.
مطالب سايت

 

هديه به منتظران گل نرگس

نقدی بر تفسیر و مفسران

هجوم آرام و خواب غفلت
نگرشي بر غوغاي انفجار جمعيت

سقیقه، تبلور وحدت یا تفرقه؟

نقدهايی بر کتب درسي دبستان

مشهورهاي بي اصل

برخي خيانت‌هاي منافقانه‌در كتاب:
«بيست و پنج سال سكوت علي»

گزارشي از تهاجم بر عزاداري و عاشوراي حسيني

نقدي بر مجله‌ي خانواده

 

 

 

جستجو


جستجو در وب
جستجوی سايت
تالار گفتمان
کل موضوعات 16
کل ارسال ها 71
کل بازديد ها 21111
کل پاسخ ها 55
کل اعضا 87
آخرين 20 ارسال انجمن

بدترين خلق خدا در آخر الزمان!!
ارسال شده توسط sarbaz در مورخه : جمعه، 14 بهمن ماه ، 1390

داستان تير و پاي امير
ارسال شده توسط hedayati در مورخه : يكشنبه، 2 آبان ماه ، 1389

داغ فراق
ارسال شده توسط andalib در مورخه : شنبه، 11 ارديبهشت ماه ، 1389

فراخوان شعارهاي فاطميه
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

سخن از فاطمه گفتن!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

در سوگ همتاي علي عليه السّلام
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 1 ارديبهشت ماه ، 1389

امام فدايي دين است، يا اصل دين؟
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388

آسيبها و راهكارها در عزاداري
ارسال شده توسط andalib در مورخه : جمعه، 27 آذر ماه ، 1388

بر كرانه‌ي غدير
ارسال شده توسط andalib در مورخه : سه شنبه، 10 آذر ماه ، 1388

مگر غدير را فراموش كرده‌ايم؟!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 27 آبان ماه ، 1388

طرح جدید سایت
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

چت آنلاین
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

اصلاحيه
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

ان الحيوة عقيدة و جهاد!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : يكشنبه، 10 آبان ماه ، 1388

انهدام عمود دين براي بقاي دين!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : يكشنبه، 12 مهر ماه ، 1388

تقیه
ارسال شده توسط admin در مورخه : چهارشنبه، 4 دي ماه ، 1387

تالار گفتمان جستجو
تغییر اندازه سایت

100%
125%
150%
200%
250%
300%

 
  
هجوم آرام و خواب غفلت4 - اهرم تبليغات عليه جمعيت
 
  

 

پيشگفتار

بخش 1: غوغاى انفجار جمعيّت

بخش 2: مبارزه با رشد جمعيّت مسلمانان

   تصويب طرح كنترل جمعيت

   الف : اهرم فشار با وضع قوانين

  
ب : اهرم تبليغات عليه جمعيّت

  
ج : سرمايه ‏گذارى كلان و فشار اقتصادى

  
د : ابزار جلوگيرى از باردارى

      
* تشكّر و قدردانى

   ه : آموزش نسل جوان

   و : زنان، قوىترين اهرم

      
* اشتغال زنان

      
* تحصيلات زنان

       * ازدواج و زايمان زودرس و ديررس

   ز : عوارض ناگفته

      
* افزايش طلاق و مرگ

       * افزايش سنّ ازدواج

       * پيرى جمعيّت

   ح : نقطه مورد هجوم

   ط : كشف اشتباه يا توطئه

بخش 3:  سرمايه‏گذارى در بخش زنان

بخش 4: از لابلاى جرايد

بخش 5: خلاصه‏اى از آنچه گذشت

 

 

ب : اهرم تبليغات عليه جمعيّت :

پس از آنكه مسأله كنترل جمعيّت جدّى گرفته شد، هجوم انواع عناصر تبليغى بر تمام كشور سايه افكند. هر كسى از هر درى سخنى مى‏گفت تا مردم را آماده پذيرش اين نقشه شوم كند. آنچه از ياد رفته بود، خدا بود و حکومتش. سخن از توسعه بود و جمعيّت و صندوق بين المللى پول و بانك جهانى و يونيسف و يونسكو و حقوق از دست رفتة زنان و... اگر بخواهم حتي درصد كمى از آن سخنان و تحليلها را هم يادآور شوم، «مثنوى هفتاد من كاغذ شود».

بعضى از تحليلهايي که برای اين طرح، به عنوان دستاويز تراشيده اند، به حدّى پست و سخيفند كه اگر انسان فقط اندكى شعور، و اعتقاد به قدرت و رزّاقيّت و حكمت خداى متعال داشته باشد، و بر اين باور باشد كه:

«اِنَّ اللّهَ هُوَ الرَّزّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتينِ»، و «وَ ما مِنْ دابَّةٍ اِلاّ عَلَى اللّهِ رِزْقُها»، و «اَلَمْ نَجْعَلِ الأَرْضَ كِفاتاً اَحْياءً و امْواتاً» و «و أَنْكِحُوا الأَيامى مِنْكُمْ وَ الصّالِحينَ مِنْ عِبادِكُمْ و اِمائِكُمْ، اِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللّهُ واسِعٌ عَليمٌ»، هرگز چنين كلماتى را بر زبان جارى نمى‏كند، و چنين تحليلهايي را روا نمي بيند. اگر اين همه تبليغات، كه براى ايجاد سوء ظن به خداى متعال به راه افتاد، براى ايجاد اعتقاد و اعتماد به خداوند، در جامعه براه مى‏افتاد، قطعا آثار و بركاتش مشاهده مى‏شد. ولى متأسّفانه كارشناسان امور اقتصادى و مسؤولان و مبلّغانِ ما، جهان را با عينک مادي خود ديدند و قدرتي ماوراء ماده به نام خدا را ناديده انگاشته و در نقش بلندگوهاى بيگانه، هر آنچه آنان گفتند، اينان تكرار كردند، و هر دستوري آنان دادند، اينان اجرا نمودند. برنامه‏هاى صدا و سيما، منبرهاى وعظ و خطابه، تحليل سياستمداران و كارگزاران، همه و همه حول باورهاى غربى دور زد و فرهنگ و اعتقادات غربى را بر مردم حكمفرما كرد.

و اكنون مى‏توان گفت: جامعه ديني ما رنگ و طعم فرنگ را بخود گرفته. امروز دعاها مستجاب نمى‏شود؛ مشكلات فراوان به ما روى آورده است؛ نمازهاى استسقاء، ديگر باران آور نيست؛ گرفتاريها روزافزون شده است. و شايد اينها تاوان سوء ظنّ به خدا و آن نقشه‏هايي است كه براى ملک خدا كشيده‏ايم، و آن پديد آورنده رزّاقِ فيّاضِ قديرِ عليمِ سميعِ بصيرِ را بكلّى فراموش كرده، و از دين او بجز اسمى و از قرآنش بجز خطّى براى خود باقى نگذاشته‏ايم. وجود ما مملوّ از شخصيت زدگى و شخصيّت‏پرستى است. رجالى را مى‏بينيم كه چشم بسته و دربست در اختيار پيش‏بينى‏هاى شخصيّتهاى علمى غربند، گويا كه تقدير آسمان و زمين، و امور بندگان خدا بدست اين شخصيّتهاست. و هرگز اين فكر به ذهن شخصيّت‏زدگان خطور نمى‏كند كه: مگر تا كنون چند فرضيّه درست از آب در آمده است؟ با اينكه مى‏بينند يك روز فرضيّه‏اى شايع كرده و چند روز بعدآن را رد مى‏كنند. مي بينند كه يك نفر فرضيّه‏اى را مى‏چيند و براى مدّت زمانى در بين مردم مطرح مى‏شود و پس از چندى، شخص ديگرى آن را براحتى باطل مى‏كند. و اين خود دليلِ سستىِ تدابير و پيش‏بينى‏هايى است كه بدست بشرِ عادى صورت مى‏پذيرد.

چرا اين فكر به ذهنمان خطور نمى‏كند كه: نكند اين جار و جنجالها دسيسه باشد! منشأ اين جار و جنجال كجاست؟ اين آمار وحشتزا از كجا آمد؟ آيا آمارهاى سازمان ملل واقعى است[1]؟ آيا نظر دانشمندان علوم طبيعى در مورد جمعيّت كره زمين، كه فقط يك محاسبه هندسى است و تنها با توجّه به يك عامل اظهار شده، و عوامل ديگر ناديده گرفته شده‏اند، تا چه حدّى به وقوع مى‏پيوندد؟ و آيا تمسّك به پيش بينى و محاسبه‏هاى باده‏نوشان قدرت و سرمستان تجاوز و خيانت، آنهم فقط نسبت به جمعيّت مسلمانان، دسيسه نيست؟

هيچ فكر كرده‏ايم كه دلسوزى سازمان ملل و بانك جهانى و صندوق بين المللى پول و دولتهاى غربى كه همه آنان ايادى استعمارند، نسبت به مسلمانان و بخصوص كشور ما، چه معنايى دارد؟ كودكان ما همان كودكانى هستند كه در جنگ، زير گلوله‏هاى توپ و خمپاره و بمب، قطعه قطعه مى‏شدند و تمامى سازمانهاى مدافع حقوق بشر، امثال يونيسف به خواب مرگ فرو رفته بودند. زنان ايران همان زنانى هستند كه در مرزها و شهرها و روستاها قربانى تجاوزات ددمنشانه دشمن مى‏شدند، و يك نفر از اين دلسوزان، اين تجاوزات را حتّي محكوم هم نكرد. جمعيّت ايران همان جمعيّتى است كه هشت سال قربانى جنگ شد و حدود بيست و چند سال است كه قربانى انواع ترورهاست، و هيچيك از اين مجامع بين المللى حاضر نبودند بگويند متجاوز كيست؟ و حاضر نيستند بگويند تروريسم كدام است؟

در آن زمان كه ما در محاصره شديد اقتصادى بوديم كداميك از اين مجامع بين المللى حاضر بودند براى اثبات حقّ ما گامى بردارند و براى اقتصاد ما تدبيرى كنند، و براي نجات زنان ايران اقدامي نمايند، و براي درمان مجروحان ما دارو و حتي سرنگ و آمپولي سالم ارائه دهند؟ و آنگاه كه بمبهاى شيميايى، هزاران نفر از جوانان ما را به كام مرگ فرو مى‏برد، كدام‏يك از آنان حاضر شدند بپذيرند كه دشمن ما از بمب شيميايى هم استفاده كرده است؟ و...

چه اتّفاقى افتاد كه تمام مجامع بين المللى و كارشناسان آمريكايى و بانك جهانى و صندوق بين المللى پول و سازمان يونيسف و سازمان فرهنگى يونسكو و سازمان جمعيّت زنان و سازمان بهداشت جهانى و سازمان تغذيه و كشاورزى بين المللى (فائو) و سازمان جمعيّتى، همه و همه دست به دست هم دادند تا براى جمعيّت و اقتصاد و فرهنگ و توسعة پايدار اقتصادىِ ايران و بهداشت زنان و احقاق حقوق از دست رفتة آنان فكرى كنند؟!!!

آيا هرگز در باره اين مسأله فكر كرده‏ايم كه وقتى خانم نفيس صدّيق مى‏گويد:

«همه معتقدند كه براى جلوگيرى از رشد نامعقول جمعيّت ايران بايد كارى كرد... ما به ايران آمده‏ايم تا در تنظيم يك برنامه جمعيّتى به ايران كمك كنيم»، هدفش چيست و چه منظورى را دنبال مى‏كند؟ آيا يك بى‏هويّت پاكستانى كه در آمريكا تحصيل كرده و دوره ديده و اكنون در سازمان ملل به قلع و قمع بى‏صداى مسلمانان و بخصوص شيعه مشغول است، نسبت به مملكت ما نيّت خير دارد؟ بخدا قسم هرگز!

راستى چه ارتباطى ميان سخن خانم نفيس صدّيق، و اظهارات زير كه پيش از اين نيز گذشت، مشاهده مى‏گردد؟:

«وزير امور خارجه يونان، انباشته شدن تسليحات در خاورميانه، انفجار جمعيّت در جنوب، جنبش اسلامى، را سه تهديد اصلى عليه شمال توسعه يافته خوانده بود.»
و:
«آخرين سخنرانى ساموئل هانتينگتن:... من معتقدم، افزايش چشمگيرى در جمعيّت مسلمانان مشاهده مى‏شود... اين افزايش، بيشتر از افزايش تعداد مسيحيان خواهد بود... جامعه نگران خواهد شد وقتى جوانان يعنى افراد بين 15 تا 24 سال تقريبا 20 درصد بر كلّ جمعيّت جوان اضافه شوند. جوانان به دنبال اصلاحات، انقلاب و اعتراضات هستند... تركيب جمعيّتىِ چنين رشدى ممكن است عواقب اجتماعى و سياسى داشته باشد... مردم اين جوامع در آينده مجبور خواهند شد براى رفاه خود به فكر اشغال اراضى ديگران باشند... البتّه جمعيّت‏شناسان پيش‏بينى كرده‏اند نرخ رشد جمعيّت، در جهان اسلام كاهش يابد. در اين صورت، معضلات در رابطه با بالكان، آفريقاى شمالى و خاورميانه و... حل خواهد شد... افزايش جمعيّت مسلمانان يك نگرانى عمده مى‏باشد. مسأله مهاجرت مسلمانان براى كشورهاى اروپايى اكنون بسيار مهمّ مى‏باشد...»
و...

آيا ارتباط اين سخنان با يكديگر و صدها اظهار نظر ديگر كه اين جزوه گنجايش ذكر آنها را ندارد، نشانى از خيرخواهى و كمك دارد؟ آيا با توجّه به اخبار مختصرى كه تا كنون مرور كرديد، جاى شكّى باقى مى‏ماند در اين‏كه اين نقشه حساب شده، يك نقشه استعمارى، غربى و صهيونيستى است؟

براى كسى كه اندك تأمّلى در اين اخبار كند، جاى ترديدى باقى نمى‏ماند كه اين، يك دسيسه كاملاً حساب شده و يك تهاجمِ بى صداى همه‏جانبه و مرموز، عليه مسلمانان و بخصوص شيعيان ايران است. و آنانكه از اين طرح استقبال كرده و براى آن، تحليلهاى فراوان تراشيدند، و به آن، رنگ و لعاب اسلامى دادند، گمان كرده‏اند كه اگر هر عمل خلافى، تحت پوشش نام اسلام، و يا با پسوند اسلامى باشد، مشكلى نخواهد داشت. همانگونه كه اگر پسوند سنّتى داشته باشد قضيّه فيصله پيدا مى‏كند. آنهم نه همه مبانى سنّتى. بلكه چيزهايى كه با سياست سازگار باشد. مانند موسيقى سنّتى، رقص سنّتى، و... ولى اگر همين سنّت و همين اسلام بگويد: عقيم كردن زن يا مرد، حرام است، زن نبايد با مردان، مختلط باشد و در مجامع ورزشى، اين‏گونه بى‏باكانه ظاهر شود، بايد با اين سنّت و اين اسلام به عنوان يك تحجّر شديداً مقابله كرده و اين مبانى تحجّرگرايى را به هر شكلى ريشه‏كن ساخت.

نتيجه آن‏كه: آنچه سياست و مصلحت اقتضا كند، همانرا بايد بر جامعه حاكم كرد. فَعَلَى الاسلام السّلام.

 اكنون مى‏پرسم:

در كجاى اسلام آمده است كه اگر مشكلِ اقتصاد و مسكن و مدرسه و... داشتيد، به جاى انديشه درست و تدبير در امور، بايد صورت مسأله را خراب كرده و به قلع و قمع جمعيّت بپردازيد و جلوى رشد جمعيّت را بگيريد؟

اگر اينگونه است، پس رواياتى مانند: «مَنْ تَرَكَ التّزويجَ مَخافَةَ الْعيلةِ فَقَدْ اَساءَ الظّنَّ باللّه[2]»، و «مَنْ تَرَكَ التّزويجَ مَخافَةَ الْفَقْرِ فقَدْ اَساءَ الظّنَّ باللّهِ، فَاِنَّ اللّهَ يَقُولُ: اِنْ يَكونُوا فُقَراءَ يُغنِهِمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ[3]»، و ده‏ها روايت معتبر و قوى با همين مضامين را توجيه‏گران، چگونه توجيه مى‏كنند؟ و آيا هر نفْسى داراى رزقى مقرّر است يا خير؟ و آن خدايى كه برايش آن‏همه صفات برمى‏شمردند، كجاست؟! آيا او را ناتوان و دست‏بسته پنداشته‏اند؟! «قالَتِ الْيَهُودُ يَدُاللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلّتْ اَيْديهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مِبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ[4]»، (يهوديان گفتند: دست خدا بسته است. دست خودشان بسته است. و به خاطر اين سخن، لعنت شدند. بلكه دستان خدا باز است و هر گونه كه بخواهد مى‏بخشد). آيا اين آيات و ادلّه را هم در راستاى سياست خود توجيه كنيم؟ يا آنها را سنّتهايي متروک به حساب آوريم؟

نكند دست از دينمان برداشته‏ايم و به‏دين ديگرى در آمده‏ايم و دست خدا را بسته ميدانيم و خود خبر نداريم، و به همين جهت، اين‏گونه تحليلهاى نابخردانه مى‏كنيم!

راستى اگر مشيّت خداوند اين‏گونه باشد كه براى آزمايش، و يا مجازات ما در فاصله گرفتن از خدا و اولياي برحق الهي و عترت پيامبر، مارا به انحاء مشكلات همچون مشكل اقتصادى مبتلا كند، راه حلّ آن چيست؟ آيا بايد صورت مسأله را پاك يا خراب كرد، و يا به فكر راه حلّ مسأله بود؟ و اگر كنترل مواليد جوابگوى مشكلات نبود و براى رسيدن به توسعة موهوم، كافى نبود و مشكل همچنان باقى ماند، ـ همانگونه كه باقي است بلكه شديدتر است ـ چه بايد كرد؟ آيا مى‏توانيم در اين صورت به كشتار جمعيّت بپردازيم؟ و اگر خداوند بارانش را از ما گرفت، و يا بنا شد كه به آن رفاه كذايى كه برايمان معرّفى و به ما ديكته كرده‏اند نرسيم، چه بايد كرد؟

رفتار انبيا و اوليای الهي و پيشوايان معصوم عليهم السلام را چگونه توجيه مى‏كنيم؟ آيا پيامبر گرامى اسلام، هنگام محاصره اقتصادى كه در شعب ابى‏طالب در سخت‏ترين شرايط بودند، تدبيرشان اين بود كه چون در محاصره اقتصادى هستيم، كسى زاد و ولد نكند؟ البتّه تدبير اقتصادى را تا آنجايى كه به تصرّف در حكومت و خلقت حضرت حق نيانجامد، آن هم تصرّفى كه شديداً از آن نهى شده و حتّى به خلافش امر شده است، انكار نمى‏كنم. جريان حضرت يوسف على نبيّنا و آله و عليه السّلام را در قرآن خوانده‏ايم. آنگاه كه خواب پادشاه را تعبير مى‏كند و مى‏فرمايد:

«هفت سال پياپى زراعت كنيد. آنچه را كه درو مى‏كنيد، در خوشه‏اش باقى گذاريد، مگر اندكى از آن را، كه بخوريد. پس از اين هفت سال، هفت سال سخت و (قحط) پيش مى‏آيد كه باعث مى‏شود مردم هرآنچه گندم را كه ذخيره كرده‏ايد، بخورند، مگر اندكى از آن كه نگه مى‏داريد. پس از اين هفت سال، سالى خواهد آمد كه به استغاثه مردم جواب داده خواهد شد و از قحطى نجات پيدا خواهند كرد[5]».

تدبير اقتصادى حضرت يوسف عليه السلام در خشك‏سالى را بنگريد ! با آنكه شرايط آن زمان بسيار سخت‏تر بود، امّا او هرگز به خاطر قحطى و كمبود گندم، مردم را به قطع نسل و كنترل آن سفارش نكرد، و با استفاده از نفوذش، تحليلهاى كذايى را به‏خورد مردم نداد. راه نجات ما در اين است که آنچه را خداى متعال و پيامبر گراميش و ائمّه هدى عليهم السلام به ما امر كرده‏اند، نصب العين قرار داده و به آن عمل كنيم، و جز اين، هيچ راه ديگرى نداريم. اگرچه روشنفکر مآبانه، براي سرباززدن از اين امر، بهانه بتراشيم! بايد پس از قهر با خدا و اولياي خدا، و خود را واجد قدرت ديدن، دوباره با خدا و اوليايش آشتي کنيم. و گريزي از اين امر نيست.

فرهنگ قناعت را نيز ناديده نمى‏گيرم و روايات آن‏را بر ديده مى‏نهم و معتقدم كه در فرهنگ ما به علّتهاى مختلف، تضييع مواد غذايى، آب، پوشاك، سوخت، و... بسيار زياد است. و اين حاصلِ همان آموزشهاى رفاه طلبانه‏اى است كه به شيوه غلط از سوى كارشناسان پيشنهاد مى‏شود و در فيلمها و سريالهاي صدا و سيما، شاهد تبليغات عملي پرحجم آن هستيم.

قناعت را نخست بايد مسؤولان و سردمداران و مبلّغان و بيوت علماى اعلام پيشه کنند تا به جامعه سرايت كند. ولى تا زمانى كه براى يك مسافرت غير ضرورى و يا ضرورى يک شخصيت، كه مى‏تواند مختصر هم برگزار شود، هزينه‏هاى كذايى و پذيرائيهاى آنچنانى صورت مى‏گيرد، و يا مراسم بيش از حدّ و غير ضرورى به مناسبتهاى بى مورد و زائد كه اين همه بودجه مى‏بلعد، و... در کشورمان رواج دارد، و تا زمانى كه رفاه‏طلبى به شيوه غلط، سرلوحه كارهاست و تبليغات براى آن بر همه‏جا سايه افكنده است، بحث از قناعت، بسي مسخره‏آميز است؛ و در اين شرايط، هرگز ملّت نمى‏پذيرد كه اين دولت براى ساخت مدرسه، يا بيمارستان، بودجه کافي ندارد! ملّت «قسم حضرت عباس را باور کند يا دم خروس را»؟

به نمونه‏هايى از صرف بيت المال مسلمين در شرايطى كه از بار گران انقلاب خارج شده و هشت سال جنگ را با تمام دنيا در شديدترين موضعگيرى غرب، تحمّل كرده‏ايم، توجّه كنيد:

«تعداد سينماها نيز پس از انقلاب از يك رشد 98 درصدى برخودار شد. به گونه‏اى كه در سال 1357، تنها 145 باب سينما، با گنجايش هفتاد و دو هزار و 971 صندلى در كشور فعاليت داشت، امّا در سال 1374، اين تعداد به 280 باب، و تعداد صندليها به بيش از يكصد و هفتاد و يك هزار و 723 صندلى افزايش يافت.»

«روزنامه ايران، 27/3/1375»

«مدير عامل انجمن سينماى جوان گفت:... طىّ سال جارى با صرف اعتبارى بالغ بر 5 ميليارد ريال، 70 درصد از دفاتر انجمن سينماى جوان به تجهيزات فيلم‏بردارى ويديويى و امكانات سمعى و بصرى توليد فيلم و عكس مجهّز شده‏اند.»

«روزنامه اطّلاعات، 26/12/1375»

«در طول سال گذشته، با حمايت مالى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، نزديك به 900 ميليون تومان تسهيلات و امكانات، براى ساخت فيلمهاى سينمايى اختصاص يافت.»

«روزنامه همشهرى، 4/6/1378»

«به گفته يك مقام مسئول در حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى، از 270 سينماى كشور، يكصد واحد آن متعلّق به حوزه هنرى مى‏باشد. حجّت الاسلام زم... گفت: طىّ 4 سال گذشته، 20 فيلم نامه كه حاصل كار گروهى مى‏باشد تهيّه شده و در خطّ توليد سينما قرار گرفته كه از جمله آنها ديدار، و آدم برفى، مى‏باشد... رئيس حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى، اعتبار اين مركز را در سال جارى 10 ميليارد ريال ذكر كرد. وى گفت: اين در حالى است كه يكصد برنامه فرهنگى، هنرى از سوى حوزه در دست انجام است، كه هزينه اجراى آنها 50 ميليارد ريال برآورد شده است.»

«روزنامه قدس، 31/4/1375»

«من از مفصل اين نكته مجملي گفتم                تو خود حديث مفصّل بخوان از اين مجمل»

اين هزينه‏هاى كلان در سخت ترين شرايط اقتصادي، صرف ساختن فيلمهايى شده است که فرهنگ غرب و مبانى بى‏دينى و بى‏هويّتى و رفاه‏طلبى غير ديني و... را تبليغ مي كند، تا در سايه آن، مردم به خيال داشتن زندگي بهتر، به داشتن فرزند كمتر تشويق شوند! اين فيلمها توسّط كارگردانانى تهيّه شده است كه چشمه هايي از هنرشان را در جملات ذيل مي خوانيد:

«من هم گوشت خوك مى‏خورم هم شراب. اين مطلب را عبّاس كيارسمتى، كارگردان سينماى ايران به خبرنگار روزنامه ايتاليايى لونيتا گفته است. خبرنگار روزنامه سرشناس ايتاليايى لونيتا كه در رستورانى در رم باكيارستمى به گفت و گو نشسته است مى‏نويسد: گفت و گو با او ابتدا از مسائل مذهبى آغاز شد. زيرا ديدم او ژامبون و گوشت خوك مى‏خورد. لونيتا مى‏نويسد: از كيارستمى سؤال كرديم كه آيا مذهبى است؟ وى در پاسخ گفت: به شيوه خودم بلى امّا هم گوشت خوك مى‏خورم و هم شراب. به عقيده اين كارگردان ايرانى، مذهب نبايد ظاهرى باشد. اين كارگردان همچنين به خبرنگار لونيتا گفته است: چادر هم يكى از ظواهر است. برخى از زنان، چادر به‏سر مى‏كنند چون به آن اعتقاد دارند. امّا اين بدان معنا نيست كه هر زن بى‏چادر، مسلمان واقعى محسوب نشود. كيارستمى در ادامه مى‏گويد: ما روزهاى خود را با انديشه و دغدغه پيرامون مسائل سياسى و مذهبى نمى‏گذرانيم. ما خيلى ساده زندگى مى‏كنيم. مثلاً زمانى كه با هواپيما از تهران به رم حركت كرديم در ابتدا بسيارى از زنان، چادر به سر داشتند. امّا در طول پرواز چادرها و روسريها به تدريج پايين آمد و بالاخره هنگام فرود به رم بسيارى از آنان بى‏حجاب شده بودند. وى در باره نقش دولت ايران در سينما مى‏گويد: مانند ساير نقاط جهان، دولت ايران در امور سينمايى نقش عجيبى دارد. دولت شرايط مذهبى زيادى را تحميل مى‏كند امّا در عوض، از لحاظ مالى، ما را در برخى از موارد تأمين مى‏نمايد. كيارستمى از جمله كارگردانان وابسته به جريان روشنفكرى در سينماست كه تا كنون، با مساعدت بنياد فارابى، فيلمهاى زيادى از او در جشنواره‏هاى خارجى به ويژه غربى به نمايش در آمده و جوايزى را برده است. تمامى اين فيلمها، چهره‏اى خشن، عقب‏مانده و بى‏فرهنگ از ايران ارائه مى‏دهند.»

«هفته‏نامه صبح، 5/10/1374»

«عبّاس كيارستمى كه حاضر به نمايش فيلمش در جشنواره فجر نشده بود در هنگام فرستادن "طعم گيلاس" به جشنواره كن با مخالفت برخى مسؤولان سينمايى ارشاد مواجه گرديد كه سرانجام با دخالت و پا در ميانى وزارت امور خارجه، اين فيلم به جشنواره كن ارسال گرديد. در مراسم اختتاميه و توزيع جوايز اين جشنواره، عبّاس كيارستمى اقدام به روبوسى مجرى زن اين جشنواره نمود. وى در توجيه عمل خود در مصاحبه‏اى با راديو بى‏بى‏سى گفت: من بارها ديده‏ام كه وقتى با هواپيما داريم بر مى‏گرديم ايران، خانمهايى كه دارند به عنوان توريست يا به هر عنوان ديگر وارد ايران مى‏شوند چقدر سفت و سخت حجابشان را رعايت مى‏كنند و آنچنان روسرى‏شان را دور صورتشان مى‏پيچند كه آدم احساس مى‏كند دارند خفه مى‏شوند. ولى دلم مى‏خواهد به آنها يادآورى كنم كه اين‏قدرها هم كه شما را مى‏ترسانند، سفت و سخت نيست. كيارستمى همچنين در مصاحبه‏اى با يك هفته‏نامه سينمايى چاپ داخل كشور، در توجيه عمل خود گفت: در همان لحظه من فكرم به طرف ايران معطوف شد و جز اين هيچ واكنشى نمى‏توانستم داشته باشم. فكر نمى‏كنم اگر كسى شرايط من را درك مى‏كرد و خودش را به جاى من مى‏گذاشت هيچ كار ديگرى جز اين مى‏كرد كه من انجام دادم. به هر حال در حالى كه 50 كانال تلويزيونى دنيا به‏طور مستقيم مراسم اختتاميه جشنواره را پخش مى‏كردند، به نظر من يك فاجعه بود اگر كه من يك واكنش نامناسبى انجام مى‏دادم. حقيقتاً نه دولت ايران و نه ملّت ايران هيچ‏كدام راضى نبودند كه يك تصميم نابجايى از خودمان در يك جشنواره هنرى مى‏گرفتيم. اگر بخواهيم راجع به اين مسأله فكر كنيم كه اين يك مشكل است، اصلاً حضورمان در خارج از كشور اشكال پيدا مى‏كند. اگر واكنش نامناسبى نشان مى‏دادم، واقعاً طىّ پنجاه سال آينده امكان جبران آن را نداشتم.»

«ماهنامه صبح، تير ماه 1376»

به قول آقايان، وَ قِسْ عَلى هذا فعلل و تفعلل !

اكنون حدس بزنيد و يا عينا ببينيد: تماشاى فيلمهايى كه بدست اينچنين كارگردانانى ساخته مى‏شود، عاقبتش چگونه خواهد بود؟ و اگر امر داير شد بين راه اندازى اقتصاد و كشاورزى ورشكسته و مخروبه های جنگ و ايجاد سرپناه براي بي پناهان و سيرکردن شکم گرسنگاني که تعدادشان کم نيست، و بين هزينه‏هاى كلان براى هنرهاى كذايى، كه شما شاهد آثار آن هستيد، كداميك را بايد برگزيد؟ آنهم در حاليكه با توجّه به اظهارات مسؤولين، جمع بين ايندو ممكن نيست. ساير هزينه‏هايى مانند ورزش، با اين گستردگى، و جلسات و كنفرانسهاى سياسي، هنرى، ورزشى، علمى و... كه من در صدد ذكر آنها و ميزان هزينه هاي مربوطه نيستم، را نيز ضميمه کنيد.

تا زمانى كه اين بودجه‏هاى ميلياردى و هنگفت در كشور بلعيده مى‏شود، بعيد است كسى بپذيرد كه براى ساختن مثلا يك بيمارستان و يا مدرسه و يا احياي کشاورزي و اقتصاد ورشکسته، بودجه نداريم ! شما مي پذيريد؟

در اين قسمت از موضوع «اهرم تبليغات»، توجّه شما را به فهرست چند تحليل تبليغاتى جلب مى‏كنم. البتّه از هزاران تحليلى كه در جرائد و كتب ذكر شده است، فقط چند مورد كليدى آنها را ذكر مى‏كنم كه به عنوان ايراد بر افزايش جمعيّت، عنوان شده‏اند. و صدور آنها از سوى افراد غير مسؤول، بيشتر و شديد اللّحن‌تر از مسؤولان است. كه اين خود گوياى آن است كه دستهاى مرموز فراوانى در داخل كشور براي اضمحلال و نابودي نسل مسلمان ايراني مى‏كوشند. تعدادى از اين محورهاى تبليغاتى، اهرمهايى است كه در داخل كشور از آنها استفاده مى‏شود. و تعدادى ديگر، ابزارها و حربه‏هاى سازمانهاى استعمارى براي رسيدن به اهداف خويش است. در اين کوتاه سخن، من نمى‏خواهم تك تك اين محورها و موضوعات تبليغاتى را با جزئيّات آن ذكر كرده و به همه آنها پاسخ دهم. آنچه مورد نظر من است اين است كه مسير اين هجوم را بر مبناى خلاصه‏اى كه در ابتداى سخن گذشت، پى گرفته و بيان كنم كه مبدأ و مقصد و ابزار و نتيجه اين تهاجم چه بوده و چه خواهد بود. به همين دليل از ذكر كمّ و كيف و جواب و نقض فاكتورهاى ارائه شده توسّط بوقهاى تبليغاتى، خوددارى كرده و فقط فهرستى از محورهاى تبليغاتى و ابزارهايى كه نقش كليدى را در مسأله كنترل جمعيّت ايفاء كرده‏اند، و تمام تبليغات فعلى هم حول همان محورهاست، ارائه مى‏دهم. اگرچه ممكن است بعضى از آنها را بيشتر مورد توجّه قرار داده و پيرامون آن، مختصرى اظهار نظر كنم.

اكنون توجّه شما را به اين فهرست که به عنوان تعليل کنترل مواليد مطرح شده است، جلب مى‏كنم:

* عدم كفايت منابع غذايى.
* عدم كفايت منابع آبى.
* آلودگى محيط زيست.
* تخريب زمين.
* تخريب جنگلها.
* سوراخ شدن لايه اوزون و گرم شدن هوا.
* بيكارى و مشکل اشتغال.
* بزهكارى.
* اعتياد.
* مشكل تأمين امكانات تعليم و تربيت توسّط دولت.
* مشكل تعليم و تربيت خانوادگى در خانواده‏هاى پرجمعيّت.
* تهيّه مسكن.
* كمبود پزشك و امكانات بهداشتى و درمانى.
* تورّم.
* منافات جمعيّت با توسعه پايدار.
* هدر رفتن سرمايه‏هاى ملّى.
* توزيع نادرست ثروت و فاصله طبقاتى.
* بروز خشك‏سالى‏ها و تغييرات هوا و وجود طوفانها و گردبادها و تلفات جانى.
* كاهش محصولات كشاورزى.
* فزونى فقر و محروميّت.
* مهاجرتهاى بى‏رويّه و آوارگى.
* تنشهاى سياسى و هرج و مرج.
* مشكل مديريّتى با افزايش جمعيّت.
* فزونى مرگ و مير در اثر افزايش جمعيّت.
* وجود رفاه در خانواده‏هاى كم جمعيّت و نبودن رفاه در خانواده‏هاى پرجمعيّت.
* منافات زاد و ولد با حقوق زنان.
* منافات فرزند زياد با حقوق كودكان.
* خطرات ناشى از زايمان.
* بهينه كردن اقتصاد زنان.
* خطر زايمان زودرس (زير 18 يا 20 سال).
* خطر زايمان ديررس (پس از 30 سال و 35 سال).
* اشتغال زنان.
* تنافى زاد و ولد با اشتغال زنان.
* ورزش زنان.
* ادامه تحصيل دختران در سطوح عالى.
* تساوى حقوق زن و مرد و رفع تبعيض ميان آنان.
* نكوهش ازدواج زودرس (زير 18 سال و 20 سال).

***

اين بود فهرستى از محورهاى تبليغاتىِ داخلي موجود در جرائد و سخنرانيها و... که البتّه تمام آنها تکرار اظهارات غربيها در اين باره است. اكنون به چند خبر توجّه فرماييد تا نسبت به فهرست فوق بيشتر توجيه شويد:

مهندس زرگر «معاون عمرانى وزارت كشور گفت: عمده‏ترين مشكل ايران، رشد شتابان جمعيّت است.» «روزنامه سلام، 29/3/1375» «اراك، 26 خرداد، 16 ژوئن – (دكتر رضا ملك‏زاده وزير بهداشت و درمان و آموزش پزشكى) اگر رشد جمعيّت با منابع داخلى همسو نباشد، تمامى برنامه‏ريزيها با مشكل مواجه خواهد شد. به همين دليل طرح كنترل جمعيّت از سوى دولت به مجلس ارائه شد.» «هفته‏نامه كيهان هوايى، 5/4/1370» «آقاى يدى رئيس سازمان برنامه و بودجه استان آذربايجان شرقى... بالا بودن نرخ رشد جمعيّت كشور را يكى از دلايل عقب‏ماندگى توصيف كرد.»

«هفته‏نامه كيهان هوايى، 23/5/1370»

مهندس حسينيّون كارشناس سازمان برنامه و بودجه:

«در ايران نيز چنانچه روند رشد جمعيّت مهار نشود، سرمايه‏هاى ملّى و منابع موجود هدر رفته و جوابگوى حدّ اقل نياز جامعه نخواهد بود، و در اين رهگذر نه تنها پيشرفتى وجود نخواهد داشت، كه هر روز سرمايه‏هاى موجود توسّط اين ماشين عظيم بلعيده مى‏شود.»

«روزنامه قدس، 28/4/1375»

«دكتر فرهادى وزير بهداشت درمان و آموزش پزشكى در مراسم گشايش سمينار جمعيّت و توسعه گفت: با افزايش نرخ رشد جمعيّت، مشكلات مسكن، اشتغال، آموزش و بهداشت و درمان نيز افزايش مى‏يابد.»

«هفته‏نامه زن روز، 3/5/1377»

«دكتر فرهادى اظهار داشت: داشتن بيش از سه فرزند، مادران را با خطراتى نظير كم‏خونى، خونريزى شديد حين باردارى و زايمان مواجه مى‏كند.»

«هفته‏نامه زن روز، 3/5/1377»

«دكتر فرهادى اظهار داشت:... افزايش بى‏رويّه جمعيّت، سبب ايجاد فاصله بيشتر بين رشد جميعيت و توسعه اجتماعى و اقتصادى مى‏شود...»

«هفته‏نامه زن روز، 3/5/1377»

«رئيس دانشگاه علوم پزشكى اروميّه گفت: افزايش بى‏رويّه جمعيّت، بزرگترين مانع در برابر توسعه كشورهاست.»

«روزنامه اطّلاعات، 28/4/1377»

«يكى از دلائل تورّم لجام گسيخته كشورما، افزايش بى‏رويّه جمعيّت است.»

«روزنامه ايران، 5/5/1377»

«مهندس همدانلو يكى از دانشمندان كشور... گفت: توزيع نادرست ثروت و بيشتر شدن فاصله طبقاتى، ناشى از رشد بى‏رويّه جمعيّت است.»

«روزنامه اطّلاعات، 28/4/1377»

«دكتر على‏اكبر سيّارى، معاون امور بهداشتى وزارت بهداشت... رشد بى‏رويّه جمعيّت را منجر به ايجاد مشكل مديريّتى در كشور دانست.»

«روزنامه كيهان، 22/4/1377»

«كمبود پزشك و امكانات بهداشتى، درمانى، از اوّلين عوارض پديده رشد بى‏رويّه جمعيّت مى‏باشد.»

«كتاب بهداشت براى خانواده، صفحه 108»

«حجّة الاسلام رفيعى امام جمعه آبدانان، از كنترل دقيق مواليد به عنوان يكى از اركان مهمّ و اساسى تعليم و تربيت ياد كرد.»

«روزنامه كيهان، 3/5/1375»

«با افزايش غير منطقى تعداد فرزندان و تقسيم شدن سهم درآمد مختصّ تعليم و تربيت بين عدّه بيشترى از كودكان و نوجوانان، ارتقاء به سطح مطلوب تعليم و تربيت، غير محتمل خواهد بود.»

«كتاب بهداشت و تنظيم خانواده، صفحه 69»

«دكتر فرزانه بهار، مسؤول امور جمعيّت و تنظيم خانواده استان خراسان: آيا مى‏دانيد... آيا مى‏دانيد بر اثر رشد جمعيّت و مصرف بيش از حدّ سوختهاى فسيلى (نفت، بنزين، گازوئيل و زغال سنگ) سالانه 6 ميليارد تن كربن به جوّ زمين وارد مى‏شود و موجب گرم شدن كره زمين، بروز خشكساليها و تغييرات مخرّب آب و هوايى مثل توفانها و گردبادها و در نتيجه تلفات جانى و مالى و كاهش شديد محصولات كشاورزى مى‏شود؟...» «فصلنامه بهورز، شماره 2 و 3، تابستان و پاييز 1372» «دكتر منافى معاون رئيس جمهورى و رئيس سازمان محيط زيست كشور... گفت: توسعه بى‏رويّه و ازدياد نامتناسب و لجام گسيخته جمعيّت و دخالت بى‏ضابطه انسان در طبيعت، حيات طبيعى و زندگى بشر را تهديد مى‏كند.»

«كتاب كاهش جمعيّت ضربه‏اى سهمگين ...، صفحه 132 بنقل از روزنامه اطّلاعات، 26/6/1368»

دكتر فرزانه بهار مسؤول امور جمعيّت و تنظيم خانواده استان خراسان:

«زوجهايى كه با بى‏فكرى، بچّه‏هاى اضافى به دنيا مى‏آورند، در واقع حقوق ديگران را پايمال مى‏كنند. اكنون دورانى است كه جامعه براى هر فرزند اضافى غرامت سنگينى را مى‏پردازد. در واقع هر بچّه اضافى فضاى حياتى، هوا، آب، غذا، مسكن، آموزش، اشتغال، بهداشت و درمان و غيره را تنگتر كرده و در مجموع، زندگى را بيشتر براى همه غير قابل تحمّل مى‏سازد...»

«هفته‏نامه زن روز، 22/1/1377»

«با ازدياد بارورى، تعداد محرومين و فقرا بيشتر شده و اين سيكل مجدّداً تقويت و تكرار مى‏شود. فقر و بيكارى و ديگر نتايج شوم آن، نارضايتى عمومى مردم از دولتها را در پى دارد و زمينه شورشها و انقلابها و كودتاها را فراهم مى‏سازد...»

«روزنامه اطّلاعات، 18/4/1375»

«دكتر على‏اكبر سيّارى معاون بهداشت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكى در سخنانى گفت: انفجار جمعيّت، فقر و جهل و بى‏سوادى و آلودگى محيط زيست، چهار عامل تهديد كننده جهانى است كه محور آنها رشد بى‏اندازه جمعيّت است.»

«هفته‏نامه زن روز، 3/5/1377»

«رئيس دانشگاه علوم پزشكى اروميّه گفت:... فقر و مهاجرت نيز زاييده رشد جمعيّت است.»

«روزنامه اطّلاعات، 28/4/1377»

«معاون اوّل رئيس جمهورى كشورمان طىّ سخنانى گفت: رشد عنان گسيخته جمعيّت، تنشهاى سياسى را دامن مى‏زند، هرج و مرج را گسترش مى‏دهد و موجب بى‏ثباتى و آوارگى و مهاجرتهاى بين المللى مى‏شود.»

«هفته‏نامه كيهان هوايى، 29/4/1373»

عمل و عکس العمل! هانتينگتن در آمريکا سخن می گويد، فلان مسؤول در کشور ما تکرار می کند. خانم نفيس صديق در سازمان ملل خط مي دهد، فلان مقام در کشور ما تکرار مي کند. يونيسف مي گويد، دکتر فلان در کشور ما تکرار مي کند. جالب نيست؟! لطفا به تاريخ صدور بيانات توجه کنيد، تا معناي عمل و عکس العمل را به خوبي حس کنيد.

مقامات محترمي كه افاضات بالا را فرموده اند، بايد از وزير امور خارجه يونان، و آقاى هانتينگتن و گراهام فولر و خانم نفيس صدّيق و پل ارسنج و كليساى كاتوليك و خانم جوديت مك‏كى و امثال آنان كه دست آويزي برايشان ارائه دادند، تشكر كنند. زيرا اگر اين دست آويز نبود، هر يك از اين مقامات، چه توجيهي براي بي كفايتي خود داشتند؟ آنگونه كه اظهار شده، مشكلات و مسائل پيچيدة اقتصادى و سياسى و امنيتي و تربيتى و... هيچكدام حاصل بى‏كفايتى مديران و مسؤولان نيست. هيچكدام ناشى از كارشكنى‏ها و اختلافات نيست. هيچكدام معلول كم كارى و جهل و غرض‏ورزيها و دعواهاي مسؤولان نيست. لابد همه مشكلات ما از هزاران سال پيش تا صبح قيامت، زاييده رشد جمعيّت بوده و خواهد بود. چه بهانه خوبى! آيا بهتر از اين هم ممكن است خود را تبرئه کنيم؟!

ادامة مطلب
 


[1] ـ «كارل بلامى، مدير كلّ صندوق كودكان سازمان ملل متّحد (يونيسف) در مصاحبه‏اى گفت: بعضى از اين آمارها، اطّلاعات سازمان ملل است و بعضى ديگر را كارشناسان يونيسف تهيّه مى‏كنند. گاهى اوقات بين داده‏ها تضاد ديده مى‏شود. ما اطّلاعات را از كشورها بدون تحقيق در مورد صحّتشان قبول نمى‏كنيم. ولى اين را هم بگويم كه بيشتر آمارى كه يونيسف از آنها استفاده مى‏كند توسّط خود يونيسف تهيّه شده است.« »مجلّه زنان، آذر ماه 1376«  در اين صورت، چگونه مى‏توان صحّت اين آمارها را پذيرفت؟
[2] ـ هرکس به خاطر ترس از عيالمندي، ازدواج را ترک کند، نسبت به خدا، سوء ظن دارد. «کافی، ج5، ص330، ح5»
[3]ـ هر كس بخاطر ترس از فقر، ازدواج را ترك كند، سوء ظن به خدا دارد. چون خداوند مى‏فرمايد: اگر فقير باشند خداوند از فضل خود آنان را بى‏نياز مى‏كند. «من لايحضره الفقيه، ج3، صفحه 385»
[4] ـ سوره مائده، آیه64.
[5] ـ سوره یوسف، آیات 47 تا 49.

 





بازديد : 199 بار