andalib مدیر سایت وضعيت: آفلاين 25 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 24 امتياز: 15374 تشکر کرده: 0 تشکر شده 1 بار در 1 پست
بسم الله الرحمن الرحيم
اصل تقيه:
تقيّه در لغت به معني نگهداري خويشتن از آسيبها است. تقيّه كردن يعني خود را از گزندها در امان داشتن. اما در اصطلاح فقه، به معني نگه داري خويشتن از آسيبها و گزندهايي است كه از سوي دشمن به انسان ميرسد. بنا بر اين، كتمان كردن بعضي از اعتقادات، و آنها را به صورت سرّ نگه داشتن، نوعي تقيّه كردن است. و بر ملا كردن برخي اعتقادات در بعضي جاها، بر خلاف تقيّه است.
تقيّه في نفسه واجب نيست. بلكه براي حفظ جان از آسيبها واجب ميشود. و اصل در تقيه حفظ جان مسلمان است. بنا بر اين اگر آسيبي در كار نباشد، تقيه معنا ندارد.
ميزان در تقيه:
ميزان در تقيه آن است كه چيزي كه انسان در مقابل آن خود را از آسيب نگه ميدارد، اهميّتش كمتر از آسيبي باشد كه به انسان ميرسد. اما اگر اهميتش به اندازة آسيبي باشد كه به انسان ميرسد و يا بيش از آن آسيب باشد، تقيه معنا ندارد. مثلا ارزش پيروزي در فلان ورزش به حدي نيست كه جان انساني در قبال آن توسط دشمن، به خطر بيفتد. يا در مساجد عربستان كه در كنترل كامل وهابيّت است، گفتن اذان شيعي، قتل مؤذن را به همراه دارد. در چنين مواردي تقيه لازم است. امّا اگر امري همچون قتل در ميان باشد، مثل اينكه دشمن براي كشتن مسلمانان به آنان هجوم ببرد، در اينجا تقيّه نه تنها معنا ندارد بلكه كوتاهي در دفاع است. از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود: تقيه براي اين مقرر شده كه خون مؤمن حفظ شود. وقتي پاي خون در ميان بيايد [و با تقيه كردن خون مؤمن ريخته شود] تقيهاي در كار نيست.
خطا در ميزان تقيه:
خيليها فكر ميكنند كه هرجا سخن حق باعث شود فلاني از ما ناراحت شود، بايد تقيه كرد! اين بينش، اشتباه است. زيرا پاي خون و آسيب در ميان نيست. بنا بر اين، تقيه معنا ندارد.
بعضيها هم فكر ميكنند در مملكت خودي و حكومت خودي، گفتن حرفهايي كه باعث رنجش خاطر مخالفان ميشود، خلاف تقيه است. اين بينش نيز خطاست. زيرا اگر قدرت در دست خودي باشد، تقيه معنا ندارد.
شيوة تقيه:
اما شيوة تقيّه بستگي به شرايط شخص دارد. معيار و متراژ خاصي براي آن نيست. در بعضي جاها تقيه در نگفتن است، در بعضي جاها تقيه در توريه كردن است، در بعضي جاها تقيه در خلاف گفتن است. كه البته همه اينها مرز دارند.
خلاصة سخن اينكه:
تو بايد به هر قيمتي زنده بماني، مگر آنكه زنده ماندنت، قيمتش بيش از خودت باشد. مثلا به قيمت ناسزا گفتن به خدا و پيامبر و امام معصوم، و يا به قيمت از بين رفتن دين و خون مؤمنان. در اين صورت، بايد مرد.
اين خلاصهاي بود از آنچه كه از تقيه قابل ذكر است. تفصيل بيش از اين را بايد در كتب فقهي جستجو كنيد.[/align]
کاربرانی که برای این ارسال از andalib تشکر کرده اند admin
نويسنده
پيغام
admin مدیر سایت وضعيت: آفلاين 23 آذر ماه ، 1387 تعداد ارسالها: 8 امتياز: 6008 تشکر کرده: 1 تشکر شده 1 بار در 1 پست
محل سكونت: مشهد
جناب آقای عندلیب
از توضیحات بسیار کامل شما خیلی خیلی ممنونم
و نکته اساسی که برای من نامشخص بود همان مسئله مطرح بودن خون مومن بوده که شما به صراحت و شفاف به آن اشاره فرمودید.
از شما بزرگوار بخاطر پاسخ جامع و راهنمائی این حقیر نهایت تشکر را دارم و امیدوارم این سوال و جواب برای سایر بازدیدکنندگان نیز مفید واقع گردد
ومن الله التوفیق
_________________ حامد صداقت
طراح و برنامه نویس
--------------------------