.
مطالب سايت

 

هديه به منتظران گل نرگس

نقدی بر تفسیر و مفسران

هجوم آرام و خواب غفلت
نگرشي بر غوغاي انفجار جمعيت

سقیقه، تبلور وحدت یا تفرقه؟

نقدهايی بر کتب درسي دبستان

مشهورهاي بي اصل

برخي خيانت‌هاي منافقانه‌در كتاب:
«بيست و پنج سال سكوت علي»

گزارشي از تهاجم بر عزاداري و عاشوراي حسيني

نقدي بر مجله‌ي خانواده

 

 

 

جستجو


جستجو در وب
جستجوی سايت
تالار گفتمان
کل موضوعات 16
کل ارسال ها 71
کل بازديد ها 21111
کل پاسخ ها 55
کل اعضا 87
آخرين 20 ارسال انجمن

بدترين خلق خدا در آخر الزمان!!
ارسال شده توسط sarbaz در مورخه : جمعه، 14 بهمن ماه ، 1390

داستان تير و پاي امير
ارسال شده توسط hedayati در مورخه : يكشنبه، 2 آبان ماه ، 1389

داغ فراق
ارسال شده توسط andalib در مورخه : شنبه، 11 ارديبهشت ماه ، 1389

فراخوان شعارهاي فاطميه
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

سخن از فاطمه گفتن!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه ، 1389

در سوگ همتاي علي عليه السّلام
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 1 ارديبهشت ماه ، 1389

امام فدايي دين است، يا اصل دين؟
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 2 دي ماه ، 1388

آسيبها و راهكارها در عزاداري
ارسال شده توسط andalib در مورخه : جمعه، 27 آذر ماه ، 1388

بر كرانه‌ي غدير
ارسال شده توسط andalib در مورخه : سه شنبه، 10 آذر ماه ، 1388

مگر غدير را فراموش كرده‌ايم؟!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : چهارشنبه، 27 آبان ماه ، 1388

طرح جدید سایت
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

چت آنلاین
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

اصلاحيه
ارسال شده توسط admin در مورخه : سه شنبه، 26 آبان ماه ، 1388

ان الحيوة عقيدة و جهاد!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : يكشنبه، 10 آبان ماه ، 1388

انهدام عمود دين براي بقاي دين!
ارسال شده توسط andalib در مورخه : يكشنبه، 12 مهر ماه ، 1388

تقیه
ارسال شده توسط admin در مورخه : چهارشنبه، 4 دي ماه ، 1387

تالار گفتمان جستجو
تغییر اندازه سایت

100%
125%
150%
200%
250%
300%

 
  
نقد و بررسي قصه‌هاي پيشوايان معصوم 1 سرگذشت نوشتار
 
  

 

فهرست عناوين

 

سرگذشت اين نوشتار

 پيشگفتار

بررسي مأخذ و سند عبارات

 راهنماي‌ استفاده‌ از جدولها

 بخش‌ اوّل‌: كتب دوم دبستان:

     * كتاب‌ تعليمات‌ ديني‌ دوّم‌ دبستان‌:

     1 - كودكي‌ حضرت‌ محمّد

        آنچه يافته‌ايم

        بررسي مفاهيم برخي عبارات

     2 - حضرت‌ محمّد صلي الله عليه و آله با كودكان‌ مهربان‌ بود

        بررسي مفاهيم برخي عبارات

     3 - پاكيزه‌ باشيم‌

        آنچه يافته‌ايم

        بررسي مفاهيم برخي عبارات

     4 - يك‌ دستور بهداشتي‌ مهمّ

        آنچه يافته‌ايم

        بررسي مفاهيم برخي عبارات

     5 - حضرت‌ علي‌ كودكان‌ را دوست‌ داشت‌

        آنچه يافته‌ايم

        بررسي مفاهيم برخي عبارات

     6 - مهمانهاي‌ حضرت‌ امام‌ حسن‌

        آنچه يافته‌ايم

        بررسي مفاهيم برخي عبارات

     7 - با حيوانات‌ مهربان‌ باشيم‌

        آنچه يافته‌ايم

        بررسي مفاهيم برخي عبارات

     * كتاب‌ فارسي‌ دوّم‌ دبستان‌:

     8 - به‌ پدر و مادر خود نيكي‌ كنيم‌

        آنچه يافته‌ايم

        بررسي مفاهيم برخي عبارات

   ورود به بخش‌ دوم‌ : كتب‌ سوّم‌ دبستان

  

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

 

 

نقد و بررسي‌

 

قصّه‌هـاي‌ پيشوايان‌ معصوم‌ عليهم‌‏السلام

 

در كتب‌ درسي‌

  

مقطع‌: ابتدايي‌

 

 

 

 

سرگذشت اين نوشتار:

 ... قرار شد قصه‌هاي پيشوايان معصوم در كتب درسي را مورد نقد و بررسي قرار دهيم. برنامه اين بود كه كار را در مقاطع مختلف اعم از دبستان و راهنمايي و دبيرستان و دانشگاه، به انجام برسانيم. ولي... افسوس.

پس از تلاش فراواني كه در صفحات آتي ملاحظه خواهيد فرمود، بخش اول اين پروژه از مقطع ابتدايي، يعني بررسي كتب ديني و فارسي دوم و سوم دبستان، تكميل و به چاپ رسيد. كه البته با تمام نقص ادبي و نوشتاري كه داشت، مورد استقبال شايان صاحب‌نظران عرصة علم و فرهنگ نيز قرار گرفت. اما وزير محترم آموزش و پرورش وقت، كه وزير منصفي هم بود، [قريب به اين مضمون] گفت: «همه ايرادات و نقدهايي كه نوشته‌ايد بر كتب درسي وارد است. ولي بهتر است اين كتاب را چاپ نكنيد، زيرا باعث مي‌شود كه آموزش و پرورش يك كشور زير سؤال برود و براي يك وزارتخانه بسيار نامناسب است كه اين‌گونه زير سؤال برود. من هم قول مي‌دهم كه به نقدهاي شما ترتيب اثر داده و اقدام به اصلاح اين كتب كنم».

ما ساده‌دلان نيز بنا به فرمايش جناب وزير و قول مساعد معظم‌له، از چاپ مجدد اين كتاب چشم پوشيديم. و از ادامة پروژه نيز صرف نظر كرديم. اما متأسفانه تغيير چنداني در كتب درسي نديديم. و همان مقدار تغيير نيز كه ايجاد شد تنها تغيير در ظاهر برخي قصه‌ها بود. اما ايراد اعتقادي، و بيماري چارچوب كتب، همچنان باقي بوده و اكنون نيز به جاي خود باقي‌است. و مركب رهوار وهن و سستي مباني اعتقادي در كتب درسي، همچنان به پيش مي‌تازد.

خلاصة كلام اينكه: اين نقد نسبتا جامع، خيلي راحت و بي دردسر، مورد بي‌مهري قرار گرفت و بايكوت شده و به فراموشي سپرده شد. و از اين بابت، ممكن است شما آن را به عنوان نقدي تاريخ گذشته تلقّي كنيد. چون كتابهاي درسي آن سال تا كنون تفاوتهايي كرده‌اند. البته تلقّي شما تا حدّي درست بوده و اين كتاب، تاريخ گذشته است. اما به عنوان يك نقد و بررسي اعتقادي و روايي، و بررسي سبك فراهم نمودن قصه و نوشتن آنها در كتب درسي، و ارائة مباني اعتقادي مستند به روايات معتبر، با صرف نظر از اينكه در كتاب دبستان باشند يا نباشند، ارزش خود را از دست نداده و نخواهد داد. و از اين جهت، نمي‌توان تاريخ خاصي را براي اين نقد در نظر گرفت. مخصوصا با ملاحظه اين كه هنوز شيوة غلط و غير علمي و منافي با مباني اعتقادي در گردآوري كتب درسي ادامه دارد. از اين رو، اين نقد، همواره نو و قابل استفاده مي‌باشد.

بخش دوم اين پروژه از مقطع ابتدايي يعني بررسي كتب چهارم و پنجم نيز اصول كارش انجام شد. اما پس از اين سرنوشت، ديگر انگيزه‌اي براي ادامه نبود. از اين رو همه را بوسيده و به كناري گذاشتيم. اكنون اينجانب تصميم به مطرح ساختن اين پژوهش دارم. و معتقدم كه آبروي هركس در گروي عملي‌است كه انجام داده. و اين، چندان مهم نيست كه با طرح اين پژوهش، آبروي چه كسي رفته و چه وزارتخانه‌اي زير سؤال مي‌رود. اميد است همة آبرورفته‌ها براي بازيافت آبروي از دست رفتةخود نزد خداي متعال، تدبيري بينديشند. انشاالله.

 اينك، اين شما و اين هم «نقد و بررسي قصه‌هاي پيشوايان معصوم در كتب درسي دبستان». اميد است از تحفة انديشة شما محروم نمانيم.

 

بسم‌ اللّه‌ الرّحمن‌ الرّحيم‌

 

 پيشگفتار :

 

السّلام‌ عليك‌ يا اميرَ المؤمنين‌؛ السّلام‌ عليك‌ يا وليَّ اللّه‌؛ اَنتَ اوّلُ مظلوم‌.

 

اي‌ امير مؤمنان‌، اي‌ جانشين‌ پيامبر، اي‌ برادر رسول‌ خدا، اي‌ امين‌ پروردگار، اي‌ همسر بانوي‌ بانوان‌، اي‌ پدر پيشوايان‌ راستين‌، سلام‌ خدا بر تو. سلام‌ فرشتگان‌ و پيامبران‌ و صالحان‌ بر تو. و سلام‌ ما بر تو و بر دودمان تو باد.

 اي مظلوم عالم، چرا اين‌ همه‌ ستم‌ را در حقّ تو روا داشتند؟ چرا براي غصب حقّ تو كمر همت بستند؟ چرا پهلوي‌ همسر تورا شكستند؟ چرا فرق تو را شكافتند؟ چرا فرزندان‌ پاك‌ تو را كشتند؟ چرا دوستان‌ و پيروان تو را به‌ دار آويختند؟ و چرا با نام‌ تو كه‌ برگرفته‌ از نام‌ خداست‌ به‌ ستيز برخاستند؟ راستي‌! اگر فضائل‌ تو گفته‌ شود، كاستي‌هاي چه كساني برملا خواهد شد؟ و اگر نام‌ تو بر سر زبانها باشد، نام چه كساني محو مي‌شود؟ و اگر از ولايت‌ بر حقّ تو سخن‌ به‌ ميان‌ آيد، ولايت چه كساني باطل مي‌گردد؟

 اي‌ وليّ خدا، آن‌گاه كه فرمودي:‌ «به‌ شمارة‌ ريگهاي‌ بيابان‌ در حقّم‌ ستم‌ شده»، به اين باور رسيديم كه دشمني‌ با خدا دشمني باتوست، دشمني با حق دشمني‌ با توست‌؛ دشمني‌ با اسلام‌ دشمني با توست، و دشمني‌ با پيروان‌ خدا و حق و دين، دشمني‌ آشكار با توست‌.

 اي‌ حجّت‌ خدا، با غصب‌ حقوق‌ تو، اساس كژي‌ها نهاده شد. هر گناهي كه‌ انجام شده و تا قيامت انجام خواهد شد‌، هر آبرويي‌ كه‌ برباد رفته و خواهد رفت‌، هر قطرة‌ خوني‌ كه‌ بر زمين‌ جاري شده و جاري خواهد شد‌، هر فريادي‌ كه‌ راهش‌ در گلو بسته‌ شده و بسته خواهد شد، هر دستي‌ كه‌ از فقر و بيچارگي‌ دراز شده و دراز خواهد شد‌، و هر آهي‌ كه‌ از سينة‌ دردمندي‌ برخاسته‌ و برخواهد خاست، همه و همه پيامد غصب حقوق توست.

 اي‌ امين‌ خدا، گواهي‌ مي‌دهيم‌ كه‌ حق‌ با تو و با فرزندان‌ پاك‌ تو، و از سوي‌ شما و در وجود شما‌ و به‌ سوي‌ شماست‌.

 

*   *   *

 

پيامبر اسلام‌ حضرت‌ محمّد صلي الله عليه و آله فرموده‌اند:

«اِنّي‌ تاركٌ فيكُمُ‌الثّقلَيْن‌ كتابَ‌اللّه‌ و عِترتي‌ اهل‌ بيتي‌ مااِنْ تمَسَّكْتُمْ بِهِما لَنْ‌تَضِلُّوا اَبَدا...».

 من‌ دو چيز گرانسنگ‌ را در ميان‌ شما باقي‌ مي‌گذارم‌: كتاب‌ خدا و خاندانم‌، اهل‌ بيتم‌ را؛ تا زماني‌ كه‌ به‌ آندو چنگ‌ بزنيد هرگز گمراه‌ نخواهيد شد.

 براي‌ نجات‌ از گمراهيها و اطاعت‌ از پيامبر كه‌ اطاعت‌ از خداست‌، دين‌ ما و اخلاق‌ و رفتار ما، بايد بر اساس‌ گفتار و رفتار و تقريرات1 پيشوايان معصوم عليهم السلام باشد كه سفيران الهي در ميان مردم بوده، و امين وحي خدا و پيرو راستين كتاب خدا و سنّت پيامبرند2

در اين ميان، قصّه‌هايي‌ كه‌ نقش‌آفرينان‌ آنها پيشوايان‌ معصوم‌ مي‌باشند، از اهميّت‌ خاصّي‌ برخوردارند، زيرا هرگونه‌ عمل‌ و يا عكس‌ العملي‌ از سوي‌ معصومان‌، تفسيري‌ از كلام‌ خدا، و جلوه‌اي از خشنودي و خشم او، و سنّتي از سنّت‌هاي پيامبر گرامي اسلام است‌.

بي‌ توجّهي‌ و بي‌ دقّتي‌ در بيان‌ قصّه‌ها، و كم و زياد كردن‌ آنها به عنوان‌ بازنويسي‌ و ساده‌نويسي‌، و يا گزينشِ بخشي‌ كه‌ مورد اتّفاق‌ همة‌ فرق‌ بوده و حذف بخش ديگر آن، نوعي‌ تحريفِ در سنّت، و دستبرد در تفسير كلام الهي، و انعكاسي ناقص و نابجا از خشنودي و خشم خداست.

توضيح‌ و تفسيرهاي‌ حاصل از نيك‌پنداري نويسندگان، كه با عصمت‌ و پاكدامني‌ اهل‌بيت‌ پيامبر صلي الله عليه و آله ناسازگار است، انحرافات‌ بسياري‌ را در عقيده‌ و رفتار و اخلاق‌ جامعة‌ اسلامي‌ ايجاد كرده است‌.

به عنوان مثال، براي موجّه جلوه دادن چهرة غاصبان خلافت علوي، اگر در قصّة‌ جانسوز غصب‌ خلافت‌ امير مؤمنان‌ چنين‌ بگوييم‌ كه‌: آن‌ حضرت‌ پس‌ از غصب‌ خلافت، با غاصبان‌ بيعت‌ كرد و مشاور آنان‌ بود، ناگزير براي‌ توجيه‌ عملكرد حضرتش‌ بايد چنين‌ تحليلي‌ داشته‌ باشيم‌ كه: نوپايي‌ اسلام‌ و وضعيّت‌ يهوديان‌ مدينه‌، و خطر حمله‌هاي‌ خارجي‌ سبب‌ شد تا حضرت‌ علي عليه السلام براي‌ حفظ‌ اسلام‌ و مسلمانان‌ با غاصبان‌ كنار آمده‌ و راهنماي‌ آنان‌ باشد. و اين‌ سخن عاري از حقيقت، كه با تمام مباني ديني و شواهد تاريخي و روايي ناسازگار است، سرمشق‌ خوبي‌ براي‌ سازشكاران‌ دنياپرست‌ در طول‌ تاريخ‌ بوده و خواهد بود.

 ولي اگر در همين قصّة‌ غصب‌ خلافت‌ بگوييم‌: حضرت‌ علي عليه السلام به همراه دخت گرامي پيامبر اكرم، و دو فرزند معصوم خويش امام حسن و امام حسين عليهم السلام پس‌ از غصب‌ خلافت‌،‌ براي احقاق حق خود و يافتن يار و ياور، و اتمام حجّت با بيعت‌كنندگان غدير، شبها به‌ درِ خانة‌ مهاجرين‌ و انصار مي‌رفتند و از آنها براي‌ گرفتن حق الهي خود بيعت‌ به‌ مرگ‌ مي‌گرفتند، ولي‌ مهاجرين‌ و انصار بيعت‌شكني‌ مي‌كردند، در اين صورت، تاريخ‌ را اينگونه‌ تحليل‌ خواهيم‌ كرد كه‌: حضرت‌ امير مؤمنان،‌ حيدر كرّار عليه السلام به دليل نداشتن‌ يار و ياور، حقّش‌ غصب‌ شد، و همان‌گونه كه خودش فرمود، اگر لااقل‌ چهل‌ تن‌ او را ياري‌ مي‌كردند غاصبان‌ را از اريكة‌ قدرت‌ به‌ زير مي‌كشيد و پوزة آنان را به خاك مي‌ماليد؛ و نه‌ ترسي‌ از دشمنان‌ داخلي‌ داشت و نه‌ وحشتي‌ از دشمنان‌ خارجي‌، و نه‌ ملاحظة‌ نوپايي‌ اسلام را داشت. كه‌ اگر چنين‌ ملاحظه‌اي‌ سزاوار بود، نبايد به دنبال يار و ياور مي‌گشت، و نبايد در صدد گرفتن حق خود برمي‌آمد. و پيامبر اسلام نيز مي‌بايست از جنگ‌ بدر و احد خودداري‌ مي‌كرد. و نيز اگر بگوييم‌: چون‌ پيامبر به‌ وصيّ خود فرموده‌ بود: يا علي‌، تو همانند كعبه‌اي‌، و مردم‌ بايد به‌ سوي‌ تو بيايند نه‌ تو به‌ سوي‌ مردم‌، تاريخ‌ را اينگونه‌ تحليل‌ خواهيم‌ كرد كه: طبق فرمايش اميرالمؤمنين و صديقة طاهره سلام الله عليهما، پس از رحلت پيامبر، مسلمانان‌ مرتد شده و بجز چهار يا پنج نفر، همگي‌ از اسلام‌ روي‌ برگردانده‌ و به‌ جاهليت برگشتند. زيرا طبق فرمايش پيامبر، «كسي كه بميرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهليّت مرده است». امّا پس‌ از گذشت‌ بيست‌ و پنج‌ سال‌ حكومت‌ غاصبان، و‌ تبديل و تغيير و ايجاد بدعتهاي فراوان در دين الهي، و حيف‌ و ميل‌ در بيت‌ المال‌ توسط آنان، و نابرابريهاي‌ اقتصادي‌ و سياسي، پس از هلاكت عثمان، همان مسلمانان براي‌ درخواست اجراي‌ عدالتي كه فراموش شده بود،‌ به‌ حضرت‌ علي عليه السلام‌ پناه برده و به در خانة آن حضرت هجوم‌ آوردند، و در نتيجه، آن حضرت‌ زمام‌ امورشان‌ را به‌ دست‌ گرفت‌.

ملاحظه‌ فرموديد كه اِعمال سليقه و رأي در نقل‌ يك‌ قصّه، تا چه‌‌ اندازه،‌ باعث تحريف واقعيّت، و اختلاف در ارائة آن خواهد شد. و بديهي‌است كه در اثر اختلاف در ارائه، با عوارض فراواني‌ روبرو خواهيم‌ بود. و اين، تنها‌ بخش ناچيزي‌ از تحريف‌ در نقل قول و فعل و تقرير معصومين عليهم السلام، و بخصوص، تحريف در سنّت‌ پيامبر صلي الله عليه و آله است‌.

دشمنان‌ قسم‌ خوردة‌ اسلام‌، اهمّيّت‌ و نقش‌ سنّت‌ پيامبر را با همة‌ وجود خود حس‌ كرده‌ و باور داشتند كه‌ با رواج‌ سنّت‌ پيامبر، اسلام‌، قابل‌ تحريف‌ و دگرگوني‌ نيست‌، به‌ همين‌ جهت‌ بر آن‌ شدند تا پس‌ از درگذشت‌ آخرين‌ پيام‌آور الهي، علاوه بر خانه‌نشين كردن جانشين بحق و الهي پيامبر، امير مؤمنان علي عليه السلام، با طرح شعار باطل «حسبنا كتاب الله» از نشر حديث‌ آن حضرت نيز جلوگيري‌ كرده، و ناقلان‌ و راويان‌ حديث‌ را اگرچه‌ ابوذر ـ صحابة‌ راستگوي‌ پيامبر ـ باشد، با تازيانه، مورد ظلم و ضرب و شتم قرار دهند. و احاديث رسيده از آن حضرت را با آتش كفر خود بسوزانند.

امّا‌، وقتي‌ خود را در جلوگيري‌ از نشر حديث،‌ موفّق نديدند، و احاديث‌ بيشماري‌ از پيامبر سينه‌ به‌ سينه‌ نقل‌ شده‌ بود، ترفند ديگري‌ به‌ كار برده‌ و مراكز جعل حديث ايجاد كردند، و احاديثي‌ را در قالبهاي‌ زير ارائه‌ كردند:

 1 ـ آنچه‌ در نكوهش‌ غاصبان‌، از پيامبر نقل‌ شده‌ بود همانندش‌ را در شأن‌ خاندان‌ پيامبر جعل‌ كردند.

 2 ـ آنچه‌ پيامبر در جلالت و عظمت شأن‌ خاندان‌ پاكش‌ فرموده‌ بود، براي‌ دشمنان‌ عترت‌ آفريدند.

 3 ـ اگر حديثي‌ متواتر نقل‌ شده‌ بود، با تغييراتي‌ ـ از قبيل‌ كم‌ و زياد كردن‌، نقل‌ به‌ معنا نمودن‌، پس‌ و پيش‌ كردن‌ عبارتها ـ آن‌ را رواج‌ دادند.

 4 ـ آنچه‌ را كه‌ اختصاصاً در فضائل‌ عترت‌ پيامبر بيان‌ شده‌ بود تعميم‌ دادند.

 5 ـ در فضائل‌ اهل‌ بيت‌ پاك‌ پيامبر، رواياتي‌ را كه‌ نشان‌ از غلوّ داشت‌ جعل‌ كردند تا پيروان‌ آنان‌ را غالي‌ بنامند.

 6 ـ احاديثي‌ را كه‌ قابل‌ تغيير و كتمان‌ نبود، لفظ‌ آن‌ را ذكر كرده‌ و معنايش‌ را تغيير دادند.

 7 ـ براي‌ متّهم‌ ساختن‌ عترت‌ پاك‌ پيامبر به‌ اشتباه‌ و خطا، و تبرئة‌ خود از گناهان‌ و خطاهاي‌ فراوان‌، احاديث‌ بسياري‌ جعل‌ كردند.

و...

شيوه و سيرة غاصبانِ خلافتِ علوى، تحت عنوان سنت شيخين، راهنماى جمع زيادى از مسلمان‌نماهاي ديروز و امروز بوده، و پيروان اين غاصبان،، به خاطر عمل به سنّت آنان، آيات محكمات قرآنى3 را ناديده گرفته و اطاعت خدا و رسولش را فراموش كرده‏اند.

 

 

*     *     *

 

 پيروان‌ و دوستداران‌ ولايت‌ علوي‌ در تاريخ‌ پرحادثة‌ خود هميشه‌ مورد تهاجم‌ فرهنگي‌، اقتصادي‌، سياسي‌ و نظاميِ شب‌ پرستان‌ بوده‌اند،‌ و با مجاهدتهاي‌ دليرمرداني‌ چون‌ ابوذر، عمار، مالك‌، مقداد، عابس‌، حبيب‌، هشام‌، زراره‌، دعبل‌، حسين‌بن‌ روح‌، و سپس محمّد بن‌ نعمان‌، ميرحامد حسين‌، و علاّمة‌ اميني‌، و مانند آنان، به‌ مقابله‌ با دشمنان‌ برخاسته‌، و سدّي‌ استوار بر سر راه‌ متجاوزان‌ بنا كرده‌اند.

فرزانگاني‌ كه‌ با همة‌ توان‌ خود به‌ پاسداري‌ از مكتب‌ تشيّع‌ پرداخته‌اند، با بررسي‌ مآخذ غير قابل‌ انكارِ حريف‌، به‌ فضائل‌ و مناقبي‌ از اهل‌ بيت‌ پاك‌ پيامبر عليهم السلام  دست‌ يافته‌ و از آنها براي‌ خلع‌ سلاح‌ دشمن‌ سود جسته‌اند. ولي‌ اخيراً دشمن‌ حيلة‌ جديدي‌ به‌ كار گرفته‌ و در چاپهاي‌ جديد اين‌ مآخذ، با تحريف‌ كتابهاي‌ علماي‌ خود، سندهاي‌ گويا را حذف‌ مي‌كند، عجبا كه‌ از شدّت‌ بغض‌ با خاندان‌ وحي‌، امانتدار علماي‌ خودشان‌ هم‌ نيستند!!

بايد توجّه‌ داشت‌ كه‌ نقل‌ مناقب‌ اهل‌ بيت‌ عليهم السلام  از كتابهاي‌ سقيفه‌گرايان،‌ شيوه‌اي‌ است‌ براي‌ مبارزه‌ با منكران‌ فضائل‌ و مناقب‌ آل‌ ابي‌طالب. نه‌ راه‌ و روشي‌ در آموزش‌ معارف‌ حقّه‌. ولي‌ متأسّفانه‌ امروزه‌ بسياري‌ از مبلّغان‌ و مروّجان‌ مذهبي‌ بدون‌ هيچ‌ دقّت‌ و انديشه‌اي‌ به‌ نقل‌ فضائل‌ و مناقبي‌ از پيشوايان‌ معصوم‌ مي‌پردازند كه‌ بيشتر آنها رنگ‌ و بوي‌ دشمن‌ بخود گرفته‌ است‌. كسي‌ كه‌ مي‌خواهد قصّه‌اي‌ از فضيلتهاي‌ پيشوايان‌ معصوم‌ را براي‌ مردم‌ بگويد و يا بنويسد، بايد با معارف‌ شيعه‌ آشنا بوده‌ و اصل‌ امامت‌ را با دليل‌ و برهان‌ پذيرفته‌، و از ترفندهاي‌ مخالفان‌ و منكران‌، آگاه‌ باشد. و اضافه‌ بر آن‌، توان‌ بررسي‌ مأخذ و سند قصّه‌ را داشته‌ و با زبان‌ آن‌ بيگانه‌ نباشد.


 

1ـ آنچه در حضور پيامبر وائمّه معصومين عليهم السّلام از سوى ديگران انجام مى‏شد و آن بزرگواران آن عمل را رد نمى‏كردند، تقرير گفته مى‏شود.

2 ـ فرازى از زيارت امين اللّه: «و عَملْتَ بكتابِه و اتّبَعْتَ سُنَنَ نبيِّه - به كتاب خدا عمل كردى و پيروى از سنّت پيامبر نمودى«.

3ـ قرآن كريم، سوره مائده، آيه 67 : يا أيّها الرّسول بلّغ ما أُنزل إليك من ربّك.

    - قرآن كريم، سوره نساء، آيه 59 : أطيعوا اللّه و أطيعوا الرّسول و اولى الأمر منكم.

    - قرآن كريم، سوره نساء، آيه 79 : من يطع الرّسول فقد اطاع اللّه.

 

 

ادامة مطلب
 

 





بازديد : 284 بار