.
مطالب سايت

 

هديه به منتظران گل نرگس

نقدی بر تفسیر و مفسران

هجوم آرام و خواب غفلت
نگرشي بر غوغاي انفجار جمعيت

سقیقه، تبلور وحدت یا تفرقه؟

نقدهايی بر کتب درسي دبستان

مشهورهاي بي اصل

برخي خيانت‌هاي منافقانه‌در كتاب:
«بيست و پنج سال سكوت علي»

گزارشي از تهاجم بر عزاداري و عاشوراي حسيني

نقدي بر مجله‌ي خانواده

 

 

 

جستجو


جستجو در وب
جستجوی سايت
تالار گفتمان
کل موضوعات 16
کل ارسال ها 71
کل بازديد ها 21111
کل پاسخ ها 55
کل اعضا 87
آخرين 20 ارسال انجمن

بدترين خلق خدا در آخر الزمان!!
ارسال شده توسط sarbaz در مورخه : جمعه، 14 بهمن ماه ، 1390

داستان تير و پاي امير
ارسال شده توسط hedayati در مورخه : يكشنبه، 2 آبان ماه ، 1389

داغ فراق
ارسال شده توسط andalib در مورخه : شنبه، 11 ارديبهشت ماه ، 1389

فراخوان شعارهاي فاطميه
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

سخن از فاطمه گفتن!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

در سوگ همتاي علي عليه السّلام
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 1 ارديبهشت ماه ، 1389

امام فدايي دين است، يا اصل دين؟
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388

آسيبها و راهكارها در عزاداري
ارسال شده توسط andalib در مورخه : جمعه، 27 آذر ماه ، 1388

بر كرانه‌ي غدير
ارسال شده توسط andalib در مورخه : سه شنبه، 10 آذر ماه ، 1388

مگر غدير را فراموش كرده‌ايم؟!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 27 آبان ماه ، 1388

طرح جدید سایت
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

چت آنلاین
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

اصلاحيه
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

ان الحيوة عقيدة و جهاد!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : يكشنبه، 10 آبان ماه ، 1388

انهدام عمود دين براي بقاي دين!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : يكشنبه، 12 مهر ماه ، 1388

تقیه
ارسال شده توسط admin در مورخه : چهارشنبه، 4 دي ماه ، 1387

تالار گفتمان جستجو
تغییر اندازه سایت

100%
125%
150%
200%
250%
300%

 
  
مشهورهاي بي اصل15- الإنسان حريص علي ما منع
 
  

 

فهرست عناوين

      

     پيشگفتار

    1- كنت كنزا مخفيا فأحببت ان اعرف

       لوازمي كه شعار مذكور به دنبال دارد

      مروري در روايات

      دليل جعل اين حديث‌گونه

    2- الطرق الي الله بعدد انفاس الخلائق

      طريق الي الله در بيان معصومان

    3- الخير فيما وقع

    4- حسنات الأبرار سيّئات المقرّبين

      سير تاريخي اين سخن

      مصداق واژة ابرار و مقرّبين

      گذري در روايات

      ماهيت حسنه و سيّئة

    5- كلكم راع و كلكم مسؤول عن رعيته

    6- ان كان دين محمّد لم‌يستقم الا بقتلي

    7- ان الحيوة عقيدة و جهاد

    8- قولوا لا اله الا الله تفلحوا

      مروري بر روايات

    9- الإنسان حريص علي ما منع

    10- انّا أعطيناك الكوثر

    11- حب الوطن من الإيمان

    12- من علّمني حرفا فقد صيرني عبدا

 

 

9 ـ «الانسان حريص علي ما منع»

 

اين جمله نيز تحت عنوان حديث پيامبر، مخصوصاً در ميان علما، از شهرت چشمگيري برخوردار است. شهرت آن به حدّي است كه كمتر كسي در صدور آن از پيامبر اكرم صلّي‌الله عليه و آله، شك مي‌كند. و در بيشتر كتب فقهي و غير فقهي، به آن استناد شده است. برخي از اين كتب، با نسبت دادن اين جمله به پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله آن را نقل كرده‌اند و برخي ديگر صرفا به آن استناد نموده‌اند. كه استنادشان، حاكي از پندار نيك آنان در بارة اين جمله و شايد حاكي از حديث پنداشتن آن است. روند صدور و شيوع جملة مذكور، به ترتيب زير است:

جلال الدّين سيوطي [سقيفه‌گرا] متوفّاي 911 هـ . ق، در كتاب "جامع الصغير" ج1، ص331، آن را به پيامبر اكرم صلّي‌الله عليه و آله نسبت داده و مي‌گويد:

«إن ابن آدم لحريص على ما منع».

متّقي هندي [سقيفه‌گرا] متوفّاي 975 هـ . ق در "كنز العمال" ج16، ص113 به نقل از كتاب "مسند الفردوس" شهردار‌بن شيرويه ديلمي همداني متوفّاي 588 هـ . ق، از ابن عمر چنين آورده:

«إن ابن آدم لحريص على ما منع».

محمدطاهر هندي فتني عاملي [سقيفه‌گرا] متوفّاي 986 هـ . ق در "تذكره الموضوعات" ص172 سند آن را، ضعيف دانسته و مي گويد:

«"إن ابن آدم لحريص على ما منع منه " سنده ضعيف بل قيل باطل».

اسماعيل عجلوني جراحي [سقيفه‌گرا] متوفّاي 1162 هـ . ق در "كشف الخفاء و مزيل الالباس" ج1، ص221، سند آن را ضعيف شمرده و مي گويد:

«"إن ابن آدم لحريص على ما منع" رواه الطبراني، و من طريقه الديلمي بسند ضعيف عن ابن عمر رفعه».

و در  ج2، ص125، مي گويد:

«كل ممنوع حلو. في معناه ما تقدم في الهمزة أن "ابن آدم لحريص على ما منع". و هو ضعيف، وقال القاري: ليس بحديث. و يدل علي صحة معناه ما ابتلي به آدم عليه الصّلاة و السلام في قوله تعالي: "ولاتقربا هذه الشّجرة"».

مناوي [سقيفه‌گرا] متوفاي 1331 هـ . ق در "فيض القدير، في شرح الجامع الصغير" ج2، ص518 ذيل اين عبارت مي گويد:

«"إن ابن آدم لحريص على ما منع". أي شديد الحرص على تحصيل ما منع منه، باذلا للجهد فيه، لما جبل و طبع عليه من شدة محبّته للممنوع. و هذا شئ كالمحسوس معروف بالوجدان لايحتاج إلى برهان. ( فر)[1] من حديث يوسف بن عطية عن هارون بن كثير عن زيد بن أسلم عن أبيه عن ابن عمربن الخطاب. ورواه عنه أيضا الطبراني و عبد الله‌بن أحمد، ومن طريقهما أورده الديلمي مصرحا فكان عزوه إليهما لكونهما الأصل أولى ، ثم إن "يوسف بن عطية الصفار" أورده "الذهبي" في الضعفاء و قال ضعفه "أبو زرعة" و"الدارقطني". و هارون‌بن كثير مجهول كما ذكره أيضا. و لهذا قال السخاوي: سنده ضعيف. قال: و قوله "ابن أسلم" تحريف، و الصواب "سالم" و الثلاثة مجهولون و لهذا قال أبو حاتم هذا باطل اهـ».

 

ساير علما و صاحب‌نظران، اعم از شيعيان و سقيفه‌گرايان، به اين جمله استناد كرده‌اند. اگرچه بدون عنوان حديث و روايت.

با نگاهي به آنچه گذشت، و بر اساس گفته‌هاي علماي سقيفه‌گرا، معلوم مي‌شود كه جلودار نقل اين سخن به عنوان حديث پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله، سليمان‌بن احمد طبراني، متوفّاي 360 هـ . ق، از علماي سقيفه‌گرا بوده است. او با سندي بسيار ضعيف، اين حديث را از عبدالله‌بن عمربن الخطّاب روايت مي‌كند! پس از او، شهردار ديلمي، آن را نقل كرده، و سپس ساير سقيفه‌گرايان، از اين دو نفر اقتباس نموده و پس از مدّتي در بين شيعه نيز شايع شده است.

اسماعيل عجلوني سقيفه‌گرا، در كتاب "كشف الخفا" مي‌گويد: طبراني اين روايت را به سند ضعيف از ابن عمر روايت كرده است. و مناوي سقيفه‌گرا نيز در كتاب "فيض القدير" مي‌گويد: اين روايت را طبراني و عبدالله‌بن احمد از ابن عمر روايت كرده‌اند.

ما به مقداري كه برايمان ممكن بود، براي يافتن اين روايت، در كتب طبراني جستجو كرديم ولي اثري از آن نيافتيم. احتمال حذف اين روايت از كتب طبراني، كه از سياستهاي سقيفه‌گرايان است، بسيار قوي است. زيرا:

اين جمله، از نظر سند، فاقد ارزش روايي بوده، و اعتبار آن به ميزان ارزش و اعتبار روايان آن است. و از نظر دلالت، برحسب ظاهر، مجوّزي است براي انجام اعمال ممنوعة در شرع. مناوي مي‌گويد: «"إن ابن آدم لحريص على ما منع"، يعني شديد الحرص براي به‌دست آوردن آنچه از آن منع شده، در حالي‌كه در اين راه بذل جهد و كوشش مي‌كند. زيرا بر اين امر سرشته شده و به‌خاطر شدت محبّتش به ممنوعات، اين تمايل، جزء طبع اوست. و اين مسأله مسأله‌اي شبيه به محسوس است كه نيازي به برهان نداشته و با وجدان و يافتن در وجود افراد، آشكار مي‌گردد».

اين سخن مناوي، تلويحاً بر اين نكته دلالت دارد كه اگر كسي، عملي ممنوع را انجام دهد، چون بر اين امر، سرشته شده گناهي بر او نيست. در نتيجه، تمام اعمالي كه زورمداران پس از پيامبر صلّي الله عليه و آله مرتكب شده‌اند، جنبة جبلّي پيدا مي‌كند كه بر آن سرشته شده‌اند و در اختيار آنان نبوده و گناهي بر آن مترتب نيست. در اين صورت، هيچ بشري بر انجام ممنوعات مؤاخذه نمي‌شود. و انجام ممنوعات، او را از عدالت ساقط نمي‌كند. زيرا سرشت او بر ممنوعات، حريص است. و به نظر مي‌رسد، فلسفة جعل اين حديث و نسبت آن به پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله، نيز همين مسأله باشد كه مجوّزي براي اعمال ننگيني باشد كه پس از آن حضرت به وقوع پيوست. و احتمالا پس از آن كه معلوم شد، تبعات اين سخن چندان سبك نيست، نظرشان بر حذف و ردّ آن تعلق گرفت.

اگر اين سخن را حديث بدانيم و اين حديث را درست بدانيم، بايد باب جهنم را نيز بسته بدانيم. زيرا حرص به قول مناوي از صفات جبلي و سرشت آدمي‌ست. و در اختيار انسان نيست. مثل خطا و نسيان كه در اختيار انسان نيست. همانگونه كه بر اساس نص حديث «رفع» انسان به خاطر خطا و نسيان مؤاخذه نمي‌شود، به خاطر حرص بر ممنوعات هم نبايد مؤاخذه شود. در نتيجه با ارتكاب ممنوعات، مؤاخذه نمي‌شود. چون ناشي از يك صفت جبلّي اوست.

و بعيد است كه عاقلي بر اين اعتقاد باشد، تا چه رسد به عالم و دانشمند ديني.

صرف نظر از حديث نبودن، اين سخن واقعيت نيز ندارد و اينگونه نيست كه انسان، بر ممنوعات حريص باشد. اگرچه شايد بعضي انسانها اينگونه باشند ولي كليت ندارد. و جنس انسان، بر اين سرشت نيست. و آنچه مناوي مي‌گويد، ظاهرا وجهي ندارد.


 

[1] - اشاره به كتاب "مسند الفردوس" ديلمي است.

ادامة مطلب
 

 

     




بازديد : 286 بار