه، 27 آذر ماه ، 1388

بر كرانه‌ي غدير
ارسال شده توسط andalib در مورخه : سه شنبه، 10 آذر ماه ، 1388

مگر غدير را فراموش كرده‌ايم؟!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 27 آبان ماه ، 1388

طرح جدید سایت
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

چت آنلاین
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

اصلاحيه
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

ان الحيوة عقيدة و جهاد!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : يكشنبه، 10 آبان ماه ، 1388

انهدام عمود دين براي بقاي دين!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : يكشنبه، 12 مهر ماه ، 1388

تقیه
ارسال شده توسط admin در مورخه : چهارشنبه، 4 دي ماه ، 1387

تالار گفتمان جستجو
تغییر اندازه سایت

100%
125%
150%
200%
250%
300%

 
  
هجوم آرام و خواب غفلت 8 - تشكر و قدر داني
 
  
 

 

پيشگفتار

بخش 1: غوغاى انفجار جمعيّت

بخش 2: مبارزه با رشد جمعيّت مسلمانان

   تصويب طرح كنترل جمعيت

   الف : اهرم فشار با وضع قوانين

  
ب : اهرم تبليغات عليه جمعيّت

  
ج : سرمايه ‏گذارى كلان و فشار اقتصادى

  
د : ابزار جلوگيرى از باردارى

      
* تشكّر و قدردانى

   ه : آموزش نسل جوان

   و : زنان، قوىترين اهرم

      
* اشتغال زنان

      
* تحصيلات زنان

       * ازدواج و زايمان زودرس و ديررس

   ز : عوارض ناگفته

      
* افزايش طلاق و مرگ

       * افزايش سنّ ازدواج

       * پيرى جمعيّت

   ح : نقطه مورد هجوم

   ط : كشف اشتباه يا توطئه

بخش 3:  سرمايه‏گذارى در بخش زنان

بخش 4: از لابلاى جرايد

بخش 5: خلاصه‏اى از آنچه گذشت

 

 

«به گفته دكتر فريدون فروهرى... عمل وازكتومى - بستن لوله مردان - از سال 1993 در ايران انجام مى‏شود و تاكنون 200 هزار نفر در كشور تحت اين عمل قرار گرفته‏اند.»

«روزنامه اطّلاعات، 29/4/1379»

که البته، قطعا آمار وازکتومي بيش از اين حرفهاست. آخرين آمار زنانى كه توبكتومى شده‏اند نيز در دست ندارم، ولى از بعضى اخبار مى‏توان اينگونه نسبت‏سنجى كرد كه زنان تقريباً بايد 15 برابر مردان مورد اين عمل قرار گرفته باشند كه نتيجه آن، حدود 3 ميليون توبكتومى مى‏شود! آيا مى‏دانيد در اثر اين عوام‏فريبيها، چند ميليون نفر از مردم كشورمان ملزم شده‏اند به ساير مضرّات و بيماريهاى لاعلاج و يا صعب العلاج تن بدهند؟ و از آنها كه به خاطر بهداشت بارورى و براى جلوگيرى از خطرات ناشى از زايمان و دفاع از حقوق زنان و باصطلاح رفاه حال مردم! آنان را به مصرف اين داروها تشويق و ملزم و اجبار كرده‏اند مى‏پرسم: آيا مضرّات زايمان بيشتر بود يا بيماريهاى متعدّد و مختلفى كه در اثر استفاده از اين ابزار، ناشى شده است؟ و چه كسى جوابگوى اين‏همه جنايتِ آشكار و نهان و خواسته يا ناخواسته است؟ تبليغاتى كه براى مضرّات زايمان براه افتاده است، علاوه بر اينكه با سير خلقت و سرشت آدمى و روايات متعدّد كه سفارش بر زايمان متوالى دارند مخالف است، با نظر پزشكانِ امروز نيز مخالف است. ولى متأسّفانه نشر آراء مخالف، ‏شديدا كنترل شده، و چون مغاير با سياست كنترل جمعيّت است، در جرايد و صدا و سيما هرگز پخش نمى‏شود، مگر اندكى از آن كه از تيررس مراقبين، دور مانده است.

در تأييد اين سخن، به چند خبر پزشكى در اين زمينه توجّه فرماييد:

«باردارى زنان در دهه پنجاه سالگى، سبب طول عمر مى‏شود... پژوهشگران مى‏گويند: زايمان در دهه پنجاه سالگى، سبب پيرى ديررس و طولانى شدن عمر مى‏شود. دانشمندان معتقدند، مى‏توان طولانى شدن عمر زنان را با طولانى شدن زمان باردارى آنان مرتبط دانست.»

«روزنامه رسالت، 22/6/1376»

«باردارى در سنين جوانى، خطر ابتلا به سرطان سينه را كاهش مى‏دهد. مادرانى كه اوّلين طفل خود را در سنين جوانى به دنيا مى‏آورند، احتمالاً ژن ضدّ سرطانى در بدنشان به فعّاليّت در مى‏آيد كه از ابتلاى آنان به سرطان سينه در سالهاى بعد، جلوگيرى مى‏كند. بانوانى كه در حدود سنّ هجده سالگى صاحب نخستين فرزند شده‏اند، پنجاه درصد كمتر از ديگر بانوان، در طول عمر خود با خطر ابتلا به سرطان سينه مواجه هستند...»

«ماهنامه پيام زن، آبان ماه 1374»

«... دانشمندان غربى كشف كرده‏اند، زنان، پس از باردارى، مقاومت بيشترى در مقابل ابتلا به بيمارى سرطان پيدا مى‏كنند. باردارى، در بدن بانوان، تغييراتى دراز مدّت و يا هميشگى به وجود مى‏آورد كه در نتيجه آن، سموم و داروهاى شيميايى با سرعت بيشترى از سيستم جريان خون آنها خارج مى‏شود. به گفته متخصّصين انستيتوى ملّى سرطان‏شناسى در دانشگاه نيوجرسى آمريكا، اين اكتشاف، منشأ اثرات مهمّى در بخش سرطان‏شناسى در علم ژنتيك و همچنين نحوه دارو براى زنان خواهد شد. نتيجه تحقيقات انجام شده در اين مركز نشان مى‏دهد، آنزيم پى - 4501 از خانواده سانيوكروم كه سموم بدن را تجزيه مى‏كند، در بدن زنانى كه قبلاً باردار شده‏اند، فعّاليّت بيشترى دارد. فعّاليّت اين آنزيم كه موادّى مانند كافئين را از بدن دفع مى‏كند، در زنانى كه باردار نشده‏اند و يا از داروهاى خوراكى براى جلوگيرى از باردارى استفاده مى‏كنند، به مراتب كمتر است. آنزيمهاى ديگر از خانواده سانيوكروم، هورمونهايى مانند استروژن را توليد مى‏كنند كه در رابطه با بيمارى سرطان سينه در زنان نقش دارند. يك متخصّص جنين‏شناسى در اين باره گفت: باردارى سبب مى‏شود نحوه رفع داروها و موادّ شيميايى از بدن زنان، براى سالها و يا براى هميشه تغيير كند...»

«ماهنامه پيام زن، دى ماه 1374»

«پژوهشگران به اين نتيجه رسيده‏اند كه احتمالاً زنانى كه هرگز باردار نشده‏اند، دو برابر زنانى كه وضع حمل كرده‏اند در معرض ابتلا به بيمارى سرطان مغز قرار دارند. اين پژوهش همچنين چند گزارش قبلى را تأييد مى‏كند داير بر اينكه زنانى كه زايمان داشته‏اند، كمتر در معرض ابتلا به سرطان روده قرار دارند. يكى از پژوهشگران معتقد است كه اكثر سرطان‏هاى موجود در زنان به ترشّح هورمونهاى زنانه مربوط مى‏شود. هر ماه در رحم زن تخمكى به‏وجود مى‏آيد و در طول آن مدّت، بدن زن در معرض فعل و انفعالات و دگرگونيهاى هورمونى قرار مى‏گيرد تا زن را براى باردارى آماده سازد. ولى يك چنين دگرگونيهاى هورمونى در طول باردارى رخ نمى‏دهد و در مدّت زمانى كه زن از پستانش به كودك شير مى‏دهد، شدّت دگرگونيها تخفيف مى‏يابد. بار دارى و شيردادن به كودك، بدن زن را از دگرگونيها و تلاطمات شديد هورمونى باز مى‏دارد. يافته‏ها و نتيجه‏گيريهايى از اين نوع نشان مى‏دهد كه چرا ميزان ابتلا به بيمارى سرطان پستان در دوران معاصر رو به افزايش گذاشته است. هر ماه رحم زن تخمك ويژه باردارى را در رحم قرار مى‏دهد و پستان سهم بيشترى از دو هورمون استروژن و پروژسترون كه هورمونهاى زنانه هستند دريافت مى‏دارد. اين هورمونها پستان را هدايت مى‏كنند تا براى آماده شدن جهت توليد شير، شروع به تقسيم كنند. و مى‏دانيم كه بيمارى سرطان نيز در اصل چيزى جز تكثير ناخواسته و نابجاى سلّولها نيست. باردارى زنان و شيردادن به كودكان، از خطر تكثير سلّولهاى بى‏قاعده مى‏كاهد و در نتيجه زنان را از ابتلاى به سرطان پستان مصون مى‏دارد...»

«ماهنامه پيام زن، ارديبهشت ماه 1372»

«پزشكان با مطالعه بر روى وضعيّت جسمانى و بدنى چند زن مبتلا به آرتروز يا ورم مفاصل رماتيسمى دريافته‏اند كه در دوره باردارى، بيمارى آنها خودبخود و بدون استفاده از هرگونه دارو و درمان تازه‏اى برطرف مى‏شود...»

«روزنامه ايران، 29/7/1376»

«نتيجه تحقيقات گروهى از دانشمندان، بر روى حيوانات و انسان، حاكى‏است، هر كدام از والدين كه مراقبت از فرزند را بر عهده مى‏گيرند، عمر بيشترى دارند. پژوهشگران مؤسّسه تكنولوژى كاليفرنيا و مؤسّسه پژوهشى اسكريپس، ميزان عمر انسان و 9 گونه از حيوانات را مورد مطالعه قرار داده‏اند... پژوهشگران در نتيجه‏گيرى آورده‏اند كه معلوم مى‏شود، اين تصوّر عمومى خلاف واقع است كه مادران به دليل انرژى كه صرف پرورش فرزند مى‏كنند و به دليل خطراتى كه باردارى و وضع حمل برايشان دارد عمر كمترى نسبت به پدران دارند.»

«روزنامه ايران، 4/6/1377»

«مركز كنترل و پيشگيرى بيماريها در آمريكا با انتشار نتيجه تحقيقات خود اعلام كرد:... در حالى كه به دنيا آوردن نوزادان با فاصله سنّى بسيار كم، مى‏تواند براى سلامتى نوزاد مضرّ باشد، در عين حال، فاصله زياد بين تولّد آنها، مضرّتر است. بر اساس اعلام مركز كنترل و پيشگيرى بيماريها، هر دو حالت ممكن است باعث شود، نوزادِ وارد، نارس و يا كوچك بوده و مشكلات سلامتى دراز مدّت پيدا كند. بر اساس اين تحقيقات براى حاملگى دو باره بهتر است كه بين 18 تا 23 ماه صبر كرد. اين فاصله براى باردارى مجدّد و داشتن طفل سالم و طبيعى، ايده‏آل است. دكتر (بائويينگ‏ژو) سرپرست اين تحقيقات گفت: بدن به نحوى مى‏داند كه اين فاصله براى سلامتى نوزاد، مناسب است. تحقيقات، نشان داده است: نوزادانى كه مادرانشان بعد از شش ماه از اوّلين تولّد دوباره باردار شده‏اند، 30 تا 40 درصد با اين خطر روبرو بوده‏اند كه نوزادى نارس و يا ريز اندام داشته باشند. همچنين آن دسته از مادرانى هم كه 10 سال صبر كردند تا فرزند ديگرى به دنيا آورند، دو برابر، بيشتر در معرض اين خطر قرار گرفتند و 50 درصد با اين احتمال كه صاحب يك نوزاد نارس شوند، روبرو شدند. اين تحقيقات، بر اساس 173 هزار و 205 مورد تولّد از سال 1989 تا 1996 در ايالت (يوتا) انجام گرفت.»

«روزنامه اطّلاعات، 12/12/1377»

آنچه از اين اخبار بدست مى‏آيد اين است كه فاصله بين دو باردارى، كه پس از آن، «بدن به نحوى مى‏داند كه بايد باردار شود»، همان مدّت‏زمان شيردهى است. و طبق نظر پزشكان، يكى از عوامل جلوگيرى از باردارى كه داراى درصد بالايى مى‏باشد، شيردهى است. اگرچه اين تحقيق نتيجه تازه‏اى در بر ندارد بلكه اشاره به سير طبيعى دوران پس از باردارى است. ولى اگر كسى تابع تحقيقات پزشكى باشد، با اين تحقيق و ساير تحقيقاتى كه ذكر شد، معلوم مى‏شود كه سير طبيعى زايمان بايد ادامه يابد. در غير اين صورت مشكلات فراوانى دامنگير مادر و كودك خواهد شد. اگرچه ما تعبّدى نسبت به نظرات پزشكان نداريم، و با ديدن اين همه مصلحت‏انديشى، علم پزشكى، اعتبارش را از دست داده است. ولى اگر بناست كه نظر پزشكان براى زيانِ باردارى، معيار و ملاك باشد، نظرات خلاف آن نيز بايد به طريق اولى معيار و ملاك باشد. چون در راستاى نظم خلقت است، و در نظم خلقت، که شاهکار خلاق عالم است، اشتباهى نيست. در جمع بندى اين نظرات آنچه لازم است گفته شود اين است كه: بهترين راه براى رسيدن به حقيقت، آن است كه از سرچشمه زلال حقيقت يعنى معارف قرآن و عترت سيراب شويم. در غير اين‏صورت، سراب را آب پنداشته و به اميد رسيدن به آن، هميشه تشنه، و وجودمان سرشار از رنج و تعب خواهد بود.

با كمال تأسّف، مسؤولان و مبلّغان مذهبى ما نيز همچون گروه كثيرى از مردم، در مسير سيلاب تجدّد گرايى كه از غرب سرازير شده است دست و پا مى‏زنند و در اثر غرق شدن در اين سيلاب، نداى قرآن و سفارشات معصومين عليهم السلام را نمى‏شنوند. زيرا تصوّرشان اين است كه در دنياى تجددگرايي امروز، مطرح كردن فرمايشات و سفارشات رسول گرامى اسلام صلى الله عليه وآله وسلم، و عترت آن حضرت، تحجّر و عار است و باعث انزواى بين المللى آنان مى‏شود و ممكن است ايشان را در ملعبه‏هاى جهانى راه ندهند. دشمن نيز اين نقطه‏ضعف را دريافته و با تمام توان وارد عمل شده است. دبير كلّ وزارت مستعمرات انگليس به آقاى همفر، جاسوسى انگليسى مى‏گويد:

«اى همفر! در سفر آينده دو هدف اساسى در پيش دارى: 1 - نقطه ضعف مسلمانها را درك كنى، و ببينى از چه راهى مى‏توانيم در داخله آنان رخنه كنيم، و ريشه آنان را بكنيم. زيرا اساس پيروزى بر دشمن همين است...»

«كتاب خاطرات سياسى و تاريخى مستر همفر، صفحه 57»

و اكنون همين سياست مو به مو، توسّط غرب جنايتكار، در كشورهاى اسلامى بويژه ايران اعمال مى‏شود. به همين دليل غربيها جنجال به‏پا مى‏كنند و مى‏گويند:

«در ايران حقوق بشر را با بريدن دست دزد پايمال مى‏كنند».

در نتيجه اين جنجال، براى تبعيّت از قوانين حقوق بشر، سارق، مجازات نشده و هر روز آمار سرقت و سارقان، رو به افزايش است. و سپس اهل نظر حكم مى‏كنند كه، دزدى، ريشه در تربيت خانوادگى، برخوردهاى والدين، كمبود محبّت، و افزايش جمعيّت دارد. غربيها بانگ سر مى‏دهند كه:

«حقوق زنان در ايران پايمال مى‏شود».

و نتيجه‏اش اين مى‏شود كه زنان ايران، سريعاً و بدون محاسبه صحيح، وارد هر صحنه اي مى‏شوند، هرچه بادا باد. كه نكند خداى ناكرده مارا واپس‏گرا معرّفى كنند. غربيها مى‏گويند:

«به خاطر سنگسار حقوق زنان از بين رفت».

نتيجه‏اش آن مى‏شود كه با تعطيلي مجازات زناکاران، آمار زنا و فساد اخلاقي سر به فلك مى‏كشد و... . اين در حالى است كه در كشور عربستان سعودى با وجودى كه وهّابيان در مسند قدرتند، هم دست دزد قطع مى‏شود و هم زناكار سنگسار مى‏شود؛ زنان نيز حقّ رانندگى ندارند چه رسد به شركت در پستهاى دولتى. در عين حال هيچ‏كس به آنها نمى‏گويد حقوق بشر را پايمال كرده‏ايد. و آنان طبق خواسته خودشان، كشورشان را اداره مى‏كنند. اكنون اگر دشمنان، مارا در خواندن نماز مسخره كنند و آداب اسلامى را ضدّ حقوق بشر بدانند، عكس العمل ما چه خواهد بود؟ لابد براى اينكه ما را در زمره كسانى بدانند كه تا حدودى به دروازه تمدّن نزديك شده‏اند، نماز را تعطيل مى‏كنيم! و اكنون كه فرامين الهى و سفارشات رسول گرامى اسلام، و روايات ائمّه هدى عليهم السلام با معيارهاى غربى امروز سازش ندارد، به راحتى دست از آنها كشيده و فقط در مجالس خانگى، آنهم به صورت دست و پا شكسته آنها را مطرح مى‏كنيم! عاقبتِ دور شدن از حقيقتى كه در چارچوب دين و سفارشات معصومين عليهم السّلام جاى دارد، سقوطِ اخلاقى، اجتماعى، اقتصادى، جسمى و روانى است كه شاهد آن هستيم. و تا زمانى كه به سرچشمه زلال حقيقت برنگرديم، چاره اي نداريم و مجبوريم كه از گنداب بوجود آمده از تمدّن غرب بنوشيم و پيامد نكبت‏بار آنرا چه بخواهيم و چه نخواهيم، بچشيم.  
 

* تشكّر و قدردانى :

آرى اين تلاش چشمگير براى قطع نسل شيعيان ايران، جدّاً سزاوار قدردانى اربابان است. و ما اگرچه در ساير امور، هميشه عقب‏افتاده‏ايم ولى در اجراى سياست كنترل جمعيّت مسلمانان، بحمداللّه گوى سبقت را از تمام كشورها ربوديم و منتظر تشويقهاى غرب مانديم! و ناگهان شنيديم كه:

«راديو دولتى انگليس طىّ گزارشى اعلام كرد: فقط يكى از درمانگاههاى تهران، در طول 4 سال گذشته بيش از 12 هزار مرد را در چارچوب برنامه كنترل جمعيّت، عقيم كرده است. اين راديو در گزارش خود، پيشرفت برنامه كنترل جمعيّت در ايران را با خوشحالى ستود.»

«روزنامه جمهورى اسلامى، 30/7/1376»

«راديو دولتى انگليس، بى بى سى، در گزارشى از نتايج آمارگيرى نفوس و مسكن در جمهورى اسلامى ايران از اينكه برنامه كنترل جمعيّت در اين كشور منجر به كاهش رشد جمعيّت شده، ابراز خوشحالى كرد...»

«روزنامه جمهورى اسلامى، 26/10/1375»

«دفتر صندوق جمعيّت ملل متّحد گفت: جمهورى اسلامى ايران در برنامه‏هاى تنظيم خانواده، موفقيّت چشمگيرى داشته است...»

«روزنامه اطّلاعات، 21/4/1375»

«مديريّت جمعيّت‏شناسى واشنگتن: ايران در زمينه كنترل جمعيّت برنامه‏هاى چشمگيرى داشته است... اين دانشمند... گفت كه طىّ چند ساله اخير كنترل جمعيّت در ايران به گونه‏اى است كه هيچ كشورى در جهان قادر نبوده است در چنين مدّت زمانى، اين‏چنين رشد عظيم جمعيّت خود را كاهش دهد.»

«روزنامه همشهرى، 22/4/1376»

«نماينده صندوق جمعيّت ملل متّحد در جمهورى اسلامى ايران، آقاى شويون‏سو، از ايران به عنوان يكى از كشورهاى مهمّى كه برنامه عمل كنفرانس جمعيّت و توسعه كه در سال 1994 در شهر قاهره برگزار شد را فعّالانه اجرا مى‏كند تقدير بعمل آورد...»

«روزنامه ابرار، 23/4/1375»

«مؤسّسه ملّى مطالعات جمعيّتى كه مركز آن در پاريس است، در گزارشى كه منتشر ساخت، اعلام كرد: از سال 1986، نرخ بارورى در ايران با حمايت دولت جمهورى اسلامى، كاهش چشمگيرى داشته است... دولت نيز بطور علنى خود را به كنترل زاد و ولد متعهّد ساخته است... امروزه عقيم كردن مردان نيز مورد تشويق قرار گرفته است.»

«روزنامه خراسان، 7/9/1375»

در اين گزارش، دو نكته جلب توجّه مى‏كند: نكته اوّل، مسأله علنى بودن كنترل جمعيّت است كه اميدواريم مسؤولان نظام، به مبارزه علنى با رشد جمعيّت اكتفا كرده و فكر مبارزه غير علنى را در سر نپرورانند. نكته دوّمى كه در اين گزارش آمده است، عقيم كردن مردان است كه در نظر نويسنده گزارش، يعنى خانم مارى لاديه فولادى، تشويق براى عقيم كردن مردان بسيار عجيب آمده است. او از اين مسأله غافل است كه با استفاده از تبليغات ويژه در ايران، عقيم كردن مردان و زنان بسيار سهل‏تر از آن است كه غربيان فكر مى‏كردند. عقيم کردن مردان و زنان که سهل است، اگر ما را مجبور کنند، گوسفندانمان را نيز عقيم مي کنيم تا جمعيت علف خواران روي کره خاک، منفجر نشود، و علف براي نسل آينده گوسفندان نگهداري شود!

و مسألة اصلي و قابل توجه اينكه: ارج و قرب ما آنقدر بالا رفته كه انگليس و آمريكا نيز از ما قدرداني كردند و اقدامات مارا در كنترل نسل ستودند. چه از اين بهتر ؟! به دنباله تشكّرات توجّه فرماييد:

«روزنامه لوس‏آنجلس تايمز در گزارشى در باره روشهاى كنترل جمعيّت در ايران... نوشت: گروههاى كنترل جمعيّت در جهان، بيشترين امتياز را در كنترل جمعيّت، به ايران داده‏اند... در ايران بعد از تبليغات وسيع دولت و فراهم سازىِ امكانات، روز به روز بر تعداد مردمى كه داوطلبانه براى محدود ساختن بارورى خود اقدام مى‏كنند، افزوده شده است...»

«روزنامه صبح خانواده، 23/2/1377»

«از طرف سازمان ملل، ايران كشور نمونه در برنامه تنظيم خانواده شد.»

«هفته‏نامه زن روز، 23/12/1376»

«دكتر نفيس صدّيق نيز از نقش خوب و مثبت ايران براى كمك به برنامه‏هاى اصلاح ساختار جمعيّتى، تقدير كرد.»

«هفته‏نامه زن روز، 26/7/1376»

«به گزارش آسوشيتدپرس از واشنگتن، آمريكا در سال گذشته، به دليل رهبريّت ناموفّق سياسى در زمينه سياستهاى جمعيّتى، در رأس فهرست كشورهاى ناموفّق قرار داشت... در اين فهرست، ايران به همراه اندونزى، بنگلادش، پرو، زيمبابوه، به خاطر ايجاد امكان دسترسى بيشتر به خدمات تنظيم خانواده مورد ستايش قرار گرفته است...»

«روزنامه جمهورى اسلامى، 16/12/1372»

تقديرها فراوان است. آنچه كه مرا بر آن داشت تا تعدادى از آنها را يادآور شوم، اين بود كه معلوم شود چه كسانى از كنترل جمعيّت در ايران شاد شده و لبخند رضايت بر لبانشان نقش بسته است. كه ملاحظه فرموديد: انگليس، آمريكا و سازمان ملل، كاملاً اظهار رضايت كرده و موفقيّت ايران را در اين اقدام ستوده‏اند! در پى صدها تعريف و تمجيد و تشويق در همين راستا، آقاى دكتر مرندى (وزير بهداشت و درمان) به خود اميدوار شده و از اينكه توانسته است اين خدمت شايسته را به آرزومندان قطع نسل مسلمانان، ارائه دهد بسيار خرسند گشته و در كمال خرسندى سر از پا نشناخته، افاضه فرمودند كه:

«... حتّى شعار دو فرزند كافى است، به يك فرزند تغيير يابد.»

«روزنامه سلام، 22/4/1376»

و آنگاه مجامع غربى براى آنكه قدردانيهاى خود را رسميّتِ بيشترى بخشند، تصميم گرفتند كه به پاس خدمات آقاى مرندى به جامعه غرب، و برای پرداختن دستمزد خوش رقصيهای اين ابر جنايتکار نرم بر، به خاطر موفقيت و پيروزي در اين جنگ بى‏صدا، جايزه‏اى ناقابل به عنوان شاباش به او تقديم كنند. تا شايد بتواند شعار «يك فرزند كافى است» را عملى سازد. كه البتّه اكنون كه در مرداد ماه سال 1379 به‏سر مى‏بريم، تبليغات براى اين شعار، آغاز شده و روزبروز حجم گسترده‏اى مى‏يابد. هرچند با وجود تورّم و فشار اقتصادى كه در پيروى از دستورات بانك جهانى و صندوق بين المللى پول و جنايتكاران غربى، توسط جنايتکاران داخلي بر مردم وارد مى‏شود، كار به جايى رسيده كه همان يك فرزند هم برايشان زياد است. پس بهتر است كه آقاى مرندى و امثال او، براي اجراي يک طرح جامع اختة عمومي، به گونه اي اساسى‏تر فکر کنند و مردم را از بند همان يك فرزند هم خلاص فرمايند. اللهم وفقه لما يحب الغرب و يرضی. و آن گونه که از ظاهر امر پيداست، موفقيت در اين امر نيز چندان نيازي به زحمت طاقت فرسا ندارد. لطفاً توجّه فرماييد:

«دكتر فريبرز رئيس دانا استاد دانشگاه طباطبايى گفت: سنگينى هزينه زندگى مهمترين علّت كاهش نرخ رشد جمعيّت، در كشور است. وى با ارائه مقاله‏اى در سوّمين سمينار ملّى آمارهاى حياتى افزود: سطح زندگى تأثير مستقيمى بر ازدواج و كنترل زاد و ولد دارد.»

«روزنامه جمهورى اسلامى، 27/11/1377»

اين فرمايش، از حيث تئوري بسيار بديهي است. اما از حيث عملي، نکند خداي ناکرده، فشارهاي اقتصادي که ملت مظلوم ايران با آن دست به گريبان است، و گره هايي که در تشکيل و ادامه زندگي مردم ايجاد شده و مي شود، به هدف ايجاد مقدمه واجب باشد!!! بگذريم... در هر صورت، مراسم اعطاى جايزه به آقاي دکتر مرندي برگزار شد و:

«خانم لوئيس فرشت قائم مقام دبير كلّ سازمان ملل در پيامى كه توسّط خانم گليان سورنسن مشاور دبير كلّ اين سازمان در امور خارجه، در مراسم اعطاى جايزه جمعيّت به دكتر عليرضا مرندى قرائت شد گفت: جايزه جمعيّت سازمان ملل در سال 1981، به منظور ارتقاى آگاهى در باره پيامدهاى اقتصادى و اجتماعى افزايش جمعيّت خاصّه در زمينه توسعه، بنيانگذارى شد... وى افزود:... دكتر مرندى در بحث‏هاى خود با رهبران مذهبى، توجّه آنان را به اين نكته جلب كرد كه كنترل جمعيّت مغايرتى با روح مذهب ندارد، و تلاش وى در اين باره باعث شد، نرخ رشد جمعيّت در ايران از 3/2 درصد در سال 1986، به 4/1 درصد در سال 1997 كاهش يابد...»

«روزنامه اطّلاعات، 20/3/1378»

مبارک است انشاء الله.

در اين مراسم، علاوه بر اعطاى جايزه، تلويحاً يك درجه كارشناسى مذهبى هم به آقاى مرندى پيش‏كش شده است. اگرچه در عبارت «رهبران مذهبى»، نوع مذهب قيد نشده است! و چه جالب است که يک نفر کارنشناس مذهبي، به هزاران کارشناس مذهبي تفهيم کند، که کنترل جمعيت، با روح مذهب، مغايرتي ندارد! با وجود اين کارشناسان مذهبي، فاتحه تمام مذاهب را بايد خواند. كارگزاران غربىِ كنترل جمعيّت، پس از آنكه ديدند ايران موفقيّت خوبى در اين راستا کسب کرده، آن را به عنوان الگو براى ساير كشورهاى اسلامى معرّفى كردند. توجّه کنيد:

«مدير بخش آسيا و اقيانوسيّه صندوق جمعيّت سازمان ملل متّحد، فعّاليّتهاى جمعيّت و تنظيم خانواده در ايران را الگويى براى كشورهاى آسيا و اقيانوسيّه دانست...»

«روزنامه همشهرى، 7/8/1378»

«نماينده صندوق جمعيّت ملل متّحد گفت: جمهورى اسلامى ايران در زمينه تنظيم خانواده و بهداشت، الگوى مناسبى براى ديگر كشورهاى اسلامى است...»

«روزنامه ايران، 30/3/1375»

 هـ : آموزش نسل جوان :

يكى از نگرانيهايى كه انگليسى‏ها و عليرضا مرندى را آزار مى‏داد مسأله افزايش جمعيّت در سالهاي آينده بود. توجّه كنيد:

«راديو دولتى انگليس، بى بى سى، در گزارشى از نتايج آمارگيرى نفوس و مسكن در جمهورى اسلامى ايران، از اينكه برنامه كنترل جمعيّت در اين كشور منجر به كاهش رشد جمعيّت شده ابراز خوشحالى كرد. اين راديو در پايان همين گزارش نگرانى خود را از احتمال افزايش ميزان رشد جمعيّت ايران در سالهاى آينده ابراز داشت.»

«روزنامه جمهورى اسلامى، 26/10/1375»

«دكتر عليرضا مرندى، گفت:... اگر برنامه كنترل جمعيّت، به صورت جدّى دنبال نشود و 13 ميليون زوج جوان با آموزشهاى ما فقط دو فرزند داشته باشند، ظرف 10 سال آينده، جمعيّت، باز هم افزايش خواهد يافت.»

«هفته‏نامه اميد جوان، 7/5/1375»

و نيز گفت:

«چنانچه برنامه‏ريزيهاى صحيح و اقدامات لازم صورت نگيرد با ورود 32 ميليون جوان به عرصه‏هاى زندگى مشترك و تشكيل خانواده باز هم ميزان جمعيّت رو به فزونى مى‏رود. دكتر مرندى گفت: زوجهاى آينده حتّى اگر بخواهند دو فرزند هم داشته باشند در 20 سال آينده 32 ميليون نفر به جمعيّت كشور اضافه خواهد شد.»

«روزنامه سلام، 22/4/1376»

براى رفع اين نگرانى از چهره‏هاى فعّال اين سياست، يك راه حلّ جدّى و مؤثر لازم بود. اين راه حل را در اجلاس جهانى زن در پكن كه در سال 1374 برگزار شد جستجو مي كنيم. در اجلاس مذكور، و نيز اجلاس جمعيّت و توسعه كه در شهر قاهره برگزار شد، راهكارهاى فراوانى ارائه گشت. از جمله: همجنس بازى، سقط جنين، آموزش جنسى (که منجر به تولد فرزند نشود)، خودارضائى، بى‏عفّتى و... كه پذيرش رسمى بعضى از اين فاكتورها (فکر مي کنم 92 يا 72 ماده از حدود 300 ماده) توسّط نمايندگان كشورمان با مشكلاتى همراه بود. زيرا اين فاکتورها، به حدي شنيع بودند که پذيرش آنها در شأن يک مذهبي غير مسلمان هم نبود چه رسد به مسلمان!ولى مواد کنوانسيون، به گونه اي طراحي شده بودند که با پذيرش برخي از فاكتورها، بقيّه نيز خودبخود عملى مى‏شد. و با تصويب قطعنامه مربوطه، همه كشورها هرچند در دراز مدّت، عملاً ملزم به رعايت تمام موادّ آن خواهند شد! در اجلاس جهانى زن در پكن:

«... پيرامون مسؤوليّت و وظيفه والدين براى نظارت بر آموزش بهداشت جنسى و بهداشت بارورى در 22 مورد سند، اشاره شده است...»

«هفته‏نامه كيهان هوايى، 22/6/1374»

عبارت «آموزش بهداشت جنسى و بهداشت بارورى» براى تمام دست‏اندركاران سياست كنترل جمعيّت، عبارت تعريف شده‏اى‏است و ابهامى ندارد. و لذا تقريباً چهل روز پس از برگزارى اين كنفرانس و در راستاى فرامين تصويبى آن:

«در جلسه علمى ارتقاى بهداشت روانى دانش‏آموزان تهران اعلام شد كه از اوّل آبانماه سال جارى به 190 هزار دانش‏آموز سال چهارم دبيرستانهاى دخترانه سراسر كشور، آموزشهاى مربوط به كنترل و تنظيم خانواده داده مى‏شود...»

«هفته‏نامه صبح، 2/8/1374»

و اين آموزشها، چه غوغايي در درون جوانان مجرد که تمام وجودشان سرشار از شهوت است، ايجاد کرده و مي کند؟! و چه پيامدهايي را به دنبال داشته و دارد؟! اين را در ميزان آمار فساد جستجو کنيد... به هر حال، تأكيدات مختلف در زمينه آموزش جوانان همچنان ادامه داشت:

«خانم جوديت مك‏كى، نويسنده اطلس بهداشت جهانى، خطاب به كشورهاى رو به رشد گفت: دختران را آموزش دهيد وگرنه هرگز از تنگدستى و فلاكت و فقر بهداشتى رهايى نمى‏يابيد... اگر شما به زنان تعليم و تربيت ندهيد، مسائل به شكل پيچيده‏اى از كنترل خارج مى‏شود. او افزود: زنان با سواد، برنامه‏هاى تنظيم خانواده را بهتر مى‏پذيرند.»

«روزنامه رسالت، 3/6/1375»

«سرويس جهانى بى. بى. سى، با هماهنگى بنياد جهانى خانواده، اقدام به پخش برنامه‏هايى به اصطلاح تربيتى و آموزش در خصوص مسائل جنسى و جلوگيرى از باردارى در كشورهاى مسلمان نموده است. اين برنامه‏ها كه به زبانهايى چون فارسى، انگليسى، اردو، پشتو، بنگالى، و غيره پخش مى‏شوند، مجموعه آنها نيز اخيراً به صورت يك كتابچه و با عنوان (راز جنسيّت) نيز به چاپ رسيده كه حاوى مباحثى چون تشويق افراد به خودارضايى، طرح و تأييد همجنس بازى و بحث و گفتگوى آزاد در خصوص مسائل جنسى مى‏باشد، كه تعداى از آنها نيز به زبان فارسى تنظيم شده و به داخل كشور ارسال گرديده‏اند. توطئه جديد اين مراكز در حالى شروع شده كه برخى اشخاص در محافل داخلى نيز سعى دارند با توسّل به بهانه‏هايى چون كنترل جمعيّت، ضرورت آموزش مسائل جنسى به جوانان را در سطح مدارس طرح كرده و در اين زمينه جزواتى نيز به منظور توزيع در مدارس فراهم آورده‏اند.»

«ماهنامه صبح، بهمن ماه 1375»

پس از اين دستورات، و تأكيدات و تبليغات:

«... تنظيم خانواده و جمعيّت، به عنوان واحد درسى به مجموعه درسهاى عمومى رشته‏هاى تحصيلى مقاطع كاردانى، كارشناسى و كارشناسى ارشد پيوسته، افزوده شده است. بر اساس اين تنظيم كه از سوى شوراى عالى برنامه ريزى وزارت فرهنگ و آموزش عالى اتّخاذ شده است، گذراندن اين درس براى تمامى دانشجويان كه از ابتداى سال تحصيلى 77 – 78 وارد دانشگاه مى‏شوند الزامى است...»

«روزنامه ايران، 10/12/1376»

لطفاً به تاريخ نشر اخبار، توجّه كرده و راحت تر نتيجه بگيريد. نگرانى انگليس و آقاى مرندى، ظاهراً با اين تدبير حل شده است. زيرا دختران و پسران جوان، در دبيرستان و دانشگاه، تحت تعليم و تدريس واحدهاى تنظيم خانواده قرار گرفته‏اند. آمار پيشرفت مفاسد اخلاقى، پس از اجراى اين طرح، در دست مسؤولين امر است و ما از آن، اطّلاع دقيقى نداريم. اما: «آنجا كه عيان است چه حاجت به بيان است»؟ ولی قضيه به اينجا ختم نشد. و براى آنكه احياناً تمرّدى از سوى مسؤولين ما سر نزند، و خداى ناكرده سستى در كار نشان ندهند دستور العملهايي از سوي بزرگترها ارائه شد. توجه کنيد:

«برنامه پنج ساله سوّم صندوق جمعيّت ملل متّحد براى جمهورى اسلامى ايران تشريح شد. به گزارش ايرنا، محمّد مصلح الدّين نماينده جديد صندوق جمعيّت ملل متّحد در ايران، ديروز در جمع خبرنگاران، بهبود كيفيّت خدمات بهداشتى تنظيم خانواده و گنجاندن مطالب آموزشى مسايل جمعيّتى در كتب درسى به ويژه در مناطق دور افتاده كشور را از جمله برنامه‏هاى اين صندوق ذكر كرد.»

«روزنامه قدس، 17/4/1378»

و معنايش اين است كه سايه به سايه و لحظه به لحظه مراقب حركات مسؤولين ما هستند كه نكند خداي ناکرده وظيفه جهانىِ خود را فراموش كرده، و يا آنطور كه بايد، از عهده انجامش بر نيايند.

 

ادامة مطلب
 





بازديد : 177 بار