.
مطالب سايت

 

هديه به منتظران گل نرگس

نقدی بر تفسیر و مفسران

هجوم آرام و خواب غفلت
نگرشي بر غوغاي انفجار جمعيت

سقیقه، تبلور وحدت یا تفرقه؟

نقدهايی بر کتب درسي دبستان

مشهورهاي بي اصل

برخي خيانت‌هاي منافقانه‌در كتاب:
«بيست و پنج سال سكوت علي»

گزارشي از تهاجم بر عزاداري و عاشوراي حسيني

نقدي بر مجله‌ي خانواده

 

 

 

جستجو


جستجو در وب
جستجوی سايت
تالار گفتمان
کل موضوعات 16
کل ارسال ها 71
کل بازديد ها 21111
کل پاسخ ها 55
کل اعضا 87
آخرين 20 ارسال انجمن

بدترين خلق خدا در آخر الزمان!!
ارسال شده توسط sarbaz در مورخه : جمعه، 14 بهمن ماه ، 1390

داستان تير و پاي امير
ارسال شده توسط hedayati در مورخه : يكشنبه، 2 آبان ماه ، 1389

داغ فراق
ارسال شده توسط andalib در مورخه : شنبه، 11 ارديبهشت ماه ، 1389

فراخوان شعارهاي فاطميه
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

سخن از فاطمه گفتن!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

در سوگ همتاي علي عليه السّلام
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 1 ارديبهشت ماه ، 1389

امام فدايي دين است، يا اصل دين؟
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388

آسيبها و راهكارها در عزاداري
ارسال شده توسط andalib در مورخه : جمعه، 27 آذر ماه ، 1388

بر كرانه‌ي غدير
ارسال شده توسط andalib در مورخه : سه شنبه، 10 آذر ماه ، 1388

مگر غدير را فراموش كرده‌ايم؟!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 27 آبان ماه ، 1388

طرح جدید سایت
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

چت آنلاین
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

اصلاحيه
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

ان الحيوة عقيدة و جهاد!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : يكشنبه، 10 آبان ماه ، 1388

انهدام عمود دين براي بقاي دين!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : يكشنبه، 12 مهر ماه ، 1388

تقیه
ارسال شده توسط admin در مورخه : چهارشنبه، 4 دي ماه ، 1387

تالار گفتمان جستجو
تغییر اندازه سایت

100%
125%
150%
200%
250%
300%

 
  
هجوم آرام و خواب غفلت 13 - سرمايه‌گذاري در بخش زنان
 
  
 

 

پيشگفتار

بخش 1: غوغاى انفجار جمعيّت

بخش 2: مبارزه با رشد جمعيّت مسلمانان

   تصويب طرح كنترل جمعيت

   الف : اهرم فشار با وضع قوانين

  
ب : اهرم تبليغات عليه جمعيّت

  
ج : سرمايه ‏گذارى كلان و فشار اقتصادى

  
د : ابزار جلوگيرى از باردارى

      
* تشكّر و قدردانى

   ه : آموزش نسل جوان

   و : زنان، قوىترين اهرم

      
* اشتغال زنان

      
* تحصيلات زنان

       * ازدواج و زايمان زودرس و ديررس

   ز : عوارض ناگفته

      
* افزايش طلاق و مرگ

       * افزايش سنّ ازدواج

       * پيرى جمعيّت

   ح : نقطه مورد هجوم

   ط : كشف اشتباه يا توطئه

بخش 3:  سرمايه‏گذارى در بخش زنان

بخش 4: از لابلاى جرايد

بخش 5: خلاصه‏اى از آنچه گذشت

 

 

  بخش 3

 

 

سرمايه‏گذارى در بخش زنان

 

زن‏سالارى، زن‏گرايى، زن‏ستايى و... و در يك كلام «فمينيسم»، يكى از طرحهايى است كه با تلاش غرب، به سازماندهي سازمان ملل، در كشورمان به مرحله اجرا در آمد. اين طرح هرچند با نام فمينيسم به ايران عرضه نشد ولى در راستاى كنترل جمعيّت، تحت عناوين: «دفاع از حقوق زن»، «رفع تبعيض ميان زن و مرد»، «حفظ جان زنان»، «برابرى جنسيّتها» و... به كمك ايادى داخلى غرب، به راحتى و بدون هيچ مقابله و معارضه اى در كشورمان اجرا شد. و در واقع طبق نقشه‏هاى قبلى براى كشاندن ايران در جادّه توسعة مورد نظر غرب، با سخنانى چون سخنان دكتر نفيس صدّيق كه گفت: «... كشورى كه مى‏خواهد در راه توسعه گام بردارد نمى‏تواند با نيمى از جمعيّت خود اين راه را بپيمايد»، و تكرار اين سخنان توسّط بلندگوهاى استعمار در داخل كشور، و نيز با رهنمودهايي که در كنفرانس جهانى زن در پكن بر عهده کشورها نهادند، جوّ فمينيستي بر مملكت ما چيره شد. با اين كار، هم شعار «فرزند كمتر» تحقّق يافت، و هم تمام اهدافى كه در نتيجة آوردن بي مهابا و بدون محاسبة زنان در صحنه پيش‏بينى شده بود به وقوع پيوست.

گروهى از زنان هم كه در اين چند سال پس از انقلاب، تمام وجودشان را عطش غرب‏گرايى پر كرده بود، از خود بى‏خود شده و ندا سر دادند كه:

«در جوامع اسلامى، مردها همواره اسلام را بنفع خود تعبير كرده‏اند... دين در ايران تحت الشّعاع سنّتها قرار گرفته[1]...» و: «عزم راسخ زنان است كه جامعه ايران را دگرگون خواهد كرد نه خاتمى و نه مردان[2]

و تز دفاع از حقوق زنان و رفع تبعيض بين زنان و مردان، با شعار «برابري جنسيتها» که در واقع «نبرد جنسيتها» بود، دركشورمان مطرح شده و تحقّق يافت. در اين نبرد، اگرچه زنان به جايى رسيدند ولى آثار شوم آن كه در لابلاى نوشته‏ها تذكّر خواهم داد، هميشه باقي است و هرگز جبران نخواهد شد! و تغيير و تبديلهايى كه براى پيروزى در اين نبرد، در دين و مسلّمات دينى تحت عنوان مبارزه با سنّت‏گرايى و جنسيّت گرايى روى داد، ما را به جايى كشانده و مى‏كشاند كه نه تنها به سرابِ توسعه نخواهيم رسيد بلكه در باتلاقها و منجلابهايى كه سر راهمان به وجود آورده‏اند بكلّى و براي هميشه مدفون و غرق خواهيم شد.

بدبختانه در اين ميان، دين به عنوان ملعبه‏اى در آمد كه هركس بتواند طبق رأى و نظر خود، قرائت و تفسيرى تازه از آن داشته باشد. مفسّران دين!! براى تفسير تازه از دين، بسيج شدند. گفتند و گفتند، تا امروز كه «از دين بجز اسمى باقى نمانده است» و آن دين سنّتى، يعني دين پيامبر و عترت او صلوات الله عليهم اجمعين، كمرنگ گشته، و دين جديدى جايگزين آن شده است. اكنون براى آنكه از دين سنّتى هم خاطره‏اى در ذهن داشته باشيم، توجّه شما را به چند روايت در مورد زنان جلب مى‏كنم:

«امام صادق عليه السّلام فرمودند: خداوند، حوّا را از آدم خلق كرد. به همين دليل تمام اهتمام زنان، به مردان است. پس آنان را در خانه مصون نگه داريد.»

«كافى، ج 5، ص 337، ح 3»

«امام صادق عليه السّلام فرمودند: خداوند حضرت آدم را از آب و گل آفريد. به همين جهت اهتمام پسران آدم در آب و گل است. و حوّاء را از آدم آفريد، به همين جهت اهتمام زنان در مردان است. پس آنان را در خانه مصون نگه داريد.»

«كافى، ج 5، ص 337، ح 4»

و نيز رواياتى كه مى‏فرمايند: بهترين مسجد زنان، خانه آنان است. اين روايات را ضميمه كنيد به سيره صدّيقه طاهره، فاطمه زهرا سلام الله عليها. او با وجودى كه پاك و مطهّر بود و درب منزلش به مسجد باز مى‏شد، و همسايه مسجد پيامبر بود و پدر بزرگوارش، پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم در مسجد اقامه نماز مى‏فرمودند، ولى نمازش را در منزل مى‏خواند و هرگز در مسجد به اقتداي پدر بزرگوارش پيامبر اکرم صلی الله عليه و آله و سلم، به جماعت نايستاد! او فقط زماني به دفاع از امام خويش امير المؤمنين علي عليه السلام و شوي گراميش از منزل بيرون آمد که دفاع منحصر به آن حضرت بود و در بين آن همه مرد، مدافعي که از دست دشمنان، جان سالم بدر برده و کشته نشود، وجود نداشت... !

از اين سيره و روايات معتبر مى‏توان نتيجه گرفت كه آنچه امروز تحت عنوان دين ارائه شده و در جامعة فعلي ما جاري است، با حقيقتي كه ما به آن موظّف شده‏ايم بسيار متفاوت است. حتما مي گوييد اين افكار، متعلّق به 1400 سال پيش است! بله همينطور است. من هيچ تفسير جديدى از دين ندارم و خود را مجاز هم نمى‏دانم تا هر روز نظر ناقص خود را به عنوان دين مطرح کرده و به مردم عرضه كنم. و معتقدم، كسانى‏كه دين خدا را طبق زمان تفسير مى‏كنند، در حقيقت تابع خواسته‏هاى زمانند نه تابع دين خدا؛ اينان به راحتي به خود اجازه مى‏دهند تا هر نوع تغيير و تبديلى را در احكام الهى اعمال کنند در حالى‏كه در هرمقامي باشند، و هرکه باشند، هرگز خداوند به آنان چنين اختيارى نداده است. قرآن كريم مى‏فرمايد: «ما كانَ لِمُؤْمِنٍ و لا مؤْمِنَةٍ اِذا قَضَى اللّهُ و رَسُولُهُ امراً اَنْ يَكونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ اَمْرِهِمْ» (هيچ مرد و زن مؤمنى، اختيارى در - تغيير و تحوّل - امرى كه خدا و پيامبرش، در آن حكم فرموده‏اند را ندارد)، و كسانى كه خلاف اين امر الهي عمل كنند، خواه با استناد به قياس، و يا به بهانه تنقيح مناط، و يا با نام احکام ثانويه، و يا تحت عنوان احکام حکومتي و يا هرچيز ديگر، اگرچه ممکن است به قصد ايجاد بدعت، مرتکب اين عمل نشده باشند، ولي عملشان بدعت در دين بوده و در زمره اين گروه خواهند بود و تكليف چنين افرادي روشن است... .

اكنون به نحوه پيدايش تز زن سالارى و مسير حركت و تكميل آن نظرى مى‏افكنيم. هرچند با توجّه به اخبارى كه در مسأله اشتغال و تحصيل و زاد وولد زنان از نظرتان گذشت، به نتايجى دست يافتيد؛ ولى مطرح كردنِ جداگانه و هرچند مختصرِ اين بحث، و اضافه كردن بعضى اخبار، به خبرهاى گذشته، قطعاً شما را به نتايج مطلوب‏ترى خواهد رساند.

«سازمان ملل در سال 1351، سال 1354 را سال بين المللى زنان ناميد، و در اين سال، اوّلين كنفرانس جهانى زنان در شهر مكزيكوسيتى برگزار نمود. به دنبال آن، دوّمين كنفرانس، در سال 1359 در گپنهاگ، سوّمين كنفرانس در سال 1364 در كنيا در شهر نايروبى، و در پى آن نيز كنفرانس جهانى جمعيّت كه بخشى از مصوّبات آن، از زنان و اختيار و مشاركتشان در امور اجتماعى سخن به ميان مى‏آورد، در سال 1373، در قاهره انجام شد. و بالأخره چهارمين كنفرانس جهانى زن نيز در شهريور ماه 74 در پكن تشكيل گرديد.»

«روزنامه قدس، 29/7/1376»

با اين وصف، مسألة غلط انداز «رسيدگى به امور زنان»! ريشه در پيش از انقلاب دارد. و آنچه كه اكنون جنجال آن بر سراسر ميهن اسلامى ما سايه افكنده است، سير تكميلى همان همايش‏هاست، و چارچوب آن، در همان زمان بسته شده است. ولى چون پياده كردن مصوّبات آن‏روز، در ايرانِ امروز، با معارضاتى مواجه است، خواسته‏هاى غرب در اين برهه از زمان، با لطائف الحيل و تحت لفّافهاى پر زرق و برق‏تر و غلطاندازتر به كشورمان راه پيدا كرده و مسير وصول به اهداف آن‏روز را به گونه‏اى ريشه‏اى‏تر و راحت‏تر مى‏پيمايد.

بنا بر اين، «نبرد جنسيّتها» که در اين زمان، توسّط بلندگوهاى غرب در ايران براه افتاده، پايه‏هاى اصلى آن، در آن زمان نهاده شده است. من در اين بخش از گفتار، قصد مطرح ساختن آنچه كه در تمام كنفرانسهاى مذكور به تصويب رسيده ندارم. ولى براى اينكه ترسيمى از اين هجوم داشته باشيم، به اخبار مربوط به كنفرانس جهانى زن در پكن كه در شهريورماه 74 برگزار شد، اشاره مى‏كنم.

اين كنفرانس به عنوان «چهارمين همايش جهانى زن» توسّط سازمان ملل متّحد و به ميزبانى چين برگزار شد، كه نمايندگان زنانِ حدود 185 كشور جهان در آن شركت داشتند[3]. شرح قضيّه بدينگونه است كه:

«- در اين كنفرانس - صداى ادوات موسيقى كه توسّط چهار تن از هنرمندان زن نواخته شد، به جلب توجّه حاضرين كمك كرده و بتدريج، علاقمندان، وارد اتاق شدند.» «ماهنامه پيام زن، اسفند ماه 1374» «عصمت كتانى، مشاور مخصوص دبير كلّ سازمان ملل متّحد نيز در اين مراسم به نيابت از پطرس غالى، پيام وى را قرائت كرد. غالى در بخشى از پيام خود، بر تأمين برابرى زنان و مردان به عنوان قانون عمل و پروژه مهمّ سياسى قرن بيستم تأكيد كرده و افزود: موضوع اين كنفرانس، (برابرى) است. برابرى در (قانون) در بسيارى از كشورها حاصل شده؛ امّا به برابرى در (عمل) نرسيده‏ايم.» «ماهنامه پيام زن، خرداد ماه 1375» «سخنرانى (جيانگ زمين) رئيس جمهور چين:... جامعه زنان، و مجامع جهانى، اميدوارانه به اين گردهمايى تاريخى توجّه دارند. هدف اصلى دولت چين نيز برقرارى تساوى بين زنان و مردان، احقاق حق و برآورده كردن خواستهاى آنان است.» «همان مأخذ» «هيأت ايرانى با تركيبى همه‏جانبه، شامل: متخصّصين و كارشناسان وزارت امور خارجه، بهداشت، اقتصاد، كشاورزى، و زنان روستايى، امور فقهى، حقوق و مسايل زنان و خانواده، كه همگى پيشينه فعّاليّت بين المللى داشته و مسلّط به زبان انگليسى بودند، در گروهها و كميته‏هاى مختلف كارى، فعّاليّت خود را آغاز كردند.»

«همان مأخذ»

در اين كنفرانس، مباحث زيادى مطرح شد، و طرّاحان آن، به نتايج زيادى از اهداف مورد نظرشان نائل شدند. البتّه طرحهاى ارائه شده از سوى غرب، شامل واژه‏هاى به‏ظاهر مبهم و غير مبهمى مانند: حقوق جنسى (آزادي جنسی و...)، گرايش جنسى (همجنس گرايى)، بهداشت جنسى و بارورى، آموزش بهداشت جنسى و بارورى و حقوق والدين، فحشاء، سقط جنين غير قانونى، نيز مى‏شد. كه واژه «حقوق جنسى» و «گرايشهاى جنسى» از سوى نمايندگان ايرانى شركت كننده، با موضعگيرى روبرو و از متن سند حذف شدند. و در مورد ساير واژه‏ها، در جرائد اظهار نظرى نيافتم كه آيا به جاى خود باقى مى‏باشند و يا حذف شدند. ولي ظاهرا اثري از حذف ساير مواد ديده نمي شود، و آنچه كه مى‏توان از ظواهر اين سند فهميد اين است كه همه اين مواد به گونه‏اى طرّاحى شده‏اند كه حذف اين دو واژه و دو ماده نيز خللي در هدف غربيها وارد نمي کند، و حتي اگر حذف هم شوند، ساير بندهاى موادِّ اين سند، مى‏توانند خود به‏خود جاى اين دو واژه را در مدّتى كوتاه پر كنند، و با اجراى آنها ديرى نخواهد پاييد كه تمام مفاد سند، بطور اتوماتيك به اجرا در خواهد آمد!

نمى‏خواهم در باره آنچه در اين كنفرانس و پيش از آن، در جلسات مقدّماتى و توجيهى در كشورمان مطرح شد، بحث كنم. بلكه در صدد بيان خطّ سير اين مسأله‏ام، كه از كجا شروع شد و به كجا رسيده و به كدام سو در حركت است.

«شهلا حبيبى گفت: بر اساس سند پكن، تمامى كشورهاى شركت كننده، موظّف به تدوين برنامه‏هاى ملّى و ارائه آن به مجمع عمومى سازمان ملل هستند.»

«ماهنامه پيام زن، فروردين ماه 1375»

معناى سخن فوق، اين است كه آنچه در مملكت ما تحت عناوينِ مطرح شده پيرامون حقوق زنان و... مى‏گذرد، بايد با نظارت سازمان ملل يعنى ايادى غرب و استعمار آمريكا باشد. و با اين وجود و با توجّه به سخنان پطرس غالى دبير كلّ سابق سازمان ملل، كه گفته بود:

«برخى فكر مى‏كنند كه سازمان ملل، يك نهاد مبتنى بر عدالت است ولى اين افراد، سخت در اشتباه بسر مى‏برند. آنها بايد بدانند اين سازمان، نه بر اساس عدالت بلكه بر مبناى سياست بنيان گذاشته شده و خطّ مشى آنرا قدرت مشخّص مى‏كند»، بايد اذعان كنيم كه استقلالمان در نظام فرهنگى و حقوقى كشور، در معرض خطر بوده و رفتار و سياستهاى ما در چارچوب اعتقادات اسلامي نمى‏باشد.

البتّه پيش از كنفرانس پكن نيز تحرّكات زيادى براى بازيافت حقوق از دست رفته زنان ايرانى! توسّط واخوردگان و غرب‏زدگانِ بى‏هويّت، در خارج از كشور انجام شده بود كه توجّه شما را به نمونه‏هايى از آن جلب مى‏كنم:

«گروهى به نام بنياد پژوهشهاى زنان ايرانى كه در آمريكا مستقر است، مى‏خواهد در نيمه اوّل خرداد ماه در يك گردهمايى، مسائل زنان ايرانى را از ديدگاه كارشناسان ايرانى ساكن غرب بررسى كند. اين گردهمايى كه با همكارى دانشگاههاى هاروارد كلمبيا و كاليفرنيا، دانشگاه تورنتوى كانادا و برخى ديگر از مؤسّسات آمريكايى برگزار مى‏شود، عنوان (زن، جنسيّت و اسلام) را براى خود برگزيده است.»

«روزنامه ايران، 21/2/1374»

«هفتمين سمينار سالانه بنياد پژوهشهاى زنان ايرانى، 25 خرداد ماه در دانشگاه واشنگتن برگزار مى‏شود. دست‏اندركاران اين بنياد، موضوع همايش خود را زن ايرانى و حقوق بشر تعيين كرده و اين شعار كه (تاريخ ايران، بيشتر بيانگر شرح حال رشادتها و پيروزى‏هاى مردان است و ما بر آنيم كه ديدگاه متفاوتى از گذشته تاريخى ايران ارائه دهيم) را سرلوحه فعّاليّتهاى خود قرار داده‏اند. هزينه حضور در اين جلسات كه تنى چند از هنرمندان وابسته به رژيم پهلوى نيز در آن اجراى برنامه مى‏كنند، 200 دلار تعيين شده، امّا عمده مخارج اين سمينار را دولت آمريكا متقبّل شده است.»

«هفته‏نامه صبح، 18/2/1375»

«روزنامه آمريكايى نيويورك تايمز، در يكى از شماره‏هاى گذشته خود... نوشت كه: سه بنياد مهمّ آمريكايى فورد، راكفلر، و موقوفه ملّى براى دموكراسى، با استفاده از چندتن از مقامات رژيم پهلوى، حزب رستاخيز، و نزديكان اشرف پهلوى، بزودى كتابى براى آگاه سازى زنان مسلمان، از حقوق و الگوهاى خود منتشر مى‏كنند. اين روزنامه نوشت: برنامه‏ريزى و پرداخت تمام هزينه‏هاى اين كتاب، با عنوان (در طلب حقوقمان) توسّط بنيادهاى فوق صورت گرفته و ناشر آن، مؤسّسه (خواهر خواندگى جهانى) در ايالت مريلند آمريكا، اين كتاب را همزمان به شش زبان فارسى، عربى، انگليسى، بنگالى، ماليايى و ازبكى، ترجمه كرده و آن را ابتدا در كشورهاى لبنان، مالزى، اردن و بنگلادش، و سپس در بقيّه كشورهاى اسلامى توزيع خواهد كرد. نكته قابل توجّه اين كه تهيّه و تدوين مطالب اين كتاب، توسّط گروهى زير نظر مهناز افخمى، عنصر فاسد رژيم سابق كه وزير مشاور در امور زنان در زمان رژيم شاه، عضو سياسى و نايب رئيس هيأت اجرايى حزب رستاخيز و همكار نزديك اشرف پهلوى بوده است، و هاله وزيرى از همكاران دانشگاه جرج تاون آمريكا، تهيّه و تنظيم شده است. مهناز افخمى... معتقد است، براى بهبود حال زنان مسلمان، بايد قوانين قرآن و مكتب، بر اساس قوانين بين المللى تغيير پيدا كند. در هر صورت ضرورى است زنان مسلمان كشورمان، با آگاهى از سرمايه‏گذاريهاى وسيعى كه توسّط عوامل صهيونيستى و امپرياليستى مشهور جهان براى انحراف افكار آنان از قوانين اسلامى به قوانين غربى و بين المللى، تحت عنوان احقاق حقوق صورت مى‏گيرد، با آگاهى بيشترى برخورد كنند.»

«هفته‏نامه زن روز، 2/12/1375»

شّكى نيست كه كنفرانسهاى جهانى متعدّد در باره احقاق حقوق زنان و به‏ويژه زنان ايران، در راستاى همين تلاشها و اقدامات است. و اين نكته را با تأمّلى در دستور كارهايى كه در جلسات غربگرايان ايرانى و كنفرانسهاى بين المللى مطرح مى‏شود به راحتى مى‏توان فهميد. و بر هيچ صاحب خِرَدى پوشيده نيست كه جلساتى كه با پشتوانه دولت آمريكا و بنيادهاى آمريكايى فورد، راكفلر و موقوفه ملّى براى دموكراسى، و با استفاده از خوش رقصيهاي دست‏نشاندگان فرورفته در لجن‏زار دموكراسى غرب، براى احقاق حقوق زنان ايرانى بر پا مى‏شود، و همان ندايى كه در كنفرانسهاى جهانى و بين المللى، از حلقوم استعمارگران غربى شنيده مى‏شود سر مى‏دهند، همه در راستاى يك هجوم جديد عليه دين و مذهب و هويّت مذهبى و ملي زنان مسلمان بخصوص زنان ايران است. و پوشيده نيست كه شركت دادن ما در اين مجامع، هرچند برچسب بين المللى داشته باشد، خواسته يا ناخواسته، افتادن در دام مبلّغان فرهنگ غرب است. و اين فاجعه، در كلماتى مانند رفع تبعيض بين زن و مرد در زمينه‏هاى مختلف مثل ارث و ديه و پوشش و... كه با احكام اسلام، مخالفت مسلّم دارند، و در كنفرانس‏هاى جهانى و بين المللى زنان نيز مطرح شده‏اند، هويداست[4].

و با توجّه به تغييرات اساسى كه در جامعه اسلامى ما حاصل شده است، پيامد آن را مى‏توان به وضوح مشاهده كرد. و مطمئنّاً اين اهداف، حاصل نمى‏شود جز با برداشتن اسلام از سر راه و يا تحريف احكام آن، آنگونه كه مهناز افخمى اظهار داشته بود و بعضى از صاحب‏نظران داخلى نيز آن سخنان را تكرار كرده‏اند.

به يك خبر توجّه كنيد:

«روزنامه لوس‏آنجلس تايمز، نخست وزير پاكستان را به مبارزه با اسلامگرايى فرا خواند... روزنامه لوس‏آنجلس تايمز در يكى از گزارشهاى خود سعى كرد، دولت خانم بى‏نظير بوتو را به رويارويى با مسلمانان تشويق و ترغيب كند. لوس‏آنجلس تايمز در گزارش خود مدّعى شد، خانم بى‏نظيربوتو نخست وزير پاكستان، در صدد است با اصلاح برخى از قوانين پاكستان، تبعيض و خشونت عليه زنان در اين كشور را از بين ببرد و از حقوق انسانى آنان دفاع كند. اين روزنامه سعى كرده است چنين وانمود كند، تبعيض و خشونتى كه عليه زنان وجود دارد، ناشى از دين اسلام است. در اين گزارش همچنين كوشش شده تا نخست‏وزير پاكستان را به پذيرش يك خطّ مشى ضدّ اسلامى مجاب سازد. لوس‏آنجلس تايمز در گزارش خود آورده است: خانم بى‏نظيربوتو با چالش جدّى روبرو خواهد شد. زيرا براى انجام اصلاحات، ناگزير است تا قوانين مبتنى بر قرآن در مورد زنان را تغيير دهد.»

«هفته‏نامه كيهان هوايى، 14/4/1373»

ملاحظه مى‏فرماييد كه رسيدگى به امور زنان و اصلاحات حقوقى ايشان و رفع تبعيض بين آنان، معنايش برداشتن قوانين اسلام است. و تا زمانى كه اسلام به عنوان يك دين، بر قوانين حقوقى حاکم است، و قرآن به عنوان يك دستور العمل، مبناى قوانين حقوقى است، انجام اصلاحات با مشكل روبرو خواهد بود. اين خلاصه كلام اين روزنامه است كه در تير ماه 1373 عنوان شده. بنا بر اين بسيار ساده لوحانه است اگر نسبت به نداى احقاق حقوق زنان از سوى غرب، خوش‏بين باشيم ! و چه ساده لوحند آنان كه به راحتى در دام ظاهرفريبيها و دلسوزيهاي مغرضانة غرب افتاده‏اند!

اخبار فوق، بخشى از اطّلاعاتى است كه در رابطه با كنفرانسهاى متعدّد در مورد حقوق زنان، در جرايد موجود است. غوغاى براه افتاده در ايران اسلامى، آنهم پس از برگزارى كنفرانسهاى كذايى، حاكى از آن است كه جمعى از مسؤولين و غير مسؤولين، دانسته يا ندانسته، راهى را طىّ مى‏كنند كه به فرهنگ ابتذال و زن سالارى و فمينيسم ختم مى‏شود. و ادامه اين راه، گستردنِ همان دامى است كه دنياى غرب و صهيونيست براى صيد مسلمانان تدارك ديده‏اند. براى اثبات اين مدّعا، نياز به استدلال نيست. ولى براى وضوح آن مى‏توان خبرهاى مذكور را به اظهارات و اخبار زير ضميمه كرد: در كتابى كه دبير كلّ وزارت مستعمرات به آقاى همفر داده بود، نقاط قوّت و ضعف مسلمانان ذكر شده بود. يكى از نقاط قوّت مسلمانان اين بود كه:

«زنان آنان داراى حجابى محكم هستند كه نفوذ فساد در ميانشان ممكن نيست.»

«كتاب خاطرات سياسى و تاريخى مستر همفر، صفحه 136»

همفر مى‏گويد:

«آنگاه كتاب مزبور توصيه مى‏كند كه به چه طريق بايد نقاط ضعف توسعه داده شود و از چه راهى نقاط قوّت را از بين برد. و براى چگونگى اين عمل در اين مورد، ادلّه كافى يادآورى كرده است.»

«كتاب خاطرات سياسى و تاريخى مستر همفر، صفحه 138»

يكى از توصيه‏ها اين است كه:

«لازم است هرچه بيشتر، گسترش دادن شراب، قمار، فحشاء، گوشت خوك، اگر آشكارا شد كه چه بهتر و گر نه مخفيانه... بايد هرچه بيشتر در بلاد اسلامى با يهود و نصارى و مجوس و صبّى‏هاى مقيم در اين ممالك همكارى نمود تا با مددكارى آنان، اين امور رواج داده شود. و حتّى بايستى از بودجه وزارت مستعمرات، براى پيروان اين اديان، ماهيانه‏اى مقرّر شود كه فعّاليّت كنند و اين مراكز فساد را در ميان مسلمانان گسترش دهند.»

«كتاب خاطرات سياسى و تاريخى مستر همفر، صفحه 143»

و توصيه ديگر اينكه:

«بايد زنان مسلمان را فريب داده و از زير چادر و عبا بيرون كشيد. با اين بيان كه حجاب، يك عادت است از خلفاى بنى‏عباس، و يك برنامه اسلامى نيست، و لذا مردم، زنان پيامبر را مى‏ديدند. و زنان صدر اسلام در هر كارى با مردان شركت مى‏كردند. پس از آنكه زنان را از چادر و عبا بيرون آورديم، بايد جوانان را تحريك كنيم كه دنبال آنان بيفتند تا در ميان مسلمانان، فساد رواج يابد و براى پيشبرد اين نقشه، لازم است اوّل زنان غير مسلمان را از حجاب بيرون آوريم تا زنان مسلمان، از آنان ياد بگيرند.»

«كتاب خاطرات سياسى و تاريخى مستر همفر، صفحه 153»

آيا اين اهداف، تحقق يافته است يا خير؟ و ديگر اينكه: «ممكن است تبليغاتى راه انداخت كه اسلام در قرآن، زنان را تحقير كرده مى‏گويد: (الرّجال قوّامون على النّساء) يعنى: (مردان سرپرست زنان هستند). و مگر در روايات وارد نشده است: (المرأة شرّ كلّها) يعنى: (زنان، يكپارچه شرارت هستند)؟»

«كتاب خاطرات سياسى و تاريخى مستر همفر، صفحه 141»

و اكنون مى‏بينيم كه تبليغات و تجسّس، در جهات مختلف، و مخصوصاً در امور زنان، بر همه‏جا سايه افكنده است تا مسلمانان را مجبور به تحقق اهداف وزارت مستعمرات کنند ! امروز، شايد بيش از هشتاد درصد فعاليتهاي حقوقي که در کشور صورت مي گيرد، مربوط به زنان است. گويا که در اين کشور، بجز زن، موجود ديگري وجود ندارد!!!

«ماهنامه (ديلاويه وستى) چاپ بيشكك نوشت:... شبكه‏هاى جاسوسى و اطّلاعاتى آمريكا و رژيم صهيونيستى همچنين بخش عمده‏اى از فعاليّتهاى خود را بر روى تضعيف فرهنگ آسياى ميانه متمركز ساخته و مردم اين منطقه را هدف يك شبيخون گسترده فرهنگى قرار داده‏اند.»

«روزنامه ايران، 16/12/1376»

«گزارشى از برگزارى همايش اسلام و نسل جوان:... سخنران بعدى جلسه، دكتر بلخارى بود كه پيرامون جوان و تهاجم فرهنگى سخن گفت. وى گفت:... سازمان سيا از 360 فيلم توليدى هاليوود، فقط 90 فيلم آن را كه آنهم بسيار جهت‏دار جهت ضربه‏زدن به اسلام است را اجازه پخش مى‏دهد. و انتقاد كرد كه آى آقايان مسؤول آيا اين (تهاجم) فرهنگى است يا (تعامل) فرهنگى است؟ آيا اين (توهّم توطئه) است؟»

«روزنامه جمهورى اسلامى، 9/2/1377»

در راستاى اين اخبار توجّه شما را به سخنان كسانى جلب مى‏كنيم كه از موقعيّت فاميلى خود سوء استفاده فراوان نموده و تا آنجا كه توانستند تاخت و تاز كردند:

«فائزه هاشمى: در جوامع اسلامى، مردها همواره اسلام را به نفع خود تعبير كرده‏اند. روزنامه اتريشى (سالزبورگ ناخريشتن) در خبرى به نقل از فائزه هاشمى، ضمن بيان اين مطلب كه وى معتقد است در جوامع اسلامى، مردها همواره اسلام را به نفع خود تعبير كرده‏اند نوشت: فائزه هاشمى در آستانه هجدهمين سالگرد پيروزى انقلاب اسلامى، طىّ سخنانى مدّعى شد: دين در ايران تحت الشّعاع سنّت قرار گرفته و به همين دليل، اسلام در غرب، به عنوان متعلّق به 1400 سال قبل تحقير مى‏شود...»

«ماهنامه صبح، اسفند ماه 1375»

شايد خانم فائزه هاشمى، جزء اوّلين كسانى باشد كه نداى غربيان و غرب‏گرايان فرارى را در اين زمينه به گوش جان شنيده و هرچه در توان داشته در اين راه به‏كار برده است. و مى‏توان گفت: نبرد جنسيّتها كه در ايران، منجر به فجايع زيادى شده است، حاصل خدمت ناچيز او به جامعه غرب است. يكى ديگر از خدماتِ ايشان به غربيها، كه در سخنان بالا نيز تلويحاً منعكس شده، مبارزه با سنتّها و ارائه تفسيرى جديد از قرآن و اسلام است. يعنى همان چيزى كه مهناز افخمى عنصر فاسد رژيم پهلوى در نظر دارد. اين برداشت را در خبرى كه از خبرگزارى آلمان ذكر خواهد شد نيز ملاحظه خواهيد كرد. علاوه بر اينها، ايشان توصيه به يك فرهنگ التقاطى فرموده و تلويحا به نقص دين اسلام اشاره کرده و مى‏گويد:

«بايد جوانب مثبت فرهنگ غرب را با ارزشهاى اسلامى خود تلفيق كنيم.»

«ماهنامه صبح، اسفند ماه 1375»

مفهوم سخن بالا، زير سؤال بردنِ ادلّه‏اى است كه دلالت بر كامل بودن دين اسلام داشته، و با جوانب مثبت فرهنگ غرب مغايرت دارد. البته اين عنصر، به نوع فرهنگ غربي که بايد با ارزشهاي اسلامي تلفيق شوند تا بتوانند از اسلام يک دين کامل بسازند، اشاره اي نکرده است. و نمى‏دانيم منظورش از «جوانب مثبت فرهنگ غرب» چيست؟ شايد نظرش همان دوچرخه سوارى دختران در خيابانها، و ورزشهاى بانوان در سطح بين المللى و مانند اينها باشد، که مارا از دروازه تمدن عبور داده و به آن سوي شهر تمدنها رسانده و مي رساند! و انشاءالله كه اين نوع تفكّر، تفكّر التقاطي نيست!

«شايان گفتن است كه اين اظهارات فائزه هاشمى كه ظاهراً در مصاحبه با خبرگزارى آلمان مطرح شده است، در چند نشريّه غربى ديگر نيز مورد استقبال و درج قرار گرفته است. خبرگزارى آلمان در اظهار نظرى پيرامون اظهارات فوق گفته است كه فائزه هاشمى تلاشهايى را براى برداشتى نوين از اسلام، با تمركز به مسأله جنجالى زنان، رهبرى مى‏كند.»

«ماهنامه صبح، اسفند ماه 1375»

خوب است در تأييد آنچه گفتم مبنى بر دسيسه بودن اين حرکات و جريانات، اظهار نظرى از خانم شهلا حبيبى، مشاور رئيس جمهور در امور زنان كه در كنفرانس جهانى زن در پكن نيز شركت كرده، و از کم و کيف آنچه در آن کنفرانس گذشته، با خبر است، بخوانيد:

«مسائل زنان در دنيا دچار ملاحظات سياسى است و غرب بيشتر مسأله تقابل زن و مرد را مطرح مى‏كند و تا زمانى كه زنان دنيا در پى اين قضيّه، كانون خانواده‏ها را متلاشى كنند، جوامع منسجم، آگاه و عدالتمندى را نخواهيم داشت.»

«روزنامه كيهان، 28/4/1375»

هرچند ممكن است برخى ديگر از مسؤولين نيز به اين نتيجه رسيده باشند ولى با توجّه به موقعيّتى كه عمّال غرب، در كشورمان به وجود آورده‏اند، عملاً کار از کار گذشته، و سخن پراکنده اين حضرات، پس از آن همه خوش خدمتي به غرب، نوشدارو پس از مرگ سهراب است، و كار در بخش زنان توسّط غربيها همچنان در سطح وسيعى ادامه دارد. توجّه كنيد:

«سازمان جاسوسى آمريكا (سيا) براى رخنه در كشورهاى اسلامى، جاسوس استخدام مى‏كند. يك روزنامه چاپ مالزى در اين باره نوشت: روزنامه انگليسى گاردين، با درج يك آگهى، با عنوان (فرصتى جالب براى كار در بخش زنان) خواستار به‏خدمت گرفتن جاسوسان در ايران، پاكستان، تركيه و برخى از كشورهاى اسلامى شده است.»

«روزنامه جمهورى اسلامى، 30/8/1377»

آنچه مسلّم است اين است كه سازمان «سيا» پس از اجراي اين طرحها در کشورمان، به بخش عمده‏اى از اهداف خود رسيده، و به همين جهت، لبخند رضايت بر چهره كريه استعمار نقش بسته است. توجّه كنيد:

«راديو آمريكا، از رشد فمينيسم در ايران اظهار خوشحالى كرد و آنرا مترادف دمكراسى غربى ناميد. اين راديو افزود: (در عين حال، نگران بعضى تنگ‏نظريهاست كه از داخل، از سوى بعضى افراطيّون صورت مى‏گيرد، و ممكن است اين سير تحوّل‏زا را متوقّف كند). يك جريان مشكوك در مطبوعات نوظهور كشور، تلاش مى‏كند، به زن‏سالارى بجاى شايسته سالارى دامن بزند. هدف اين جريان، تخريب بنيان خانواده در ايران است.»

«روزنامه جمهورى اسلامى، 17/1/1378»

«تيرا اشوبارت، گزارشگر نشريّه انگليسى (بريتيش ايرويز) كه در ماههاى پايانى سال گذشته به ايران سفر كرده است، در گزارشى از دامنه كوههاى البرز در شمال تهران، با مقايسه پيست‏هاى اسكى شمشك و ديزين با پيست‏هاى اسكى (سنت موريس) سوئيس، حضور گسترده دختران مرفّه ايرانى را در اين‏گونه مجامع ورزشى ستوده و به ذوق و سليقه اين دختران، در دنباله‏روى از آخرين مدلهاى لباس اسكى و استفاده از عينك‏هاى آفتابى غربى آفرين گفته است. گزارشگر (بريتيش ايرويز) در ادامه گزارش خود، پيست شمشك و ديزين را محلّى براى ديدار افراد سرمايه‏دار و سرشناس تهرانى و دختر و پسران شيك‏پوش سرمايه‏دار معرّفى كرده و آورده است: اين افراد با لباسهايى كه بر طبق آخرين مدلهاى غربى طرّاحى شده در رستورانها و سالنها و كافه‏ترياها گپ مى‏زنند و از سفرهاى اخيرشان به اروپا و آمريكا و اتومبيل‏هاى جديدشان براى يكديگر تعريف مى‏كنند.»

«ماهنامه صبح، تير ماه 1376»

«راديو آمريكا با اظهار خوشحالى آميخته با تعجّب، از اينكه براى اوّلين بار در جمهورى اسلامى و آن‏هم در جشنهاى پيروزى انقلاب، كنسرت موسيقى غربى پاپ در ايران برگزار مى‏شود گفت: هنوز مشخّص نيست كه چه دلايلى باعث شد تا جشنواره موسيقى غربى پاپ در جمهورى اسلامى ايران برگزار شود. اين راديو سپس با يكى از دست‏اندركاران اين موسيقى در قبل از انقلاب، مصاحبه‏اى كرده كه وى با تعّجب بسيار از اينكه اجازه اجراى اين كنسرت داده شده مى‏گويد: موسيقى پاپ حتّى قبل از انقلاب، در ايران مخالفينى داشت كه معتقد بودند، موسيقى غرب مبتذل است. ولى به نظر مى‏رسد، اكنون زمينه مناسبى براى ترويج اين قبيل موسيقى ايجاد شده است. خبرگزارى فرانسه نيز طىّ گزارشى ضمن ابراز تعجب از اين واقعه نوشت: آلات و ابزار ضربه‏اى سنگينى كه در اجراى موسيقى پاپ مورد استفاده قرار گرفت، بدون ترديد نشان از نفوذ غرب داشت... اين خبرگزارى... همچنين نوشت: سه ويلن زن اين كنسرت، زن بودند و مسؤولان كنسرت، تلاشى براى جداسازى زن و مرد بعمل نياوردند.»

«روزنامه جمهورى اسلامى، 20/11/1377»

«... گزارشگر راديوى اروپاى يك، در سفرى به اصفهان، به تجزيه و تحليل اوضاع فرهنگى زنان در ايران پرداخته و با ابراز رضايت از قرار گرفتن ميز پينگ پنگ دختران در محوّطه باز دانشگاهى، در اصفهان مى‏گويد: صبح زود ممكن است زنانى را مشغول دويدن يا دوچرخه سوارى ببينيد. اين دستاوردهاى فمينيستى البتّه تازه هستند. و در تهران شمار زيادى از انجمن‏هاى زنانه اخيراً تأسيس شده‏اند، و از سوى ديگر كرباسچى شهردار تهران و دختر رفسنجانى، بانى ايجاد مراكز فرهنگ در جنوب شهر تهران هستند كه به مكانهاى آرامش و تفريحى براى زنان تبديل شده است... در اين مراكز، موسيقى نيز آموخته مى‏شود و كنسرتهاى موسيقى غربى يا موسيقى سنّتى ايران و گاه كنسرتهاى جاز نيز برگزار مى‏شود... عدّه‏اى از زنان، روسرى كره‏اى را بر روسرى تركى ترجيح مى‏دهند، چون روسرى كره‏اى كوچكتر از نوع تركى آن است و مى‏تواند زيبايى گردن را به جلوه بگذارد. مانتوى زنانى كه جرأت بيشترى دارند كوتاه‏تر است و شلوار جين و كفشهاى بسكت آنها را نشان مى‏دهد و برخى از آنان به حدّ افراط، آرايش مى‏كنند... وى در انتها، از ماهيّت سياست گفتگو كه از سوى اروپاييها در قبال ايران اتّخاذ شده است، پرده برمى‏دارد و مى‏گويد: اگر دول غربى خصوصاً فرانسه و آلمان، براى دولت فعلى ايران تسهيلاتى را فراهم كنند، مى‏توان اميدوار بود كه متقابلاً برخى از مواضع كنونى ايران نرم شود.»

«هفته‏نامه صبح، 29/3/1375»

«خبرگزارى آمريكايى يونايتدپرس در گزارشى به وضعيّت زنان در ايران و نيز برخى از مغازه‏هاى عرضه كننده لباسهاى غربى در تهران پرداخته است. در بخشى از اين گزارش آمده است: بسيارى از مغازه‏هاى لباس فروشى در تهران، لباسهايى را به معرض تماشا گذاشته‏اند كه از روى آخرين الگوهاى اروپايى ساخته شده‏اند. تعداد زنان، با روپوش‏هاى پر زرق و برق، روسرى رنگين هم كم نيست... انتخابات اخير مجلس در ايران، بار ديگر توجّه را به زنانى معطوف كرد كه مى‏خواهند نقش بيشترى در جامعه بازى كنند و در اين راه از حمايت آشكار مسؤولان كشور برخوردارند.»

«هفته‏نامه صبح، 28/1/1375»

و... ظاهرا حاصل سالها انقلاب و کشمکش، پرداخت بيش از يک ميليون شهيد بوده است که ما به عنوان بدهکار، به دل خاک فرستاديم!!! با اين حساب، نسبت به خدا و دين او، بي حسابيم!!! ساير مسائل هم پيش کش... . بر خواننده گرامى مخفى نيست كه ذكر اين گزارشات، از اين باب نيست كه ما بخواهيم اخبار و تحوّلات فرهنگى و سياسى جارى كشورمان را از راديوها و نشريّات غرب بگيريم. باگذرى در برخى مناطق اين مملكت اسلامى، از جمله مناطق تفريحى و توريستى، مانند جزيره كيش و قشم و ساير شهرهاى توريستى ايران، مشاهداتى بيش از اين گزارشات كه در سالهاى پيش منتشر شده‏اند خواهيم داشت. آنچه مرا بر آن داشت تا تعدادى از اين اخبار را ذكر كنم اين بود كه معلوم شود چه كسانى در باره مشكلات زنان سخن گفته‏اند و دست اندرکار اين مسائل، چه کساني بوده و هستند، و منظور و هدفشان در دفاع از زنان چه بوده، و كار را به كجا رسانده‏اند، و اكنون به خاطر نتيجه‏اى كه به دست آمده، چه کساني خرسندند؟ همين.

بناى من بر اختصار است و گرنه طرح و تحليل هريک از اين مسائل با توجّه به گستردگى موضوع، نياز به كتابي جداگانه دارد. پس قضاوتها و تحليلها را به شما واگذار کرده و پيشنهاد مى‏كنم، مآخذى را كه ارائه نموده‏ام و از هر يك فقط چند سطر خبر در اينجا ذکر کرده ام، مورد مراجعه و بازبيني قرار داده و با دقّت نظر بيشترى گزارشات را بخوانيد و تحليل كنيد. به‏هر حال تمام اين گرفتاريها و بلاها به خاطرِ افتادن در دام توسعة خيالي، بر مملكت و ملّت و دين و اقتصاد و نواميس ملّت مسلمان فرود آمده است. مقالات و اظهار نظرهايى كه در مورد تخطئه حجاب در جرائد منتشر مى‏شود و از آثار همين توسعه موهوم مى‏باشد نيز به اين جملات ضميمه كنيد تا عمق فاجعه، روشن‏تر شود. اکنون در چند جمله مختصر ملاحظه كنيد كه منظور از اين «توسعه» كه حاضر شديم به‏خاطرش تن به هر ذلّت و بدبختى بدهيم و تمام موازين ديني خود را توجيه و تفسير کنيم چيست؟

«راديو فرانسه، طىّ گزارشى در باره ورزش بانوان در ايران، از اينكه ورزشهاى مردان نيز ميان زنان ايران ترويج مى‏شود، اظهار خوشحالى كرد و گفت: محافظه‏كارانى كه مخالف توسعه اين قبيل ورزشها بودند، اكنون كمتر سخن مى‏گويند. اين روزنامه سپس به نقش اصولگرايان در جامعه ايران اشاره كرده و مى‏گويد: آنچه بايد در جامعه ايران اتّفاق بيفتد، افتاده و توسعه واقعى رخ داده است. و محافظه‏كاران به دشوارى قادر خواهند بود مسائل را به عقب برگردانند.»

«روزنامه جمهورى اسلامى، 26/11/1377»

 

ننگ بر اين توسعه خفّت‏بار! و نفرين بر طرّاحان و مجريان آن باد!

 

ادامة مطلب


 


[1] ـ از سخنان فائزه هاشمی ـ ماهنامه صبح، اسفندماه 1375.
[2] ـ از سخنان فائزه هاشمی ـ روزنامه ايران، 10/6/1377.
[3] ـ ماهنامه پیام زن، اسفندماه 1374.
[4] ـ که البته تا امروز (سال 1383) برخي از اين مواد در مجلس به تصويب رسيده و ساير مواد نيز به مرور زمان، تصويب خواهد شد!!!

 





بازديد : 178 بار