.
مطالب سايت

 

هديه به منتظران گل نرگس

نقدی بر تفسیر و مفسران

هجوم آرام و خواب غفلت
نگرشي بر غوغاي انفجار جمعيت

سقیقه، تبلور وحدت یا تفرقه؟

نقدهايی بر کتب درسي دبستان

مشهورهاي بي اصل

برخي خيانت‌هاي منافقانه‌در كتاب:
«بيست و پنج سال سكوت علي»

گزارشي از تهاجم بر عزاداري و عاشوراي حسيني

نقدي بر مجله‌ي خانواده

 

 

 

جستجو


جستجو در وب
جستجوی سايت
تالار گفتمان
کل موضوعات 16
کل ارسال ها 71
کل بازديد ها 21111
کل پاسخ ها 55
کل اعضا 87
آخرين 20 ارسال انجمن

بدترين خلق خدا در آخر الزمان!!
ارسال شده توسط sarbaz در مورخه : جمعه، 14 بهمن ماه ، 1390

داستان تير و پاي امير
ارسال شده توسط hedayati در مورخه : يكشنبه، 2 آبان ماه ، 1389

داغ فراق
ارسال شده توسط andalib در مورخه : شنبه، 11 ارديبهشت ماه ، 1389

فراخوان شعارهاي فاطميه
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

سخن از فاطمه گفتن!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

در سوگ همتاي علي عليه السّلام
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 1 ارديبهشت ماه ، 1389

امام فدايي دين است، يا اصل دين؟
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388

آسيبها و راهكارها در عزاداري
ارسال شده توسط andalib در مورخه : جمعه، 27 آذر ماه ، 1388

بر كرانه‌ي غدير
ارسال شده توسط andalib در مورخه : سه شنبه، 10 آذر ماه ، 1388

مگر غدير را فراموش كرده‌ايم؟!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 27 آبان ماه ، 1388

طرح جدید سایت
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

چت آنلاین
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

اصلاحيه
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

ان الحيوة عقيدة و جهاد!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : يكشنبه، 10 آبان ماه ، 1388

انهدام عمود دين براي بقاي دين!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : يكشنبه، 12 مهر ماه ، 1388

تقیه
ارسال شده توسط admin در مورخه : چهارشنبه، 4 دي ماه ، 1387

تالار گفتمان جستجو
تغییر اندازه سایت

100%
125%
150%
200%
250%
300%

 
  
نقدی فشرده بر کتب درسی دبستان 1- پيشگفتار
 
  


 

پيشگفتار

      * چند دستور از يونيسف و اصول كنوانسيون پكن

بخش اول:
آثار و پيامدهاي ويرانگر اجراي منشورات سازمان ملل در كتب درسي

      * پيامدهاي اجراي اصل يك اعلامية حقوق كودك

      * پيامدهاي اجراي اصل دهم اعلامية حقوق كودك

بخش دوم:
آثار و پيامدهاي شوم و مخرّب ساير عوامل در كتب درسي

      * الف: آثار و پيامدهاي شوم فرهنگ عامّه و سلفي‌ها

      * ب: آثار و پيامدهاي شوم رندان خدانشناس در تأليف كتب درسي

بخش سوم:
چند نكتة به‌جا مانده از چندين و چند نكتة ديگر

سخن پاياني

 
 

 

بسم الله الرّحمن الرّحيم

 

 

نگاهي گذرا به :

 

كتاب هاي درسي مقطع ابتدايي   سال 1384            


 

 

 

پيشگفتار:

 

" اللّهم انّا نشكو اليك فقد نبيّنا، و غيبة وليّنا، و كثرة عدوّنا، و قلة عددنا، و شدة الفتن بنا و تظاهر الزمان علينا "

 

با تلخي بسيار از غارت شدن خود مي گوييم:

سال ها، بلكه قرن هاست كه همه‌ی هستي ما از آن سوي مرزها و نيز از سوي دشمنان دوست‌نماي داخلي در معرض يورش جدّي قرار گرفته است. فتنه‌هاي گمراه كننده‌اي از هر سو، ما را در بر گرفته‌اند. از هر طرف يورشي با طرحي تازه خودنمايي مي‌كند. دين و مذهبمان، فرهنگ و هويّتمان، ثروت و توانمان، زن و فرزندمان، حيثيّت و شرفمان جملگي در تيررس، و مورد هجوم غارتگران جهاني است. مبارزه عليه ما، از سوي كفر جهاني، به جهت پذيرش ولايت اهل‌بيت پيامبر عليهم‌السّلام، مبارزة بي‌امان است. لحظه‌اي غفلت از ترفندهاي دشمن، شكست تلخ تازه‌اي را در‌ پي دارد. استعمار نو و كهنه، جنگ تحميلي، تضعيف روحيّه‌ي دفاعي، خودباختگي در برابر ارّابه‌هاي جنگي دشمن، بي مسئوليّت دانستن خود، رواج اعتياد و فحشاء، كشتار بي‌رحمانه‌ی عزيزانمان در جنگ‌ها و بمب‌گذاري‌ها و ترورها، چپاول ثروت‌هاي عمومي، فرقه‌گرايي، پناه بردن مغزها به دشمن، رفاه‌طلبي، بي‌هويّت بودن، رويكرد به شرق و غرب، الگوپذيري از بيگانه و... آثار شوم يورش‌هاي خصم كينه توز ماست. از خود مي‌پرسيم: چرا چنين گرفتار بلا شديم؟ چرا همه‌ي هستي ما در معرض تاراج قرار گرفته است؟ از غفلت پيشينيان ما بود؟ يا غيرت دفاع از كيان خود را نداشتيم؟ يا شايد بسيار خوار و ناتوان بوديم؟ نكند مرزبان هوشيار انديشه و فرهنگ نداشته‌ايم؟ يا فريادهاي مرزبانان را نمي‌شنيديم؟ شايد در گذشته به خائنان دين و ملّت اعتماد كرده‌ايم؟ و شايد... .

٭٭٭٭

اكنون نوبت غارت شدن فرزندانمان است كه امانت‌هاي خدا در دست ما هستند. شرايط اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و بين المللي براي اكثريّت ما چنين ايجاب مي‌كند كه از روي ناچاري، تعليم و تربيت فرزندانمان را به نهاد پرطمطراق آموزش و پرورش بسپاريم. نهادي كه بي‌شك، از سوي همه‌ي كافران، مشركان و منافقان مورد تهاجم سنگين و بي‌اماني است؛ و ما بي توجّه به عواقب زيان‌بار چنين اعتمادي، با دستان خود، دانسته يا ندانسته، فرزنداني را كه بر فطرت دين و خداپرستي آفريده شده‌اند، به نهادي مي سپاريم كه از هر سو مورد حمله قرار گرفته و تحت تأثير سازمان‌هاي جهاني همچون يونيسف است. آموزش و پرورش ما بر اساس معاهده‌ی جهاني، ملزم است تا اصول از پيش تعيين‌شده‌ي كنوانسيون پكن1.
را به اجرا درآورد، و بر همان خطّ و مشي حركت كند، كه در غير آن صورت، سزاوار انگ‌هايي چون مخالف با حقوق بشر بوده، و بايد پذيراي تبعات ناخواسته‌ي آن باشد. اصول ذلّت‌باري كه بيشتر مردم ما از آن‌ها غافلند؛ و برخي دانسته و يا ندانسته آن‌ها را پذيرفته‌اند!

چند دستور از يونيسف و اصول كنوانسيون پكن:

جهت اطلاع شما بزرگواران به چند مورد از دستورات يونيسف و اصول كنوانسيون پكن اشاره مي‌شود:

«كودك بايد از كليّه‌ی حقوق مندرج در اين اعلاميّه برخوردار شود. همه‌ی كودكان بدون استثناء و تبعيض و بدون در نظر گرفتن نژاد، رنگ، زبان، دين، عقايد سياسي يا ساير عقايد منشأ اجتماعي يا ملّي، ثروت، تولّد و يا ويژگي‌هاي فردي ديگر، يا خانوادگي مشمول اين حقوق مي‌شوند».2.
به تعبير ديگر همه‌ی كودكان جهان بدون هرگونه استثنايي از كليّه‌ی حقوق مندرج در اعلاميّه‌ی حقوق كودك [كه البتّه با موارد زيادي از اصول اعتقادات ما، و قوانين كشوري جمهوري اسلامي مخالفت دارد] بايد بهره‌مند باشند.

«كودك بايد در مقابل هرگونه اعمال و رفتاري كه ترويج تبعيضات نژادي، مذهبي و غيره را ممكن سازد، حمايت شود. كودك بايد با روحيّه‌اي پرتفاهم، گذشت، معتقد به دوستي بين مردم، صلح، و برادري جهاني و با آگاهي كامل بر اين كه توانايي و استعداد وي بايد وقف خدمت به هم نوعانش شود، پرورش يابد3.
به بيان ديگر هيچ كودكي نبايد تحت آموزش و پرورش مذهب خاصّي قرار بگيرد؛ و با هيچ مرز ديني و مذهبي آشنايي پيدا كند. تنها مرزي كه بايد بشناسد مرز انسان‌گرايي است، نه چيز ديگر.

«از نظر اين كنوانسيون منظور از كودك، افراد انساني زير 18 سال است. مگر اين‌كه طبق قانون قابل اجرا در مورد كودك سنّ بلوغ كمتر تشخيص داده شود4.
بنا بر اين، كودكان، تا مرز تكليف، نبايد آموزش ديني و مذهبي ببينند. و پس از تكليف با آنچه آموخته و پرورش يافته‌اند راه خود را انتخاب خواهند كرد!!

«كودك داراي حقّ آزادي ابراز عقيده مي‌باشد. اين حق شامل آزادي جستجو، دريافت و رساندن اطّلاعات و عقايد از هر نوع، بدون توجّه به مرزها، كتبي و شفاهي يا چاپ شده، به شكل آثار هنري يا از طريق هر رسانه ديگري به انتخاب كودك مي‌‌باشد».5.
در جهان امپراتوري رسانه‌ها، از يك سو توليد فكر و انديشه‌هاي غير ديني و يا ضد دين و بويژه ضدّ اسلام و مخصوصاً ضدّ شيعه، در قالب هزاران فيلم و سي‌دي و سرگرمي‌هاي كودكانه، و از سوي ديگر ناتواني ما در عرصه‌ي جنگ‌هاي تبليغاتي، اين حقيقت بسيار آشكار است كه آزادي كودكان در پذيرش هر عقيده‌اي حاصلي جز بي‌ديني و لاابالي‌گري در پي نخواهد داشت.

«كشورهاي طرف كنوانسيون حق آزادي فكر، عقيده و مذهب را براي كودك محترم خواهند شمرد».6.
بر اساس واژة ظاهر الصّلاح «آزادي انتخاب» ايران عزيز ما كه از كشورهاي طرف كنوانسيون مي‌باشد، نبايد با كودكان ـ‌ نوجوانان و جوانان زير 18 سال ـ برخورد عقيده‌اي و مذهبي داشته باشد. زيرا كودكان ما در انتخاب راه و عقيده خود آزاد آزادند.

«كشورهاي طرف كنوانسيون بيشترين تلاش خود را براي تضمين به رسميّت شناختن اين اصل كه پدر و مادر كودك، مسؤوليّت‌هاي مشتركي در مورد رشد و پيشرفت كودك دارند، به عمل خواهند آورد».7.
قانوني كردن اشتراك مسؤوليت، به معناي شكستن مديريت و ولايت منحصر به فرد پدر، و تقسيم اين مديريت و ولايت، بين پدر و مادر است. اگرچه با توجّه به فراغت بيشتر مادران، و با بهره‌مندي بيشتر آنان از رسانه‌ها، عملاً در كشورهايي همچون كشور ما آنان عهده‌دار مستقيم رشد و پيشرفت كودكان مي‌باشند، امّا قانوني شدن اين اشتراك، عملاً مديريت خانواده را از هم گسيخته، و دچار اختلاف و اختلال خواهد كرد، و ولايت تعليم و تربيت را با بحران شديد روبرو خواهد كرد. در نتيجه آن چه را كه سازمان ملل براي فرزندان ما تدارك ديده با شتاب هر چه بيشتري عملي خواهد شد.

«كشورهاي طرف كنوانسيون تمام اقدامات لازم را جهت تضمين اين كه نظم و انضباط در مدارس مطابق با حفظ شؤون انساني كودكان بوده و مطابق با كنوانسيون حاضر باشد، به عمل خواهند آورد».8.
لازمة انحصار نظم و انضباط خاص، در حفظ شؤوني كه از سوي اين كنوانسيون به عنوان شؤون انساني تلقي شده است، پرهيز از ارائة هر گونه مواد و مباحثي است كه از نظر اين كنوانسيون، بي‌انضباطي انساني شمرده مي‌شود، و تضمين چنين انحصاري، در واقع عبارت است از: منع معلمان و مربيان و دانش آموزان، از طرح هر گونه مباحث مذهبي و ديني و فرهنگي خاص هر كشور، و تزريق يك واكسن خواب مذهبي به كودكان مورد نظر، كه در راستاي اهداف اين كنوانسيون است.

«كشورهاي طرف كنوانسيون موافقت مي نمايند كه موارد ذيل بايد جزء آموزش و پرورش كودكان باشد: ...
ب: توسعه‌ي احترام به حقوق بشر و آزادي‌هاي اساسي و اصول مذكور در منشور سازمان ملل.
..
د: آماده نمودن كودك براي دانستن زندگي مسؤولانه در جامعه‌اي آزاد، و با روحيّه‌اي سرشار از تفاهم، صلح، صبر، تساوي زن و مرد و دوستي بين تمام مردم، گروه‌هاي قومي، مذهبي و ملّي و اشخاص ديگر.
هـ : توسعه‌ي احترام نسبت به محيط طبيعي».9.
«حقوق بشر»، «آزادي‌هاي اساسي»، «اصول مذكور در منشور سازمان ملل»، «زندگي مسؤولانه»، «جامعه‌اي آزاد»، «روحيّة سرشار از "تفاهم"، "صلح"، "صبر"، "تساوي زن و مرد"، و "دوستي بين تمام مردم" و "گروههاي قومي" و "مذهبي" و "ملّي" و اشخاص ديگر»،«توسعة "احترام"، و "محيط طبيعي"، همه و همه، واژه‌هايي هستند كه در كنوانسيون پكن و به طور كلي سازمان‌هاي جهاني، داراي مفاهيم و تعاريف خاص خود هستند. تعاريفي كه با تعاريف ما، تفاوت اساسي دارند.

«اگر قرار است كه دنيا به هدف آموزش ابتدايي همگاني نائل شود، ناگزير آموزش دختران ضرورت پيدا مي‌كند... آموزش دختران تأثيرات مهمّي در ديگر جنبه‌هاي توسعه‌ي اجتماعي مي‌گذارد. آموزش دختران بر رفاه اقتصادي يك كشور... همچنين آموزش و سوادآموزي دختران تأثير مستقيم در ميزان مرگ و مير اطفال و كودكان، ايمن‌سازي و اميد به زندگي دارد. از آن گذشته، زنان تحصيل كرده معمولاً ديرتر ازدواج مي‌كنند، به برنامه‌هاي تنظيم خانواده علاقمندي بيشتري دارند و در مقايسه با زنان بيسواد، خانواده‌هاي كوچكتري دارند. آموزش دختران به پيشرفت در امر توسعه نيز كمك شايان خواهد كرد... به ويژه در زمينه‌هاي بهداشت، تغذيه، محيط زيست... سرانجام بايد گفت از آن جا كه برداشت مادران از آموزش در ميزان اهميّتي كه براي تحصيل دخترانشان قائلند تأثير دارد، آموزش دختران تأثير مثبتي در آموزش دختران نسل‌هاي آينده مي‌گذارد».10.
پذيرش و عمل به چنين اصلي ما را به همان دروازه‌ی تمدّني رسانده كه سالها پيش منظور نظر رژيم سابق بود!!! امروز دختران ما در همه‌ی عرصه‌هاي مد، اعتياد، جنايت و بي عفّتي گوي سبقت را از دختران خيلي از كشورها ربوده‌اند؛ و در رجوع به جراحان زيبايي، در جهان مقام اوّل را كسب كرده‌اند. ورود پيش‌بيني نشدة آنان به مجامع تحصيلي، و جذب بي رويّة آنان به بازار كار، با وجود رضايت آنان به حقوقي اندك، علاوه بر اينكه باعث تأخير ازدواج، و پيري جمعيت، و اشاعة فساد در ادارات و كارگاهها و جامعة اسلامي ما شده است، منجر به بيكاري دور از انتظار قشر عظيمي از مردان جوان جوياي كار شده، كه فساد فراواني را در پي داشته و دارد. اين دختران، كه مادران آينده خواهند بود، فرزندانشان را ديگر در خانه تربيت نمي‌كنند. بلكه تحت تربيت مهد كودكهايي قرار خواهند داد كه ملزم به رعايت همة قوانين سازمانهاي جهاني هستند. و عاقبت آنان، چه خواهد شد؟

«در بسياري از فرهنگ‌هاي جنوب آسيا و خاورميانه، حضور آموزگاران زن، غالباً باعث مي‌شود نگراني‌هاي پدران و مادران در مورد مسائل اخلاقي و امنيّت و ايمني دختران كاهش يابد، و مآلاً شركت دختران در مدارس بيشتر شود. از آن گذشته آموزگاران زن به نحوي مثبت به صورت الگو و اسوه‌اي براي دختران درمي‌آيند و به طريق اولي نام‌نويسي و حفظ و تداوم تحصيل دختران نيز بالا مي‌رود».11.
عبارت طولاني «در بسياري از فرهنگ‌هاي جنوب آسيا و خاورميانه» به جاي «كشورهاي مسلمان» به كار رفته است؛ و خود سازمان ملل در نوشته‌هاي خود استفاده از واژه‌هايي كه نشان از تبعيض مذهبي دارد پرهيز كرده است. و اين راهبرد به ظاهر خيرخواهانه، در واقع تيغي‌است كه براي سر بريدن مسلمانان تيز مي‌شود.

«بايد كار دختران و زنان بيشتر به رسميّت شناخته شود، و ارزش بيشتري براي آن قائل شد. كار زنان بايد به عنوان يك شاخص واقعي توليد خانگي و ملّي شناخته شود، و جزئي از استراتژي‌هاي برنامه‌ريزي توسعه‌ی ملّي محسوب شود».12.
بحث از تساوي حقوق جنسيّت‌ها بود. حالا چرا بايد كار دختران و زنان بيشتر به رسميّت شناخته شود، اين خود جاي پرسش دارد. و امروز در كشور ما عينا همين طرح حكمفرماست. يعني «رسميّت و ارزش بيشتر به كار دختران و زنان»، كه باعث شده چند فرسنگ هم از مردان جلو بزنند.

«بسيج منابع سياسي، مذهبي، فرهنگي، اداري و محلّي براي ايجاد ارزش‌هاي نوين به منظور توجّه نشان دادن و بها دادن به دختر بچه‌ها. اين ارزش‌ها بايد از بين بردن تفاوت‌هاي جنسيّتي و تبعيض بين كودكان را مد نظر قرار دهند».13.
هدف وسيله را توجيه و مباح مي‌كند. اكنون كه قصد سازمان ملل، تجاوز صريح و آشكار به نواميس مسلمانان است، از مذهب نيز كمك مي‌گيرد؛ و مذهبي‌ها بايد با تلاش خود اثبات كنند كه: تحصيل دانش براي دختران از ضروريّات اسلام است!! بعلاوة اينكه واژه‌هايي چون «ارزشهاي نوين»، «توجّه نشان دادن» و «بها دادن» به «دختر بچّه‌ها»، «تفاوتهاي جنسيّتي»، و «تبعيض بين كودكان» در سازمانهاي جهاني، از مفاهيم خاصي برخوردارند.

٭٭٭٭

اطاعت از فرامين و مقرّرات يونيسف سبب دگرگوني و تحول عظيمي در نگارش واژه به واژه، و سطر به سطر كتاب‌هاي درسي شده، و نظام آموزشي ما را به يك نظام بين‌المللي تبديل كرده است14.
و همان‌گونه كه ورزش ما با استانداردهاي جهاني تطبيق مي‌كند، آموزش و پرورش ما نيز بايد با استانداردهاي ارائه شده از سوي سازمانهاي جهاني مطابقت داشته باشد، تا ما هم به راحتي بتوانيم جهت ادامه‌ي تحصيل به فرنگ رفته، و در المپيادهاي علمي شركت كرده، و مفتخر به كسب مدال‌هاي جهاني باشيم!! از اين رو، براي كسب مقام‌هاي جهاني از هيچ داد و ستدي رويگردان نيستيم.

علاوه بر سازمان‌هاي جهاني كه ناظر كمّي و كيفي نهاد آموزش و پرورش ما هستند، قلم‌به‌دستان خودرو و بي‌هويّتي نيز در كشور ما وجود دارند كه در مقابل فرهنگ بيگانه سر تسليم فرود آورده، و با خودباختگي تمام، تلاش مي‌كنند كه همه‌ی استانداردهاي جهاني را در آثار خود رعايت كنند، تا از پشتيباني نهادهاي فرهنگي، هنري وابسته به يونيسف بهره‌مند باشند؛ و آثارشان برنده‌ي مدال جهاني شده، و در مجامع جهاني نامي از آنان نيز برده شود. اين قلم به مزدها، مي‌كوشند تا يافته‌هاي التقاطي خود را در قالب شعر، قصّه و نقّاشي كودكانه از طريق آموزش و پرورش به فرزندانمان تحميل كنند؛ و با چهره‌شدن از طريق رسانه‌ها، و تأييد يونيسف، سكّاندار فرهنگ و هنر و ادبيّات كودك و نوجوان اين مرز و بوم باشند.15.

تأسّف‌بارتر از يونيسف و قلم به دستان معلوم الحالي كه وصفشان گذشت، رندان خدانشناسي هستند كه از ديرباز در بدنه سست و نفوذ پذير فرهنگ و آموزش عالي رخنه كرده، و با صبغه‌ي علمي و فرهنگي، پست‌هاي آموزش عالي را بدست آورده، و انديشه‌هاي ضدّ‌ديني و مخرّب خود را عمدتاً در قالب تاريخ، ادبيّات و عرفان ارائه كرده‌اند. آنان، با پرورش نيروهاي كارآمد خدانشناس، سنگرهاي بسياري را گشوده و چتر ضلالت و گمراهي خود را روي برخي رسانه‌ها و مراكز علمي، فرهنگي كشور، گسترده‌اند؛ و آثار ويرانگرشان، موادّ درسي آموزش و پرورش ماست. رندان مذكور، رنگ و بوي آشكاري از خرّم‌دينان، اهل‌حق، سلفي‌ها، فراماسونرها، توده‌اي‌ها، و مغول‌ها و تاتارها دارند.

تلخ تر از آنچه برشمرديم، نظارت و حضور فيزيكي برخي حوزويان و دانشگاهيان در مراكز تصميم‌گيري، آموزشي، و نگارش كتاب‌هاي درسي آموزش و پرورش است. حضور چهره‌هاي نامدار حوزه و دانشگاه در نهاد آموزش و پرورش با توجّه به مسؤليّت‌هاي علمي، اجتماعي، تبليغي و ارشادي آنان و فرصت ناچيزشان در بررسي و نظارت علمي متون درسي، سبب اعتماد بيشتر مردم به اين نهاد و تثبيت و تأكيد برنامه‌هاي آموزش و پرورش شده است.

از سوي ديگر سياست‌گزاران كلان فرهنگي ما ـ با فرض دلسوز بودن و نيّت خيرشان ـ با داشتن چندين پست اجرايي، و شركت در نشست‌هاي فراوان تشريفاتي، كاري و مشاغل سياسي، مجالي براي انديشيدن در حوزه‌ي فرهنگ را ندارند. آنان در نشست‌‌هاي فرهنگي با چند قيل و قال علمي كه نشانگر فضل و دانش شركت كنندگان است، طرح‌هاي طرّاحان چيره‌دست و سياست‌گزار واقعي را به تصويب مي‌رسانند، كه بيشتر با تصويب هر طرح، بلايي بر بلاهاي پيشين افزون گشته و بر تعميق سياست‌هاي نادرست تأكيد مي‌گردد.

در اين ميان، مديران و كارگزاران رسانه‌ها نيز كه از دانش‌آموختگان همين نظام هستند، هر روز و هر ساعت در پايگاه‌هاي خود بر آنچه آموخته‌اند پاي مي‌فشارند، و تعليمات عمومي را راسخ‌تر مي‌سازند. در شرايطي اين چنين و با تهاجم فرهنگي دشمنان از هر سو، فرزندانمان را براي تعليم و تربيت به چه نهادي بسپاريم؟ به آموزش و پرورشي كه زخم‌دار آماج تيرهاي سهمگين است؟ به رسانه‌هاي خودباخته در برابر فرستنده‌هاي بيگانه؟ به آثار مكتوب ترجمه شده از...؟ چه بايد كرد؟

ناگفته پيداست كه عموم پدران و مادران، و معلّمان و مربّيان جامعه‌ي ما، پرورش يافته‌ي اين روزگارند؛ و از معارف ديني و تاريخي خود اطّلاعات سطحي و سانسور شده‌اي دارند. آنچه را كه از معارف ديني آموخته‌اند و مي‌آموزند نكاتي است كه همه‌ي اديان تحريف شده دست بشر بر آن اتّفاق نظر دارند. بر اين اساس هيچ دوگانگي ميان آموخته‌هاي خود با كتاب‌هاي درسي فرزندانشان احساس نمي‌كنند، و هرگز با آن‌ها به مخالفت برنمي‌خيزند، و هرگز گمان نمي‌برند كه ممكن است دست بيگانه‌اي در تأليف كتاب‌هاي درسي نقشي داشته باشد. همان‌گونه كه تا كنون نقدي و اعتراضي بر كتاب‌هاي درسي به چاپ نرسيده است؛ و اگر نقد و اعتراضي از سوي آموزگاري به دفتر تأليف كتاب‌هاي درسي رسيده، موردي و اصلاحي بوده است.

٭٭٭٭

ما براي نقد و بررسي متون كتاب‌هاي درسي مقطع ابتدايي ـ فارسي، تعليمات اجتماعي، آموزش قرآن و هديه‌هاي آسمان ـ نيازمند شناخت موازين و معيارهاي درست مي‌باشيم. زيرا نخست بايد بر معيارهاي صحيح تأكيد داشت، و سپس به مقايسه و نقد و نظر پرداخت؛ و به همه‌ي جنبه‌هاي مثبت و منفي آن اشاره كرد. در اين گزارش كوتاه مجالي براي طرح معيارهاي صحيح به شكل مبسوط نيست؛ و هم‌چنين به جنبه‌هاي مثبت آثار و همه‌ي جنبه‌هاي منفي آنها اشاره نشده است؛ چون مخاطبان اين گزارش عمدتاً مرزبانان انديشه و فرهنگ شيعي مي‌باشند نه عموم مردم. اين گزارش براي آنان فراهم آمده تا پس از اطّلاع از محتواي آن از هر راهي كه مي‌دانند و مي‌توانند در جهت اصلاح برنامه‌هاي آموزش و پرورش، به ويژه تأليف كتاب‌هاي درسي گام بردارند. از اين رو، همة موارد مورد نقد و اشكال، به صورت فهرست، و بدون نقد تفصيلي، آورده شده است. زيرا لاجرم، مرزبانان انديشه و فرهنگ شيعي، پس از مرور اين فهرست، عمق فاجعه را در خواهند يافت. كه در خانه اگر كس است يك حرف بس است. و العاقل يكفيه الإشاره. 
 


1ـ در اصول كنوانسيون پكن، بيش از هفتاد اصل آن مغاير و مخالف با مباني دين است. مانند: همجنس‌گرايي.

2ـ اعلاميّه‌ی حقوق كودك، اصل يكم.

3ـ اعلامية حقوق كودك، اصل دهم.

4ـكنوانسيون پكن، مادة يك.

5ـ همان مأخذ، مادة سيزدهم.

6ـ همان مأخذ مادّه‌ي چهاردهم.

7ـ كنوانسيون پكن، مادة هجدهم.

8ـ كنوانسيون پكن، مادة بيست و هشتم.

9ـ كنوانسيون پكن مادّه‌ی بيست و نهم.

10ـ راهبردهايي در راستاي ترويج آموزش دختران/ يونيسف. ص 6، 7، 9، 10.

11ـ همان مأخذ.

12ـ دختر بچّه‌ها سرمايه گذاري براي آينده/ يونيسف. ص 34.

13ـ همان مأخذ، ص 41.

14ـ عوارض چنان پديده‌اي بر آگاهان پوشيده نيست.

15ـ متأسّفانه در حال حاضر چنين حادثه‌اي در جامعه‌ي ما رخ داده است.

 

ادامة مطلب

 

 





بازديد : 634 بار