.
مطالب سايت

 

هديه به منتظران گل نرگس

نقدی بر تفسیر و مفسران

هجوم آرام و خواب غفلت
نگرشي بر غوغاي انفجار جمعيت

سقیقه، تبلور وحدت یا تفرقه؟

نقدهايی بر کتب درسي دبستان

مشهورهاي بي اصل

برخي خيانت‌هاي منافقانه‌در كتاب:
«بيست و پنج سال سكوت علي»

گزارشي از تهاجم بر عزاداري و عاشوراي حسيني

نقدي بر مجله‌ي خانواده

 

 

 

جستجو


جستجو در وب
جستجوی سايت
تالار گفتمان
کل موضوعات 16
کل ارسال ها 71
کل بازديد ها 21111
کل پاسخ ها 55
کل اعضا 87
آخرين 20 ارسال انجمن

بدترين خلق خدا در آخر الزمان!!
ارسال شده توسط sarbaz در مورخه : جمعه، 14 بهمن ماه ، 1390

داستان تير و پاي امير
ارسال شده توسط hedayati در مورخه : يكشنبه، 2 آبان ماه ، 1389

داغ فراق
ارسال شده توسط andalib در مورخه : شنبه، 11 ارديبهشت ماه ، 1389

فراخوان شعارهاي فاطميه
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

سخن از فاطمه گفتن!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

در سوگ همتاي علي عليه السّلام
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 1 ارديبهشت ماه ، 1389

امام فدايي دين است، يا اصل دين؟
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388

آسيبها و راهكارها در عزاداري
ارسال شده توسط andalib در مورخه : جمعه، 27 آذر ماه ، 1388

بر كرانه‌ي غدير
ارسال شده توسط andalib در مورخه : سه شنبه، 10 آذر ماه ، 1388

مگر غدير را فراموش كرده‌ايم؟!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 27 آبان ماه ، 1388

طرح جدید سایت
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

چت آنلاین
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

اصلاحيه
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

ان الحيوة عقيدة و جهاد!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : يكشنبه، 10 آبان ماه ، 1388

انهدام عمود دين براي بقاي دين!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : يكشنبه، 12 مهر ماه ، 1388

تقیه
ارسال شده توسط admin در مورخه : چهارشنبه، 4 دي ماه ، 1387

تالار گفتمان جستجو
تغییر اندازه سایت

100%
125%
150%
200%
250%
300%

 
  
نقدی بر تفسیر و مفسران 14- هدايت و نور
 
  

 

سخني با خوانندگان
سرآغاز

بي‌مجوز چرا؟
عصر بازگشت از عترت

آموخته‌هاي من:
الف: دلالت حديث ثقلين
ب: باورم با استعانت از حديث ثقلين
ج: شواهدي بر اين باور
د: هلاكتم در صورت رجوع به قرآن صامت
هـ: نجاتم در صورت رجوع به قرآن ناطق
و: دو مثال براي روشن شدن آموخته‌هايم

علت پژوهش

مسير مجاز در كسب دانش‌هاي الهي :
الف: تأملي در حديث "انا مدينة العلم"
ب: رواياتي در انحصار مسير دانش‌هاي ديني
ج: روايات اختصاصي در انحصار مسير دانش‌هاي قرآني

شماي كلي مباحث آتي

بخش اول:

هويت قرآن در باور غير معصومان

ارائة تعريفي جامع از قرآن (حقيقت قرآن چيست؟)
مصداق حقيقي قرآن در باور من
شاهدي از كلام خدا با بيان معصومين
حقيقت ساير كتب

ضرورت تعريف و ويژگيهاي معرف

تعريف قران را از كجا بايد گرفت؟
1- تعريف قرآن از درون
2- تعريف قرآن از برون

بياني ديگر در ويژگيهاي معرف قرآن
طرح و بررسي برخي ديدگاهها
شناخت و تعريف قران انحصاري‌است
مروري بر آموخته‌ها

* بررسي آرا در تعريف و شناخت قرآن
الف: منبع، مقصد، و هدف از نزول قرآن
كلام خدا و نزولش بر پيامبر اكرم

اصل تخاطب در قرآن
مقتضاي كلام خدا و نزولش بر پيامبر
چكيدة تحليل اين تعريف در چند جمله

معجزه بودن قرآن
اعجاز قرآن در آراي قرآن پژوهان
معجزات اختصاصي و عمومي
ويژگي‌هاي معجزة اختصاصي
شرط اعجاز معجزات
شرط اعجاز قرآن و وجه آن

هدايت و نور
شرط هادي و نور
ابهام هادي و تاريكي نور

شرايط تفسير از ديدگاه مفسران و قرآن پژوهان
علوم و شرايط مفسر
آداب و شرايط تفسير

بررسي ين ديدگاه با طرح چند پرسش
علم قرآن، اعطايي‌است نه اكتسابي
امانت پيامبر نزد صحابه
الف: امانت سپردن قرآن نزد صحابه
دست‌آويز مدعيان
وارثان قرآن در كلام معصومان
ب: مهمترين و ارزنده‌ترين يادگار
جايگاه قرآن و عترت

پناهگاه پناهجويان

منشأ پيدايش اين تفكر

ب: معرفي قرآن از بعد فهم تفسيرآن
سهولت فهم قرآن

دلالت واژه‌هاي قرآن بر آنچه افراد مي‌فهمند

به سخن درآوردن قرآن

ج: معرفي قرآن از بعد جامعيت آن
نشأت عقايد و آرا از قرآن

د: معرفي قرآن از بعد وحدت موضوع در آيات و سور

هـ: معرفي قرآن از بعد فصاحت و بلاغت آن
الف: فصاحت و بلاغت يعني چه؟
ب: معيار در سنجش فصاحت و بلاغت قرآن
ج: آيا قرآن فصيح و بليغ است؟

و: معرفي قرآن از بعد قدرت و كارايي
1 - محوريت قرآن در ارزيابي روايات
رابط بين خدا و خلق كيست؟

عرضه در كجا متصور است؟
تاريخ و نحوة پيدايش عرضة روايت به كتاب

علت پرسش اصحاب از روايات مشكوك چيست؟
امكان و عدم امكان و حد و مرز عرضة روايت به كتاب
خلاصة صور عرضة روايت به كتاب

تنها مصداق صحت عرضه
چه كساني صلاحيت عرضه دارند؟
انگيزه و نتيجة عرضة روايات مشكوك به آموخته‌هاي قرآن

عرضة روايات با وجود سريان زماني قرآن

مروري اجمالي بر مفاد روايات عرضه
آخرين نتيجه از بحث عرضه

2- حكومت قرآن بر احاديث
3- حكومت عقل بر ظاهر قرآن، و برتري قرآن در تعارض با ظاهر شرع
امكان تعارض عقل با قرآن و شرع
الف: عقل

ب: قرآن و شرع
حكومت عقل بر قرآن و شرع در صورت تعارض

ز: معرفي قرآن از بعد تأثير آن در فرهنگ و جامعه

ح: معرفي قرآن از نظر مستشرقين

نتيجة آنچه تا كنون خوانديد

بخش دوم:

نزاع مهتديان در كتاب هدايت!

پيشگفتار

مخاطب خدا و قيم قرآن

يك پرسش
پاسخ

ظواهرقرآن
1- منظور از ظواهر، و شرط حجيّت ظهور
2- منظور از حجت و حجيّت
3- دليل حجيّت ظواهر قرآن
مقام تخاطب و حجيّت ظواهر قرآن
مقدّمة اول: مفهوم ظهور، انتزاعي و نسبي‌است
مقدمة دوم: نقش تخاطب در انعقاد ظهور

نتيجه: لزوم مقام تخاطب در حجيّت ظواهر قرآن

مطلوب خدا و حجيّت ظواهر

در حاشية حجيّت ظواهر قرآن
1- حربة بناي عقلا
2- تفاوت حجيّت پيامبر و امام با حجيّت قرآن

شما هم تجربه كنيد

يك نمونة عملي و كاربردي
چند پرسش
چند نكته پيرامون اين بخش

تفسير سورة حمد

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله رب العالمين

الرحمن الرحيم
مالك يوم الدين
اياك نعبد و اياك نستعين

اهدناالصّراط المستقيم
صراط الذين انعمت عليهم
غيرالمغضوب عليهم و لاالضّالّين

آخرين سخن
فرضيّة اتفاق آرا

 

 

هدايت و نور:

نور و هدايت بودن قرآن، از اموري‌است كه در روايات زيادي به آن تصريح شده، و جاي ترديد نيست. مفسّران نيز در تفسير آيات مربوط به هدايت و نور، نكته‌هايي را يادآور شده‌اند.
واژة هدايت، اگرچه به انواعي تقسيم شده است، ولي هر يك از اين انواع، در كاربردهاي مختلف، همان معناي "رهنمون شدن" و يا "راهنمايي" را داراست. و وقتي مي‌گوييم: «قرآن كتاب هدايت است»، يا «قرآن هادي است» منظور اين است كه، قرآن راهنماي انسانها به راه راست است.
معناي لغوي واژة "نور" نيز بر كسي پوشيده نيست. ولي وقتي مي‌گوييم: «قرآن نور است» منظور چيست؟
آيا منظور، نورانيّت باطني قرآن است؟ و يا از واژه‌هايش نوري ساطع است كه چشمهاي بينا آن‌را مي‌بينند؟
آيا نور بودن، به معني هدايت نمودن است؟ و آيا قرآن را از اين جهت نور ناميده‌اند كه مانند چراغ، راه را به انسان نشان داده و او را از سقوط، خطا، لغزش، و بي‌راهه رفتن، در امان داشته، و به راه راست هدايت مي‌كند؟
در كلام خاندان رسالت عليهم‌السلام واژة نور، براي هر سه مفهوم به‌كار رفته است. يعني قرآن داراي نورانيّت باطن و ظاهر بوده و داراي ويژگي هدايت و رهنموني است، همانگونه كه نور داراي اين خاصّيّت است. ولي در تعريف مفسّران، معناي سوم مورد نظر است. يعني قرآن نوري است كه انسان را به سوي حقيقت و صراط مستقيم رهنمون مي‌گردد. در اين صورت، ميان دو تعريف «كتاب هدايت» و «نور»، در كاربرد مفسّران، تفاوتي ديده نمي‌شود. و هردو، به يك معنا به‌كار رفته‌اند. در اين بحث نيز، با ملاحظة همين يگانگي، سخن گفته خواهد شد.

شرط هادي و نور:

هدايتگر و راهنما، [بويژه وقتي از سوي حكيم مطلق است] در صورتي مي‌توان آن را راهنما ناميد، و بر هدايت‌شونده و ره‌جو، حجّيّت دارد كه داراي ويژگي‌هاي زير باشد:
1 ـ نيازمند هدايتگر ديگري نباشد.
2 ـ در دسترس ره‌جو باشد، به‌طوري كه در هر زمان و مكاني، هر ابهام و پرسشي برايش پيش آيد، بتواند پاسخ آن را از هادي و راهنماي خويش دريافت نمايد.
3 ـ براي هدايت‌شونده و ره‌جو، قابل فهم، آسان، و كافي باشد، تا ره‌جو بتواند بدون هيچ رنج و سختي، از آن، بهره بگيرد.
علاوه بر اين سه شرطي كه راهنما و هادي بايد دارا باشد، ره‌جو نيز بايد قابليّت فهميدن رهنمودهاي هادي خويش را داشته باشد.
اگر راهنما و هدايتگر، داراي سه شرط بالا باشد، مي‌تواند نام هادي و راهنما را به خود بگيرد. در غير اين صورت، نمي‌توان آن را هادي و راهنما ناميد.
و اگر ره‌جو نيز توانايي بهره‌گيري از راهنماي خويش را داشته باشد، آن راهنما و هدايتگر، بر او حجّت خواهد بود؛ و چنانچه ره‌جو، هدايت چنين هدايتگري را نپذيرد، سزاوار مجازات است.
ولي اگر راهنما براي ره‌جو، دور از دسترس، غير قابل فهم، گنگ و نارسا، و ناكافي باشد، به‌گونه‌اي كه نتواند نقش هدايتگري خود را ايفا كند، و ره‌جو هم نتواند با آن، هدايت شود، ره‌جو، بر چنين هدايتگر و راهنمايي، حجّت دارد. و مي‌تواند در قيامت، به خداي خويش بگويد: خدايا! تو براي من هدايتگري كه قابليّت هدايت مرا داشته باشد، و من هم توان هدايت شدن با آن را داشته باشم، نفرستادي، پس چرا مي‌خواهي مرا مجازات كني؟
بنا بر اين، اگر قرآن، هادي و راهنماي ماست، و ما بايد هدايت‌يافتة او باشيم، لازم است از ويژگيهاي مذكور برخوردار باشد.
«نور» نيز زماني نور است كه نيازمند روشنگر نباشد. نوري كه نيازمند روشنگر است، نمي‌توان نام نور بر آن نهاد. زيرا ويژگي نور، روشن بودن و روشن نمودن است.
وقتي مي‌گوييم: «قرآن نور است»، معنايي كه مورد نظر ماست اين است كه: قرآن، روشن و روشنگر است، و هر انساني به‌راحتي مي‌تواند در پرتو آن، به راه راست هدايت شود. پس، در هيچ زماني، و نسبت به هيچ ره‌جويي، و در هيچ مكاني، خاموشي و تاريكي در او نيست، چون نور، هميشه نور است، و تاريكي و خاموشي، با نور بودنش منافات دارد. خودش نياز به نوري كه او را روشن كند ندارد، زيرا در اين صورت، نام نور را به خود نمي‌گيرد.

چند پرسش:

پس از بيان كلّياتي كه در بارة هادي و نور گذشت، اكنون، نوبت به پرسش‌هايي مي‌رسد كه نياز به بررسي و پاسخ دارند:
ـ مقتضاي هادي و نور بودن قرآن چيست؟ و اين هادي و نور بايد چه ويژگي‌هايي داشته باشد؟
ـ آيا قرآن نسبت به ما، نقش هادي و نور را ايفا مي‌كند؟
ـ آيا كتاب خدا، تمام ويژگي‌هاي هادي و نور را نسبت به ما داراست؟
ـ آيا هادي و نور مي‌تواند مبهم و تاريك بوده، و نياز به روشنگري از برون داشته باشد؟
ـ آيا ره‌جو [و مهتدي] مي‌تواند براي [هادي و] راهنماي خويش روشنگر باشد؟

ابهام هادي و تاريكي نور ! :

در اينجا، مجموعة پرسش‌هاي بالا را به اختصار، بررسي مي‌كنيم:
با توجّه به اين‌كه قرآن، آخرين كتاب آسماني‌است، «هدايت» و «نور» بودن آن، دو ويژگي هستند كه دوام در آنها شرط است. يعني قرآن از اين جهت، نبايد محدوديّت زماني و مكاني داشته باشد. زيرا از يك سو، مردم هميشه نيازمند هدايت و نورند. و از سوي ديگر بيان اين دو ويژگي، براي قرآن، نه از سوي خدا و نه از زبان پيشوايان معصوم عليهم‌السلام و نه در بيان مفسّران، مقيّد به زمان محدودي نشده است. و مطلق گذاردن اين دو ويژگي، گواه اين است كه خداي متعال، قرآن را براي هميشه، هادي و نور قرار داده است.
تعريف‌هايي كه از معرّفان و مفسّران قرآن ارائه شده نيز، چنين اقتضا مي‌كند كه: قرآن به عنوان هادي و نوري كه از سوي خداوند براي بشر فرستاده شده، بايد هميشه، براي همگان، در هر زمان و مكان، تحت هر شرايطي، و در همة زمينه‌هايي كه نياز به هدايت است، مأموريّت هدايت و نور افشاني خويش را ايفا كند. بنا بر اين، اگر در يك زمان، براي يك نفر، در يك زمينه، اين مأموريّت را انجام ندهد، به همان مقدار، و نسبت به همان شخص، از حجّيّت ساقط است. و اين ناكارآمدي، به هر مقداري كه گسترش يابد، موارد عدم حجّيّت آن نيز گسترش خواهد يافت.
با توجّه به اين توضيحات، اكنون من خواستار هدايت با قرآني هستم كه كتاب هدايت و نور است. مي‌خواهم با آن، راه راست را بيابم. و راهنماي ديگري جز قرآن نمي‌شناسم، و يا در دسترس ندارم. من هستم و قرآن. چه كنم؟ آيا با مراجعه به ظاهر آياتش هدايت خواهم شد؟ و يا برايم ممكن است، با تفسير و تأويل، و نفوذ در بطون اين آيات، هدايت شوم؟ و آيا آنچه يافته‌ام، باعث هدايتم به همان راهي مي‌شود كه خدا از من خواسته است؟ چگونه مي‌توانم مطمئن باشم كه اين راهي كه يافته‌ام، همان راهي است كه خدا از من خواسته؟ آيا معياري براي اطمينان به يافته‌هايم وجود دارد؟
وقتي به اين كتاب هدايت و نور مي‌نگرم، براي يافتن ارادة خداوند از آيات و كلماتش، از «باء» «بسم الله» تا «سين» «النّاس» در درياي ابهام، غرق مي‌شوم. نمي‌دانم كدام آيه‌اش محكم است و كدامش متشابه؛ كدام مجمل است و كدامش مفصّل و مبيَّن؛ از كدام عامّش ارادة خاصّ شده و از كدام خاصّش، ارادة عام؛ كدام آيه ناسخ است و كدام منسوخ؛ كدام آيه ظاهرش اراده شده و كدام آيه خلاف ظاهرش. آيه‌اي كه به گمانم محكم است، آيا واقعاً محكم است؟ من گمان مي‌كنم آيه‌اي، ناسخ آيه‌اي ديگر است؛ آيا درست فهميده‌ام و گمانم مطابق با نزول قرآن و ارادة خداست؟ و... .
 از سويي، پيشوايان معصوم عليهم‌السلام فرموده‌اند، تفسير قرآن بدون علومي كه به آنها اشاره شد، گمراهي و هلاكت خود و ديگران است. و فرموده‌اند، كسي غير از ما، اين علوم را ندارد.
شگفتا! چرا هدايتگر من اين‌قدر مبهم است؟! و چرا نوري كه بايد با آن از گمراهي رها شوم، نه تنها راهنماي من نيست، بلكه برايم تاريك، و كاربردش برايم دشوار يا غير ممكن است؟!
مرا به نماز فرمان مي‌دهد و مي‌گويد: «نماز به پاي دار». ولي نمي‌گويد: چگونه؟ در چه زماني؟ چند ركعت؟ با چه ذكرهايي؟ و... ؟
به من مي‌گويد: «اگر مستطيع شدي حجّ بگذار». امّا نمي‌گويد: استطاعت به چيست؟ احكام و آداب حجّ كدام است؟ اعمال واجب و حرامش چيست؟ چند دور بايد طواف كنم؟ و... ؟
در روزه و خمس و زكات و جهاد و امر به معروف و نهي از منكر و آنچه كه بر من واجب يا حرام و يا حلال و مباح نموده است، دچار همين حيرتم. و در بسياري موارد نمي‌دانم چه مي‌گويد و چرا مي‌گويد.
تقاضا مي‌كنم، براي رهايي من از حيرت و سرگرداني كه در كتاب هدايت خويش دارم، از روايت و تقليد و  برائت و استصحاب و ... سخن نگوييد. زيرا همة اين راه حلها، به بركت وجود پيشوايان معصوم عليهم‌السلام، به دست آمده‌اند. و فرض ما و تصريح اين گروه از مفسّران، اين است كه قرآن، هدايت و نور است، خودش مفسّر خويش است و نيازي به مفسّر ندارد، كامل است و ناقص نيست، و پاسخگوي تمام نيازهاي هدايتي و عبادي بشر است. و همه مي‌توانند با همين كتاب، هدايت شوند. زيرا هيچ تر و خشكي نيست مگر اينكه در اين كتاب وجود دارد. وانگهي، من از برائت و استصحاب چيزي نمي‌دانم. من يك عرب بيابان‌نشينم، كه قرآن با اين ويژگي‌هايي كه دارد، به عنوان كتاب هدايت من، معرّفي شده است. اگر كتاب هدايت من است، حدّ اقل در امور مربوط به هدايتم، نبايد نياز به مكمّل داشته باشد. بلكه بايد به گونه‌اي باشد كه من بتوانم به‌راحتي با آن هدايت شوم... .
از سويي، اگر شما بخواهيد براي نجات من از سرگرداني و حيرت، روايات و اصول عمليّه را مكمّل قرآن قرار دهيد، با اشكالات زير روبرو خواهيد شد:
1 ـ بايد بپذيريد كه قرآن در مأموريّت اصلي خود يعني هدايت، ناقص است! زيرا اگر خداوند، براي هدايت بشر، فقط قرآن را فرستاده، و آن را كتاب «هدايت و نور» معرّفي نموده، و آن را جامع و كامل، و برآورندة همة نيازهاي بشر قرارش داد، معنايش اين است كه، اين كتاب، در هدايت و نور بودن، كامل بوده و ويژگي هادي و نور بودنش، هيچ قيدي ندارد، و همة آن، در هر زمان و مكان، براي همة مردم، و بدون هيچ پيوست و مكمّلي، هادي و نور است. پس همة شرايط هدايت را داراست و هيچ نقصي در آن نيست. و اگر نسبت به يكي از اين شرايط، محدوديّت داشته باشد، به گونه‌اي كه نيازمند مكمّل باشد، ناقص بوده و نمي‌توان آن‌را [طبق تعريف مفسّران]، نور و هدايتگر خلق ناميد. زيرا همة ايشان، بر كمال قرآن در هدايت خلق، اتّفاق نظر دارند. پس در اين صورت، نيازي به انضمام روايات و اصول نيست، مگر آنكه قرآن‌را ناقص بپنداريم.
2 ـ انضمام روايات و اصول، با ادّعاي «انحصار هدايت در قرآن» كه از سوي برخي مفسّران عنوان شده منافات دارد. آنان مي‌گويند: «قرآن به تنهايي، هادي و نوراست، و با بودن قرآن نياز به هيچ هدايتگري نيست». بر اساس اين ادّعا، استفاده از قرآن نياز به هيچ پيوستي ندارد. و هر فردي مي‌تواند نياز هدايتي خويش را به راحتي از آن بگيرد. و ضميمه كردن روايات و اصول، اين ادّعا را نقض كرده و انحصار قرآن در هدايتگري را باطل مي‌كند. پس در اينجا، دو ديدگاه وجود دارد: يكي انحصار هدايت در قرآن، و ديگري، لزوم پيوست. شما كداميك را انتخاب مي‌كنيد؟
3 ـ اگر قرآن، با حفظ جامعيّتش، [سريان زماني داشته و] براي همة زمان‌هاست، و در هر برهه‌اي مي‌توان احكام و علوم و معارف مورد نياز بشر را از آن استخراج كرد، چگونه ممكن است روايات مربوط به قرنها پيش، مفسّر امروز قرآن باشد؟ براي حلّ اين مشكل، دو راه وجود دارد:
راه نخست اينكه: سريان زماني و مكاني را از قرآن نفي كرده و بگوييم اين قرآن نيز مانند روايات، مربوط به هزار و چهارصد سال پيش بوده و براي اين زمان، كارآيي ندارد.
راه دوم اينكه: اگر سريان زماني قرآن را مي‌پذيريم، بايد بتوانيم بدون استفاده از رواياتي كه مربوط به قرنها پيش است، آن را با همة احكام و علومش، بر تمام زمانها از جمله اين زمان، وفق داده، و با آن هدايت شويم.
محدود كردن قرآن به هزار و چهارصد سال پيش، در باور هيچ مسلماني نيست. امّا [با شرايطي كه بر اين كتاب حاكم است]، آيا براي ره‌جويان، ممكن است كه با ناديده گرفتن روايات [كه تنها برخي از آيات قرآن را توضيح مي‌دهند] قرآن را بر همة زمانها وفق داده و در هر زمان و هر شرايطي، راه‌هاي هدايت خود را از آن دريافت كنند؟
به عبارت ديگر، آيا اين كتاب، به تنهايي صلاحيّت هدايت مكلّف را دارد يا خير؟ و پرسشهايي كه در بالا مطرح شد و حكايت از سرگرداني من در كتاب هدايتم داشت، چگونه قابل حلّ است؟
گروه بسياري از مفسّران و قرآن‌پژوهان، كه قرآن را تنها پاسخگوي نياز بشر مي‌دانند، و از سويي، ويژگي‌هاي متحيّر كنندة آن را نيز نمي‌توانند انكار كنند، براي ممكن ساختن اين كار، راه حلّي ارائه داده‌اند. و آن اينكه:
براي تفسير و بهره بردن از قرآن، علوم و شرايطي لازم است كه بدون آنها، تفسير و فهم قرآن، امكان‌پذير نبوده و انوار قرآن دست‌يافتني نيست. و هدايتي صورت نمي‌گيرد.

ادامه مطلب





بازديد : 156 بار